دو صاحب عدالت از شما باشد آن چهارپاى قربانى رسيد به كعبه يا آن جزا كفارتست طعام فقيران يا برابر آن از روزه تا بچشد جزاى كردار خود عفو كرده است خدا از آنچه گذشت و هر كه ديگر بار كند انتقام گيرد از وى خدا و خدا غالب صاحب انتقام است ( 95 )
5 / 96
حلال كرده شد براى شما شكار دريا و خوردن آن تا منفعت باشد براى شما و براى قافله و حرام كرده شد بر شما شكار بيابان تا وقتى كه احرام بسته باشيد و بترسيد از آن خدا كه بسوى وى حشر كرده خواهيد شد ( 96 )
5 / 97
گردانيد خداى تعالى كعبه را كه خانهء بزرگوارست سبب انتظام امور مردمان و ماه حرام را و قربانى را و آنچه در گردنش قلاده اندازند اين بيان براى آنست تا بدانيد كه خدا مىداند آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمين است و تا بدانيد كه خدا به همه چيز داناست ( 97 )
شرح
ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْدو خداوند عدل و دانش از اهل ملّت شما يعنى دو مرد دانا بگويند كه مماثل آنچه كشته شده از نعم كدام مىتواند بودهَدْياًدر حالتى كه آن جزا قربانى باشدبالِغَ الْكَعْبَةِرسنده به كعبه يعنى بحرم برند و آنجا به ذبح رسانند و صدقه نمايند بر مساكينأَوْ كَفَّارَةٌيا بر اوست كفارت آن قتلطَعامُ مَساكِينَطعام دادن درويشانأَوْ عَدْلُ ذلِكَ صِياماًيا برابر آن طعام كه مىدهد روزه داشتنلِيَذُوقَتا بچشد كشنده صيد در احراموَبالَ أَمْرِهِگرانى و سختى كار خود را بالزام كفارت ببايد دانست كه چون محرم قتل صيد كند مثل آنچه كشته است قربان بايد كرد و مماثلت نزد امام شافعى و مالك رحمهما اللّه برابر در خلقت و هيئت است چنانچه مثلا در شترمرغى شترى و در گورخرى گاوى و در آهو گوسفندى و در آهوبره بره و على هذا القياس و بقول امام اعظم رح آن صيد را در موضع قتل او قيمت بايد كرد اگر بهاى قربانى دارد قربانى خرد و بحرم فرستد يا طعام خرد و به درويشان دهد هر مسكينى را نيمصاع از گندم و صاعى از غير آن يا از بدل طعام هر مسكينى يك روزه دارد و نزد امام شافعى رح هر درويشى را مدّى طعام بايد دادعَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَدرگذشت و عفو كرد خدا از آنچه گذشته است كه محرم قتل صيد مىكرد در جاهليت يا از آنچه قبل از تحريم بودهوَ مَنْ عادَو هر كه بازگردد به مثل اين عملفَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُپس خداى انتقام كشد ازووَ اللَّهُ عَزِيزٌو خداى غالب است در حكم خودذُو انْتِقامٍخداوند انتقامست بر كسى كه اصرار مىكند در معصيتأُحِلَّ لَكُمْحلال كرده شد مر شما راصَيْدُ الْبَحْرِشكار دريا اگر محلّيد و اگر محرم و جميع مياه از چشمه و چاه درين داخلاندوَ طَعامُهُو طعام دريا نيز حلال كرده شد يعنى آنچه آب بر كنار افگندمَتاعاً لَكُمْبراى برخوردارى شماوَ لِلسَّيَّارَةِو براى كاروان شما كه قديد كرده توشه سازندوَ حُرِّمَ عَلَيْكُمْو حرام كرده شد بر شماصَيْدُ الْبَرِّشكار بيابانما دُمْتُمْ حُرُماًمادامىكه باشيد شما احرامگرفتگانوَ اتَّقُوا اللَّهَو بترسيد از خداىالَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَآن خدائى كه بسوى او جمع كرده خواهيد شدجَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَگردانيد خدا كعبه راالْبَيْتَ الْحَرامَكه بيت حرام و خانه محترمستقِياماً لِلنَّاسِسبب قوام امور مردمان در دين بهواسطه آنكه قيام حج و مناسك بدوست و در دنيا به جهت آنكه ايمنى از نهب و قتل درو استوَ الشَّهْرَ الْحَرامَو ديگر گردانيد ماه حرام را نيز رابطه قوام مهمات مردم يعنى كارهاى حج درو سازند يا مراد جميع اشهر حرامست كه مردم درو از قتل و غارت ايمن مىمانندوَ الْهَدْيَ وَ الْقَلائِدَو گردانيد قربانى و ذوات قلائد را هم سبب قوام كارها يعنى به آنها از تعرض دزد و حرامى مأمون و مصوناندذلِكَآنچه گفته شدلِتَعْلَمُوابراى آنست تا بدانيدأَنَّ اللَّهَآنكه بتحقيق خدايَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِمىداند آنچه در آسمانها و زمينهاستوَ أَنَّ اللَّهَو به درستى كه خداىبِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌبه همه چيز داناست پس آنچه مقرر مىكند از حلال و حرام از روى علم و حكمت است .