تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
5 / 74 آيا رجوع نمىكنند بسوى خدا و آمرزش نمىطلبند ازو و خداى آمرزنده مهربانست ( 74 ) 5 / 75 نيست عيسى پسر مريم مگر پيغامبرى گذشته‌اند پيش از وى پيغامبران و مادر او وليّه بود هر دو مىخوردند طعام را ببين چگونه بيان مىكنيم براى ايشان نشانها باز ببين چگونه گردانيده مىشوند ( 75 ) 5 / 76 بگو آيا عبادت مىكنيد بجز خدا چيزى را كه نمىتواند براى شما زيانى و نه سودى و خدا همانست شنوا دانا ( 76 ) 5 / 77 بگو اى اهل كتاب از حد مگذريد در دين خود به ناحق و پيروى مكنيد خواهش نفس قومى را كه گمراه شدند پيش ازين و گمراه كردند مردمان بسيار را و كج‌روى كردند از راه راست ( 77 ) 5 / 78 لعنت كرده شد كافران را از بنى اسرائيل بر زبان داود و عيسى پسر مريم اين بسبب آنست كه نافرمانى مىكردند و از حد مىگذشتند ( 78 )
شرح
أَ فَلا يَتُوبُونَآيا رجوع نمىكنندإِلَى اللَّهِبه خدا از قول تثليثوَ يَسْتَغْفِرُونَهُو آمرزش نمىخواهند ازو به اعتقاد توحيد استفهامست بمعنى امر يعنى بايد كه توبه و استغفار كنندوَ اللَّهُ غَفُورٌو خدا آمرزنده تائبان استرَحِيمٌمهربان است بر مستغفرانمَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَنيست مسيح ع ابن مريم كه ايشان او را خدا مىگويندإِلَّا رَسُولٌمگر فرستاده از خداقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُبه درستى كه گذشته‌اند پيش ازو فرستادگان خدا و او را معجزات داده است چنانچه ايشان را نيز عطا كرده است پس اگر مرده بدم عيسى عليه السلام زنده شد عصا نيز در دست موسى عليه السلام اژدها گشت و آن عجيب‌تر است و اگر عيسى عليه السلام بىپدر مخلوق شد آدم عليه السلام بىپدر و مادر موجود گشت و آن غريب‌تر است پس آيات انبياء عليهم السلام ايشان را از عبوديت بيرون نمىبرد و در الوهيت داخل نمىسازدوَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌو مادر او يعنى مريم ع بسيار صدق‌گو بود يعنى تصديق آيات ربانى بسيار مىنمود كما قال اللّه تعالى و صدقت بكلمات ربها و كتبه و كانت من القانتينكانا يَأْكُلانِ الطَّعامَبودند پسر و مادر كه طعام مىخوردند و چون سائر حيوانات محتاج غذا بودند و با وجود احتياج صفت ربوبيت بر ايشان اطلاق نتوان كردانْظُرْ كَيْفَبنگر كه چگونهنُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِبيان مىكنيم براى ايشان دلائل توحيدثُمَّ انْظُرْپس باز بنگر در حال ايشان كهأَنَّى يُؤْفَكُونَچگونه برمىگردانند ايشان را از دريافتن و پذيرفتن حققُلْبگو اى محمد ص ترسايان راأَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِآيا مىپرستيد بدون خداما لا يَمْلِكُ لَكُمْآن را كه بذات خود مالك نيست براى شماضَرًّا وَ لا نَفْعاًنه زيان و نه سود را يعنى عيسى ع تصرف آن نداشت كه مثل خدا برساند زيانى از بلا و عنا يا عطا كند سودى از صحت و غناوَ اللَّهُو خدا كه معبود به حق استهُوَ السَّمِيعُاوست شنوا اقوال باطله شماالْعَلِيمُدانا به عقايد فاسده شماقُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِبگو اى محمد ص كه اى اهل كتاب از يهود و نصارىلا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْغلو مكنيد در دين خودغَيْرَ الْحَقِّغلوى كه ناحق باشد مراد مبالغه غلو يهود است در مذمت عيسى عليه السلام و افراط نصارى در مدح اووَ لا تَتَّبِعُواو پيروى مكنيدأَهْواءَ قَوْمٍهواهاى قومى را از اسلاف خود كه بجهلقَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُگمراه شدند پيش ازين يعنى قبل از بعثت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّموَ أَضَلُّوا كَثِيراًو بعناد گمراه ساختند بسيارى راوَ ضَلُّواو ثابت بودند بر ضلالت و گمراهى خودعَنْ سَواءِ السَّبِيلِاز طريق راست بعد از بعثت آن حضرتلُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَلعنت كرده شدند كافران از فرزندان يعقوب ع يعنى جهودانعَلى لِسانِ داوُدَبر زبان داود عليه السلام كه اهل ايله را نفرين كرد و گفت اللهم العنهموَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَو بر زبان عيسى عليه السلام نيز كه اصحاب مائده را نيز همين گفتذلِكَاين لعن مر ايشان رابِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَبه سبب آن بود كه نافرمانى كردند و بودند كه از حد درمىگذشتند .