5 / 88
و بخوريد آنچه روزى داده است شما را خدا حلال پاكيزه و بترسيد ازان خدا كه شما بوى ايمان آورديد ( 88 )
5 / 89
بازخواست نمىكند از شما خدا به لغو در سوگندهاى شما و ليكن بازخواست مىكند از شما بسبب محكم كردن سوگندها به قصد پس كفّارت يمين منعقده طعام دادن ده مسكين راست از جنس ميانه از آنچه مىخورانيد اهل خود را يا پوشش دادن ايشان را يا آزاد كردن برده پس هر كه نيابد لازم است روزه داشتن سه روز اينست كفارت سوگندهاى شما چون سوگند خوريد يعنى حانث شويد و نگاه داريد سوگندهاى خود را همچنين بيان مىكند خدا براى شما آيتهاى خود را تا بود كه شما شكر كنيد ( 89 )
شرح
وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُو بخوريد از آنچه خدا روزى داده است شما راحَلالًا طَيِّباًدر حالتى كه كه حلال و پاك باشدوَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِيو بترسيد از تحريم ما احل اللّه از آن خداى كهأَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَشما به دو گرويدگانيد بعد از نزول اين آيت گفتند يا رسول اللّه چه سازيم به سوگندى كه خوردهايم اين آيت آمدلا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُمؤاخذه نمىكند شما را خدابِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْبلغو در سوگندان شما و لغو بمذهب امام شافعى رح آنست كه بىقصد بر زبان گذرد چون لا و اللّه و بلى و اللّه و نزد امام اعظم رح آنكه سوگند خورد بر چيزى به گمان آنكه هست و نباشد - بدان سوگند در شرع مؤاخذه نيستوَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْو ليكن مؤاخذه مىكند شما رابِما عَقَّدْتُمُ الْأَيْمانَبهآنكه ببنديد سوگندها را و يمين معقود آنست كه به زبان گويد و بدل قصد كند پس اگر چنين سوگندى بشكندفَكَفَّارَتُهُپس كفارت شكستن آنإِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكِينَطعام دادن ده مسكينست هر يكى را مدّى بقول امام شافعى رح و نصف صاعى از گندم يا صاعى از جو و خرما بمذهب امام اعظم رح و صاعى به وزن عراقى چهار منست كه هشت رطل باشد و به وزن حجازى پنج رطل و ثلثى و مدى بقول اهل حجاز رطلى و ثلث رطلى باشد و بقول عراقيان دو رطل و رطلى نيممنست و بر هر تقدير طعام بايد دادمِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْاز ميانه آنچه مىدهيد اهل خود را يعنى نه عالى و نه دونأَوْ كِسْوَتُهُمْيا كفارت پوشش ده درويشست بقول حنفى ثوبى جامع كه با او نماز توان گذارد چون قميص و سراويل يا رداء و ازار و اگر بزنى دهد معجز نيز اضافه بايد كرد و نزد جمعى ديگر جامه بايد كه ستر عورت كندأَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍيا كفارت آزاد كردن بنده است و امام شافعى رح درو ايمان شرط مىكند و حنفى مىگويد كه سالم و بىعيب مىبايد خواه مؤمن و خواه كافرفَمَنْ لَمْ يَجِدْپس هر كه نيابد يكى ازين كفارات ثلثهفَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍپس كفارت او روزه سه روز پىدرپى و نزد امام شافعى رح تتابع شرط نيستذلِكَاينكه مذكور شدكَفَّارَةُ أَيْمانِكُمْكفارت سوگندان شما استإِذا حَلَفْتُمْچون سوگند خوريد و بشكنيدوَ احْفَظُوا أَيْمانَكُمْو نگاه داريد سوگندان خود را از شكستن يا نگاه داريد زبان خود را و سوگند مخوريدكَذلِكَهمچنين كه كفارت يمين را بيان كرديُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِبيان مىكند و روشن مىگرداند خدا براى شما نشانهاى شرع رالَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَشايد كه شكر گوئيد نعمت اين تبيين و تعليم را مفسران برآنند كه حق سبحانه و تعالى در باب خمر چهار آيت نازل گردانيد اوّل در مكّه و من ثمرات النخيل و الاعناب تتخذون منه سكرا و رزقا حسنا و در ان زمان حلال بوده دوم وقتى كه عمر بن الخطاب و معاذ بن جبل در باب خمر و ميسر پرسيدند از حضرت مصطفى ص جواب آمد كه قل فيها اثم كبير و منافع للناس قومى نظر بر اثم كبير ترك كردند و جمعى به ملاحظه منافع للناس بدان اشتغال مىنمودند سوم در مهمانى عبد الرحمن بن عوف رض كه امام ايشان بود در نماز شامقُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَبحذف لائات خواند آيت آمدلا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارىاكثر صحابه رض گفتند كه شرب چيزى كه ميان ما و نماز حائل باشد لايق نيست يكبارگى ترك فرمودند چهارم در زمانى كه عتبان بن مالك رض طرح ضيافتى افگند و بعضى از مسلمانان را كه سعد رض بن وقاص از ايشان بود به مهمانى آورده بعد از طعام بر شرب خمر اقدام نمودند و در حالت مستى سعد بن وقاص رض از انشاد شعرى كه مشتمل بر هجاى انصار بود فرمود يكى از مجلسيان سر سعد را شكسته مجلس را منغص گردانيد و سعد شكايت آن حكايت مجلس معلاى آن حضرت ص رسالتپناه عرض كرد فاروق عظم رض زبان نياز بكشاد و دست دعا برداشت كه اللهم بين لنا فى الخمر بيانا شافيا آيت تحريم فرود آمد .