تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
5 / 103 مشروع نكرده است خداى تعالى هيچ بحيره و نه سائبه و نه وصيله و نه حام را و ليكن كافران دروغ بر خدا مىبندند و بسيارى از ايشان در نمىيابند ( 103 ) 5 / 104 و چون گفته شود ايشان را بيائيد بسوى آنچه فروفرستاده است خدا و بسوى پيغامبر گويند بس‌ست ما را آنچه بران يافتيم پدران خود را و اگر چه پدران ايشان هيچ نمىدانستند و هيچ راه نمىيافتند ( 104 ) 5 / 105 اى مسلمانان محافظت كنيد خويشتن را ضرر نمىرساند شما را كسى كه گمراه شد چون شما راه‌ياب شديد بسوى خداست رجوع شما همه يك‌جا پس خبر دهد شما را به آنچه عمل مىكرديد ( 105 )
شرح
ما جَعَلَ اللَّهُتعيّن نه‌كرده است خداى و امر نفرموده و مقرر نساخته هيچ چيزمِنْ بَحِيرَةٍاز ناقه گوش شكافتهوَ لا سائِبَةٍو نه ناقه بچّه را بازگذاشتهوَ لا وَصِيلَةٍو نه شاتى كه به برادر خود پيوسته بودوَ لا حامٍو نه حمايت‌كننده ظهر خود راوَ لكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواو ليكن آنها كه كافر شدند چون عمر بن لحى و اتباع اويَفْتَرُونَافترا مىكنند و مىبندندعَلَى اللَّهِ الْكَذِبَبر خداى دروغ را كه تحريم اين‌ها به دو نسبت مىكنندوَ أَكْثَرُهُمْو بيشتر كافرانلا يَعْقِلُونَنمىدانند حلال و حرام را در تحليل آن عقل را كار نمىفرمايند بلكه بتقليد گذشتگان راه مىروندوَ إِذا قِيلَ لَهُمْو چون گويند مر ايشان را كه اى سرگشتگانتَعالَوْابيائيدإِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُبه‌آنچه خداى فرستاده است از حكم حلال و حراموَ إِلَى الرَّسُولِو بيائيد برسول ص كه بيان‌كننده آن حكمستقالُوا حَسْبُناگويند بس‌ست ما راما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَناآنچه يافته‌ايم پدران خود را بر آنأَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْآيا تقليد مىكنند و اگرچه باشند پدران ايشانلا يَعْلَمُونَ شَيْئاًنمىدانند چيزى راوَ لا يَهْتَدُونَو نمىيابند راه را يعنى ايشان جاهل و گمراه بوده‌اند تقليد ايشان نافع نيست بلكه تقليد عالم و راهنما مىبايد كرد تا كار كسى بتحقيق انجامد موافق اين نظمست نظماز مقلد تا محقق فرقهاست * اين يكى كوه است و آن ديگر صد استمنبع گفتار اين سوزى بود * و آن مقلد كهنه‌آموزى بود دستدر بينا زنى آئى به راه * دست در كورى زنى افتى به چاهيا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى گروه گرويدگانعَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْبر شما باد محافظت نفسهاى شما و التزام اصلاح آنلا يَضُرُّكُمْزيان نرساند شما رامَنْ ضَلَّبىراهى آن‌كس كه گمراه شدإِذَا اهْتَدَيْتُمْچون شما راه يافته باشيد و از جمله اهتدا آنست كه نهى منكر كنيد بحسب طاقت خود و نگوئيد كه ضلال ديگرى مرا زيان ندارد بيتاگر بينى كه نابينا و چاه است * اگر خاموش بنشينى گناهستاين آيه وقتى فرود آمد كه مؤمنان حسرت مىخوردند بر كافران و تمناى ايمان ايشان مىكردند آورده‌اند كه حق سبحانه تعالى فرمود كه شما خود را نگاه داريد كه از گمراهى كافران مؤمنان مهتدى را ضرر نيستإِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاًبسوى خداست بازگشت همه شمافَيُنَبِّئُكُمْپس خبر خواهد كرد شما رابِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَبه‌آنچه بوديد كه عمل مىكرديد آورده‌اند تميم دارى رض و عدى رض بن مالك رض كه از انصار بودند به تجارت عزيمت شام كردند و مسلمانى بديل رض نام كه مولاى عمرو رض بن عاص بود بديشان همراه شد چون بولايت شام رسيدند بديل رض بيمار شد آنچه با خود داشت از نقود و امتعه بر صحيفه ثبت كرده در ميان رخوت مختفى ساخته و مرض وى اشتداد يافت تميم رض و عدى رض را وصيت نمود كه تركه او باهل او رسانند ايشان بعد از وفات او رخوت او را به حوزه تصرف درآورده و انائى از نقره كه بزر منقش ساخته بودند و سه صد مثقال نقره در آنجا بود از ميان امتعه وى برداشتند و باقى را به مدينه آورده تسليم اهل وى كردند ورثه او در ميان آن صحيفه بديل رض را كه مشتمل بر تفصيل رخوت وى بود يافتند و چون انائى مذكور در ميان آن يافته نشد رجوع به تميم و عدى كردند ايشان انكار نمودند و به مرافعه بمجلس معلاى حضرت رسالت‌پناه ص آمدند اين آيت آمد .