تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
6 / 20 آنان كه ايشان را كتاب داده‌ايم مىشناسند حقيقت اين قول را چنان كه مىشناسند پسران خود را آنان كه زيانكار شدند در حق خويشتن ايشان ايمان نمىآرند ( 20 ) 6 / 21 و كيست ستمكارتر از كسى كه بر بست بر خدا دروغ را يا به دروغ نسبت كرد آيت او را هر آئينه رستگار نمىشوند ستمكاران ( 21 ) 6 / 22 و ياد كن آن روز كه حشر كنيم ايشان را همه يك جا بازگوئيم مشركان را كجااند آن شريكان شما كه ايشان را به ظن اثبات مىكرديد ( 22 ) 6 / 23 بعد ازان نباشد عذر ايشان مگر آنكه گويند قسم به خدا پروردگار ما كه مشرك نبوديم ( 23 ) 6 / 24 بنگر چگونه دروغ گفتند بر خويشتن و گم گشت از ايشان آنچه افترا مىكردند ( 24 )
شرح
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَآنان كه ايشان را داده‌ايم كتابيَعْرِفُونَهُمىشناسند رسول ص خداى را به حليه و صفتى كه مذكورست در توريتكَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُهمچنان‌كه مىشناسند پسران خود را به حليه و صفت ايشان مراد معرفتى روشن است آورده‌اند كه حضرت فاروق رض از عبد اللّه بن سلّام پرسيد كه معرفت شما مر حضرت ص را كه خداى از ان خبر مىدهد كه همچون معرفت فرزندان است بر چه وجه تواند بود ابن سلام رض گفت من به رسالت پيغمبر متيقن‌ترام از آنكه به صحت نسب پسر خويش چه اين را از توريت دانسته اما پسران را معلوم ندارم كه زنان چه ساخته‌اند عمر رض فرمود كه خداى توفيق رفيق تو گرداند اى عبد اللّه فقد اصبت و صدقتالَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْكسانى كه زيانكار شدند در نفسهاى خود از مشركان و اهل كتابفَهُمْ لا يُؤْمِنُونَپس ايشان ايمان نمىآرندوَ مَنْ أَظْلَمُو كيست ستمكارترمِمَّنِ افْتَرىاز كسى كه افترا كند و ببنددعَلَى اللَّهِ كَذِباًبر خداى دروغ را به‌آنكه ملائكه دختران اويند و بتان ما نزديك وى شفيع خواهند بودأَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِيا آنكه تكذيب كند آيات او را كه قرآن است و آن را سحر و شعر و كهانت نام نهدإِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَبه درستى كه رستگار نشوند ستمكاران يعنى كافرانوَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاًو ياد كن روزى را كه حشر كنيم همه ايشان را از عابدان و معبودانثُمَّ نَقُولُپس گوئيم از روى توبيخلِلَّذِينَ أَشْرَكُوامر آنان را كه شرك آورده‌اندأَيْنَ شُرَكاؤُكُمُكجااند خدايان شما كه شريك خداى مىساختيدالَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَآنان را كه گمان مىبرديد كه شما را شفاعت خواهند كردثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْپس نباشد معذرت ايشانإِلَّا أَنْ قالُوامگر آنكه گويندوَ اللَّهِ رَبِّنابه خداى كه پروردگار ما استما كُنَّا مُشْرِكِينَكه ما نبوديم شرك‌آورندگان و دروغ گويند و بدان سوگند ياد كنند مشركان چون روز قيامت مشاهده كرامات و علو مقامات اهل توحيد كنند بعضى مر بعضى را گويند بيائيد تا انكار شرك كنيم شايد كه ما نيز نجات يابيم پس سوگند خورند به خداى كه ما مشرك نبوده‌ايم حق سبحانه بر دهن‌هاى ايشان مهر نهد تا جوارح ايشان بر كفر ايشان گواهى دهند كه اليوم نختم على افواههم الآيةانْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوابنگر كه چگونه دروغ مىگويندعَلى أَنْفُسِهِمْبر نفسهاى خود بنفى شرك از انوَ ضَلَّ عَنْهُمْو گم گشت از ايشانما كانُوا يَفْتَرُونَآنچه بودند كه افترا مىكردند از شريك مر خداى را نقلست كه ابو سفيان و وليد و عتبه و شيبه و ابى بن خلف و برادرش با جمعى ديگر در موضعى از مسجد الحرام اجتماع نموده استماع قرآن خواندن حضرت رسالت‌پناه ص كردند پس نضر بن حارث را كه تواريخ ملوك عجم خوانده بود و اخبار گذشتگان يادداشت پرسيدند كه اين چيست كه محمد ص مىخواند آن لعين گفت كه من نمىدانم كه چه مىگويد الا آنكه لب مىجنباند و افسانه پيشينيان مىخواند چنانچه احيانا من هم بر شما مىخوانم اين آيت نازل شد كه .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 274 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )