تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
5 / 71 و پنداشتند كه هيچ عقوبت نخواهد بود پس كور شدند و كر گشتند پس بازگشت برحمت خدا بر ايشان پس باز كور شدند و كر گشتند بسيارى از ايشان و خدا بيناست به آنچه مىكنند ( 71 ) 5 / 72 هر آئينه كافر شدند كسانى كه گفتند اللّه همانست عيسى پسر مريم و گفته بود عيسى اى بنى اسرائيل بپرستيد خدا را پروردگار من و پروردگار شما هر آئينه كسى كه شريك خدا مقرر مىكند حرام كرده است خدا بهشت را بر وى و جاى او دوزخست و نيست ستمكاران را هيچ يارىدهنده ( 72 ) 5 / 73 هر آئينه كافر شدند كسانى كه گفتند كه خدا سوم سه كس‌ست و هيچ إله نيست مگر إله يگانه و اگر بازنمانند از آنچه مىگويند خواهد رسيد كافران را از ايشان عذاب درددهنده ( 73 )
شرح
وَ حَسِبُواو مىپندارند بنى اسرائيلأَلَّا تَكُونَ فِتْنَةٌآنكه نباشد بلائى و محنتى ايشان را بقتل و تكذيب انبياء عفَعَمُواپس كور شدند ايشان از ديدن راه حقوَ صَمُّواو كر شدند از استماع سخن راست بعد از موسى عليه السلامثُمَّ تابَ اللَّهُ عَلَيْهِمْپس عرض كرد خداى تعالى توبه را بر ايشان به بيعت عيسى عليه السلامثُمَّ عَمُوا وَ صَمُّواپس ديگرباره كور و كر شدندكَثِيرٌ مِنْهُمْبسيارى از ايشان بانكار محمد مصطفى صلى اللّه عليه و سلّموَ اللَّهُ بَصِيرٌو خدا بيناستبِما يَعْمَلُونَبه‌آنچه عمل مىكنند و مناسب آن پاداش بديشان خواهد رسانيدلَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَبه درستى كه كافر شدند آنان كه از روى جهالت و بىبصيرتىقالُوا إِنَّ اللَّهَگفتند به درستى كه خداهُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَاو مسيح ع پسر مريم ع استوَ قالَ الْمَسِيحُو گفت مسيح عيا بَنِي إِسْرائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَاى بنى اسرائيل بپرستيد خدا رارَبِّي وَ رَبَّكُمْكه پروردگار و آفريدگار من و شما است يعنى من بنده‌ام و مخلوق و مربوب مثل شما پس پرستيدن خالق را بايد نه مخلوق را و عبادت رب را شايد نه مربوب راإِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِبه درستى كه هر كه شرك آرد به خدافَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَپس به درستى كه خدا حرام كرده است بر وى بهشت راوَ مَأْواهُ النَّارُو جاى او دوزخ استوَ ما لِلظَّالِمِينَو نيست مر ستمكاران را كه وضع عبادت در غير موضع آن كرده‌اندمِنْ أَنْصارٍهيچ يارىدهندگان در دفع عذاب از ايشانلَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَبه درستى كه كافر شدند آن از ترسايان كه از افراط نادانىقالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍگفتند كه اللّه يكى از سه آلهه است معتقد مرقوسيه از نصارى آن بود كه الوهيت مشتركست ميان خدا و مريم و عيسى عليهما السلام و هر يكى از اين‌ها اله‌اند و خدا يكى ازين سر استوَ ما مِنْ إِلهٍو حال آنكه نيست خدا در وجود ذاتى واجب مستحق عبادتإِلَّا إِلهٌ واحِدٌمگر خداى يگانه كه موصوف است بوحدانيت و متعالى از توهم شركتوَ إِنْ لَمْ يَنْتَهُواو اگر بازنه‌ايستند اين قومعَمَّا يَقُولُونَاز آنچه مىگويند و بتوحيد قائل نشوندلَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواهرآئينه برسد آن را كه كافر شدندمِنْهُمْاز ترسايانعَذابٌ أَلِيمٌعذابى دردناك كه الم او دايم بود .