تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
6 / 6 آيا نديده‌اند كه چه قدر هلاك كرده‌ايم پيش از ايشان از آن امتها كه استقرار داده بوديم ايشان را در زمين آن‌قدر كه استقرار نداده‌ايم شما را و فرستاده بوديم باران بر ايشان پى در پى ريزنده و پيدا كرديم جويها مىرفت زير ايشان پس هلاك كرديم ايشان را بگناهان ايشان و پيدا كرديم بعد از ايشان امّتى ديگر ( 6 ) 6 / 7 و اگر فروفرستاديم بر تو نوشته در ورقى پس مساس مىكردند آن را بدست خود گفتندى كافران نيست اين مگر سحر ظاهر ( 7 ) 6 / 8 و گفتند كافران چرا نه فرودآورده شد بر پيغامبر فرشته و اگر فروفرستاديم فرشته را البته به انجام رسانيده شدى كار باز مهلت داده نشوند ( 8 ) 6 / 9 و اگر مىكرديم آن فرستاده را فرشته لازم مىشد كه كنيمش مردى يعنى شكل مردى و هر آئينه مشتبه مىكرديم بر ايشان آنچه الحال اشتباه مىكنند ( 9 )
شرح
أَ لَمْ يَرَوْاآيا نديدند و ندانستند كه ما به قوت قهاريتكَمْ أَهْلَكْناچند هلاك كرديممِنْ قَبْلِهِمْپيش از ايشانمِنْ قَرْنٍاز گروه گذشتگان يعنى اهل زمانى كه درو پيغمبر بود و قرن هفتاد يا هشتاد سال‌ست كه اغلب اعمار مردم همان باشد و غير ازين نيز گفته‌اند پس صفت اهل قرن مىكندمَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِچنان گروهى را هلاك كرديم كه ايشان را در زمين مكان و آرامگاه داديم يا دران زمين اهل آن را متصرف ساختيم يا ايشان را عطا كرده بوديم از مكنتما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْآنچه شما را نداده‌ايم چون عمر دراز و قوّت تمام وسعت مال و استظهار بخدم و حشموَ أَرْسَلْنَا السَّماءَو فروفرستاده‌بوديم ما باران راعَلَيْهِمْ مِدْراراًبر ايشان پىدرپى به هنگامى كه محتاج بودند بدانوَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَو گردانيده بوديم جويهاى آب را كه پيوستهتَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْمىرفت در زير درختان ايشان يا در زير قصور و منازل ايشان كه بران مشرف بودند يا در تحت تصرف ايشان بود كه بمزارع و بساتين خود مىبردند محصل كلام آنست كه ايشان متمكن بودند در زمين و در رفاهيت و خصب وسعت عيش مىگذرانيدندفَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْپس هلاك كرديم ايشان را بگناهان ايشان و سود نكرد ايشان را آن قوت و نعمتوَ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْو بيرون آورديم پس از هلاك ايشانقَرْناً آخَرِينَگروهى ديگر درين آيت كفّار قريش را تهديد كرد بهلاك در اخبار آمده است كه نضر بن حارث و نوفل بن خويلد و ابن اميه مخزومى به خدمت حضرت رسالت‌پناه ص آمدند و گفتند اى محمد ص ما به تو ايمان نخواهيم آورد تا وقتى كه چهار فرشته نامه نوشته از آسمان بيارند و گواهى دهند كه اين كتاب از خداى بشما آورده‌ايم و در ضمن آن مكتوب اين معنى مندرج بود كه تو رسول اوئى آيت آمد كهوَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَو اگر بفرستيم بر توكِتاباً فِي قِرْطاسٍكتابى نوشته در ورقىفَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْپس به بينند و بسايند آن را به دستهاى خود و شبه ايشان در نزول آن كتاب از آسمان مرتفع شودلَقالَ الَّذِينَ كَفَرُواهر آئينه خواهند گفت آنها كه كافراندإِنْ هذانيست آنچه كه آورده بماإِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌمگر جادوى روشن بر همه كسوَ قالُواو گفتند كافرانلَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌچرا فرونه‌فرستند بر محمد ص فرشته كه با ما گويد كه اين پيغمبر استوَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاًو اگر فروفرستيم فرشته رالَقُضِيَ الْأَمْرُهر آئينه حكم كرده شود بهلاك ايشان چه سنت الهى بر اين جارى شده كه اگر معاينه بينند فرشته را چنانچه طلب كرده‌اند هلاك ايشان لازم بودثُمَّ لا يُنْظَرُونَپس مهلت داده نشوند بعد از نزول ملك به يك‌چشم زدن و چون مشركان مىگفتند كه چرا فرشته به رسالت برنمىآيد حق تعالى فرمود كهوَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاًو اگر ما گردانيديم رسول فرشته رالَجَعَلْناهُ رَجُلًاهرآئينه متمثل گردانيديم او را به صورت آدمى چنانچه جبرائيل ع را به صورت دحية الكلبى متمثل مىسازيم و اين صورت به جهت آنست كه قوت بشرى بديدن ملائكه بر صورت اصلى ايشان وفا نمىكند مگر جمعى از انبيا ع به قوت قدسى مشاهده ايشان توانند نمود پس ما چون فرشته را فرستيم به صورت بشر فرستيموَ لَلَبَسْناو هر آئينه در آن حال پوشيده گردانيديمعَلَيْهِمْبر ايشانما يَلْبِسُونَآنچه بر خود پوشيده كرده‌اند امروز يعنى چنانچه اكنون رسالت بشر را مسلم نمىدارند در ان وقت نيز طعنه‌زنان خواهند گفت ما هذا الا بشر مثلكم پس تسلّى مىدهد پيغمبر را تا از قول كافران غبار ملال بر خاطر عاطر آن حضرت ص نه‌نشيند و مىگويد .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 271 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )