2 / 75
اى مؤمنان آيا اميد مىداريد كه يهود منقاد شوند شما را و هر آئينه گروهى از ايشان مىشنيدند كلام خدا را پس بدل مىكردندش دانسته بعد ازان كه فهميده بودند او را و ايشان مىدانند ( 75 )
2 / 76
و چون ملاقات كنند با مؤمنان گويند ايمان آورديم و چون تنها شوند بعضى از ايشان با بعضى گويند آيا خبر مىدهيد ايشان را به آنچه گشاده است خدا بر شما تا مناظره كنند با شما به آن دليل نزد پروردگار شما آيا در نمىيابيد اى جهودان ( 76 )
2 / 77
آيا نمىدانند كه خدا مىداند آنچه پنهان مىكنند و آنچه آشكارا مىنمايند ( 77 )
2 / 78
و بعضى از ايشان ناخواندگانند نمىدانند كتاب را ليكن ميدانند آرزوهاى باطل و نيستند مگر گمانكننده ( 78 )
شرح
أَ فَتَطْمَعُونَآيا طمع در بسته آيد اى مؤمنانأَنْ يُؤْمِنُوابهآنكه تصديق كنند و استوار دارند جهودانلَكُمْمر شما را در آنچه مىگوئيد از لغت پيغمبر و حقيت دين اسلاموَ قَدْ كانَو حال آنكه بودندفَرِيقٌ مِنْهُمْگروهى از اسلاف ايشان كه بىواسطهيَسْمَعُونَمىشنيدندكَلامَ اللَّهِسخن خدا را بر كوه طورثُمَّ يُحَرِّفُونَهُپس مىگردانيدند آن سخن رامِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُپس از ان كه دانسته بودند و دريافته چون به ميان قوم درآمدند گفتند ما سخن حق و امر و نهى او شنيديم و ليكن در آخر گفت كه اينها كه فرموديم اگر توانيد بكنيد و اگر قادر نباشيد بر اداى آن مكنيد و باك مداريدوَ هُمْ يَعْلَمُونَو ايشان مىدانند كه افترا مىنمايند در ينابيع آورده كه روزى حضرت رسالتپناه ص فرمود كه جهودان بعد ازين در مدينه نيايند كه از درآمدن ايشان به مدينه فتنه ظاهر مىشود بعضى از منافقان يهود اوّل روز به مدينه درمىآمدند كه ما مسلمانيم همچون شما و آخر روز بازگشته بياران خود مىپيوستند كما قال اللّه تعالىوَ إِذا لَقُواو چون ملاقات كنند يهودالَّذِينَ آمَنُواآنان را كه ايمان آوردهاند از اصحاب رسول اللّه صقالُوا آمَنَّاگويند ما نيز گرويدهايموَ إِذا خَلاو چون خلوت كنندبَعْضُهُمْبرخى از اصاغر ايشانإِلى بَعْضٍبه برخى از اكابر ايشان چون كعب ابن اشرف و حيّى ابن اخطبقالُوا أَ تُحَدِّثُونَهُمْگويند آن اكابر ايشان را كه آيا شما حديث مىكنيد و خبر مىدهيد اصحاب محمد ص رابِما فَتَحَ اللَّهُبدانچه گشاده است خدا ابواب دانش آن راعَلَيْكُمْبر شما در كتاب شما قولى آنست كه بعضى از يهود مدينه در اوّل نزول آن حضرت ص اصحاب را از نعت و صفت وى كه در توريت مذكور بود خبر دادند و رؤساء ايشان از ان آگاهى يافته مخبران را از آن سرزنش نمودند كه شما ايشان را از صفات محمد ص خبر مىدهيدلِيُحَاجُّوكُمْ بِهِتا مخاصمت كنند و حجت گيرند بهآنچه دانسته باشندعِنْدَ رَبِّكُمْنزد پروردگار شما در روز قيامت و گويند شما حق را دانستيد و متابعت نهكرديدأَ فَلا تَعْقِلُونَآيا چرا در نمىيابيد اين مقدار كه اسرار خود را با خصم در ميان نبايد نهادأَ وَ لا يَعْلَمُونَآيا نمىدانند جهودان كهأَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُبه تحقيق خدا مىداندما يُسِرُّونَآنچه پنهان مىدارند از عداوت رسول ص و اصحاب رض اووَ ما يُعْلِنُونَو آنچه آشكارا مىكنند از دوستى پيغمبر ص و صحابه رض بنفاق پس هر كه داند كه حق سبحانه تعالى داناى آشكارا و نهان است بايد كه ظاهر خود را به فرمانبردارى آراسته سازد و باطن خود را از لوث ناپاكى و بىباكى بپردازد - بيت بكن سرو علن را با كسى راست كه داناى نهان و آشكار است .وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَو از جهودان جماعتىاند نانويسنده و ناخواننده كهلا يَعْلَمُونَ الْكِتابَنمىدانند توريت را و نمىشناسند كه درو چه چيز استإِلَّا أَمانِيَّمگر آرزوهاى خود را يعنى آنچه موافق هواى ايشان باشد يا وعدههاى دروغ كه از علماى خود مىشنودند كه بهشت خاصهء ايشان خواهد بود و اجداد ايشان ايشان را شفاعت خواهند كردوَ إِنْ هُمْو نيستند ايشانإِلَّا يَظُنُّونَمگر آنكه گمان مىبرند و يقين را نمىدانند