تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
6 / 10 و هر آئينه تمسخر كرده شد به پيغمبران پيش از تو پس فرودآمد به تمسخركنندگان از ايشان جزاى آنچه به آن تمسخر مىكردند ( 10 ) 6 / 11 بگو سير كنيد در زمين باز نظر كنيد چگونه شد آخر كار دروغ دارندگان ( 11 ) 6 / 12 بگو كر است آنچه در آسمانهاست و زمين است بگو خداى راست لازم كرد بر خود مهربانى البته جمع كند شما را در روز قيامت هيچ شك نيست در ان آنان كه زيان كردند در حق خويشتن پس ايشان ايمان نمىآرند ( 12 ) 6 / 13 و او راست آنچه ساكن شد در شب و روز و اوست شنوا دانا ( 13 ) 6 / 14 بگو آيا دوستى گيرم بجز خداى پيداكننده آسمانها و زمين و او رزق مىدهد و رزق داده نمىشود بگو هر آئينه امر كرده شده است مرا كه باشم نخستين مسلمانان يعنى ازين امت و فرموده شد كه مباش از شريك مقرركنندگان ( 14 )
شرح
وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍو هر آئينه تكذيب نموده افسوس كرده‌اند بر پيغمبرانى كه بوده‌اندمِنْ قَبْلِكَپيش از توفَحاقَپس فرود آمده استبِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْبه آنان كه سخريت كرده‌اند از رسل يعنى با ايشان استهزاء نموده‌اندما كانُوا بِهِجزاى آنچه بودند كه بدانيَسْتَهْزِؤُنَاستهزاء مىكردند و آن جزاى عذاب و نكال الهى بود كه بگرد ايشان درآمدقُلْبگو اى محمد ص و بپرس از ايشان اگر عذاب مشركان را مسلم نمىداريدسِيرُواسير كنيدفِي الْأَرْضِدر زمين گاهى به يمن و گاهى بشام و بر ديار عاد و ثمود بگذريدثُمَّ انْظُرُواپس بنگريد به نظر عبرتكَيْفَ كانَكه چگونه بوده استعاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَآخر كار تكذيب‌كنندگانقُلْبگو اى محمد ص و بپرس از ايشانلِمَنْ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِمر كرا است آنچه در آسمانها و زمينها است از روى خالقيت و مالكيت اگر ايشان جواب گويند فبها و گرنهقُلْ لِلَّهِتو بگو كه مر خداى راستكَتَبَنوشت خداىعَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَبر نفس خود يعنى التزام نمود از روى فضل وجود رحمت را كه قبول توبه است و عفو از معصيت و در احاديث آمده است كه حق سبحانه و تعالى كتابى نوشت و آن نزديك اوست فوق العرش مضمونش آن كه انّ رحمتى غلبت على غضبى و مىشايد كه مراد رحمت ذاتيه باشد كه رحمت مطلقه او را امتنانيه نيز گويند و آن رحمتى است كه همه چيز را فرارسيده و نتيجه آن عطا دادن است بىسابقه سؤال و استدعا و رابطه حاجت و استحقاق كه در مثنوى معنوى واردست نظمدر عدم ما مستحقان كى بديم * كه بدين جان و بدين دانش شديمما نبوديم و تقاضا ما نبود * لطف تو ناگفته ما مىشنودلَيَجْمَعَنَّكُمْبه خدائى كه جمع خواهد كرد خداى شما راإِلى يَوْمِ الْقِيامَةِتا روز رستخيز يا جمع خواهد كرد شما را در قبور تا روز قيامتلا رَيْبَ فِيهِروز كه در وقوع آن شك نيستالَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْآنانى كه زيان كردند در نفسهاى خود يعنى فطرت اصليه و عقل سليم را كه سرمايه ايشان بود ضائع ساختندفَهُمْ لا يُؤْمِنُونَپس ايشان ايمان نخواهند آوردوَ لَهُو مر خداى راستما سَكَنَآنچه آرام داردفِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِدر شب و روز يعنى اوست مالك مكان و زمان و آنچه زمان و مكان آن را گرفتهوَ هُوَ السَّمِيعُو اوست شنوا به‌آنچه كافران گويندالْعَلِيمُدانا به‌آنچه قصد كنند سبب نزول اين آيت آن بود كه جمعى از كفار قريش گفتند اى محمد ص ما را معلوم شده است كه احتياج و مسكنت ترا بدين كار مىدارد كه پيش گرفته ما براى تو بطريق توزيع از اشرف قبائل چندان مال حاصل كنيم كه توانگرتر از جمله خويشان خود شوى به شرط آنكه ازين دين رجوع نمائى حق سبحانه و تعالى فرمود كه هرچه شب و روز بران اشتمال دارد از آن خداست اگر خواهد پيغمبر خود را چندان مال دهد كه توانگرترين خلق شودقُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِبگو اى محمد ص آيا غير خداى راأَتَّخِذُ وَلِيًّافراگيرم دوست يعنى غير خداى را دوست نه گيرم .فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِخدائى كه پديدآرنده آسمان و زمين استوَ هُوَ يُطْعِمُو او مىخواند خلق را يعنى روزى مىدهدوَ لا يُطْعَمُو روزى داده نمىشود يعنى بىنيازست از خلق و خلق بوى محتاج‌اند قال اللّه تعالى ما اريد منهم من رزق و ما اريد ان يطعمون ان اللّه هو الرزّاق ذو القوة المتينقُلْ إِنِّي أُمِرْتُبگو اى محمد ص به درستى كه من مأمور شده‌امأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَبه‌آنكه باشم اوّل كسى كه گردن نهد حكم خداى را براى آنكه نبى سابق امت باشد در دينوَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَو مرا مىگويند كه مباش از مشركان يعنى از شرك‌آرندگان .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 272 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )