تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
5 / 79 يكديگر را منع نمىكردند ازان عمل زشت كه مرتكب آن شدند هر آئينه بد چيزيست كه مىكردند ( 79 ) 5 / 80 مىبينى كه بسيارى از ايشان دوستى مىكنند با كافران هر آئينه بد چيزيست كه پيش فرستاده است براى ايشان نفوس ايشان آن چيز خشم گرفتن خدا است بر ايشان و ايشان در عذاب جاويدانند ( 80 ) 5 / 81 و اگر ايمان آوردندى به خدا و پيغامبر يعنى پيغامبر خود و آنچه فروفرستاده شده است بسوى وى البته دوست نه گرفتندى مشركان را و ليكن بسيارى از ايشان فاسقانند ( 81 ) 5 / 82 هر آئينه بيابى سخت‌ترين مردمان در عداوت مسلمانان يهود و مشركان را و هر آئينه بيابى نزديك‌ترين مردمان در دوستى مسلمانان كسانى را كه گفتند ما نصارىايم اين بسبب آنست كه از جنس ايشان هستند دانشمندان و گوشه نشينان و بسبب آنست كه ايشان تكبر نمىكنند ( 82 )
شرح
كانُوا لا يَتَناهَوْنَبودند كه نهى نمىكردند بعضى از ايشان مر بعضى راعَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوهُاز عملى زشت كه مىكردندلَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُونَبه خدا كه بد چيزى است آنچه ايشان مىكنند درين آيت تهديد عظيم است آنها را كه نهى منكر نمىفرمايند به‌آنچه مىتوانندتَرى كَثِيراً مِنْهُمْمىبينى بسيارى را از اهل كتاب كه از غايت حقد و حسد مسلمانانيَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوادوستى مىكنند با كافران چون كعب بن اشرف كه بعد از غزوه بدر كبرى به مكه رفت و مشركان را بر حرب مسلمانان تحريض نمودلَبِئْسَ ما قَدَّمَتْهر آئينه بد چيزى است آنچه پيش فرستاده استلَهُمْ أَنْفُسُهُمْبراى ايشان نفسهاى ايشان و آن چه چيز استأَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْآنكه خشم گرفت خدا بر ايشانوَ فِي الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَو ايشان جاويد باشند در عذابوَ لَوْ كانُوا يُؤْمِنُونَو اگر باشند يهود كه ايمان آرندبِاللَّهِ وَ النَّبِيِّبه خدا و به پيغمبر خودوَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِو آنچه فرستاده شده است بر ان پيغمبر ص يعنى توريتمَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِياءَهر آئينه فرا نگيرند مشركان را به دوستى چه فرمان موسى ع و حكم توريت آنست كه با كفار دوستى نكنند و مىشايد كه مراد منافقان باشند يعنى اگر ايشان به قرآن و به محمد ص ايمان داشتندى باهل كفر دوستى نكردندىوَ لكِنَّ كَثِيراًو ليكن بسيارىمِنْهُمْاز يهود يا منافقانفاسِقُونَخارجانند از دائره ايمانلَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِهرآئينه مىيابى تو سخت‌ترين مردمان راعَداوَةًاز روى دشمنىلِلَّذِينَ آمَنُوابا آن كسانى كه گرويده‌اندالْيَهُودَجهودان راوَ الَّذِينَ أَشْرَكُواو آنان كه شرك آورده‌اند يعنى بدترين دشمنى مر مؤمنان را جهودان و مشركان‌اند و بدين سبب در مخالفت شما موافقت دارندوَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْو هر آئينه مىيابى نزديك‌ترين آدميانمَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوااز روى دوستى با مؤمنانالَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارىآنان را كه مىگويند ما ترسايانيم چه دلهاى ايشان نرم‌تر است از يهود و به دوستى مشركان استظهار نمىجويندذلِكَآن قرب مودتبِأَنَّ مِنْهُمْبه سبب آنست كه بعضى از ايشانقِسِّيسِينَدانايان و راست‌گويانندوَ رُهْباناًو عابدان صومعه‌نشين‌اندوَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَو به سبب آنكه ايشان گردن‌كشى نمىكنند از قبول حق علما گفته‌اند مراد از آنها كه قرب مودت با مؤمنان داشته‌اند نجاشى رض و اصحاب اويند چه از نصارى جمعى در قتل مسلمانان و تخريب بلاد و هدم مساجد ايشان كم از يهود نيستند اما نصارى حبشه كه چون قرآن از جعفر بن ابى طالب رض استماع كردند دل ايشان به مسلمانى مائل شد و نجاشى رض با اغلب ايشان ايمان آورد و بعضى برانند كه چون جعفر از ديار حبشه مراجعت نمود نجاشى رض هفتاد تن را از علماى مملكت خود به خدمت حضرت محمد مصطفى فرستاد و چون ايشان به آستانه حضرت رسالت ص پناهى رسيدند آن حضرت سوره ياسين بر ايشان خواند بسيار بگريستند و احكام اسلام و ايمان قبول كرده با يكديگر گفتند كه قرآن چه مشابهت تمام دارد به‌آنچه بر عيسى ع نازل شده و مقصود از قائلان انّا نصارى ايشانند .