تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
5 / 63 چرا منع نمىكنند ايشان را خداپرستان و دانشمندان از دروغ گفتن ايشان و حرام خوردن ايشان هر آئينه بد چيزيست كه مىكنند ( 63 ) 5 / 64 و گفتند يهود دست خدا به گردن بسته است به گردن بسته با دستهاى ايشان و لعنت كرده شد ايشان را بسبب آنچه گفتند بلكه دو دست او گشاده است خرج مىكند چنانچه مىخواهد و البته بيفزايد در حق بسيارى از ايشان آنچه فروفرستاده شده بسوى تو از پروردگار تو نافرمانى و كفر را و افگنديم در ميان فرقهائى يهود دشمنى و ناخوشى تا روز قيامت هرگاه كه برمىافروزند آتشى را براى جنگ فرومىنشاندش خدا و مىشتابند در زمين براى فساد و خدا دوست نمىدارد مفسدان را ( 64 )
شرح
لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَچرا نهى نمىكنند ايشان را علماء ربانىوَ الْأَحْبارُو زاهدانعَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَاز گفتن ايشان دروغ راوَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَو خوردن ايشان رشوت يا ربوا رالَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُونَهر آئينه بد چيزيست آنكه ايشان مىكنند و بنهى و منع ايشان نمىپردازند آورده‌اند كه پيش از هجرت حضرت پيغمبر ص به مدينه يهود را مال بسيار بود و در وسعت عيش و رفاهيت روزگار مىگذرانيدند چون آن حضرت ص به يثرب هجرت فرمود ايشان بانكار و عناد پيش آمدند حق سبحانه بركت از مال ايشان برداشت و اسباب معيشت ايشان نقصان پذيرفت زبان بسخنان بيهوده بگشادند چنانچه حق تعالى خبر مىدهدوَ قالَتِ الْيَهُودُو گفتند جهودانيَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌدست خدا بربسته است اين عبارت كنايت از بخل باشد يعنى چيزى بما نمىدهد و روزى بر ما تنگ مىسازدغُلَّتْ أَيْدِيهِمْبسته باد دستهاى ايشان از خيروَ لُعِنُوا بِما قالُواو رانده شده‌اند از رحمت الهى به گفتن آن سخن واهىبَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِبلكه دستهاى اللّه تعالى گشاده است يعنى جود او وافر و كرم او وافيست و يد صفتيست مر خدا را از صفات ذاتى او چون سمع و بصر و وجه و ما را در آن جز ايمان و تسليم چاره نيست و در كيفيت آن دخل نمودن روا نباشد در ينابيع آورده كه اين از متشابهاتست و متشابه را به ظاهر تفسير نبايد كرد بلكه معنى وى را موافق به حكم او ادا بايد نمود چنانچه درين محل اين سخن دلالت بر غايت جود مىكند چه مناوله در اعطا بيد واحد واقع مىباشد اينجا كه عطا را بيدين نسبت مىدهد دليلست بران كه عطاء او اكثر من ان يحصى استيُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُروزى مىدهد چنانچه مىخواهد بر وفق مشيت و مقتضى حكمتوَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْو هر آئينه زياده مىگرداند بسيارى را از يهود و ترساما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَآنچه فرود مىآيد به تو از پروردگار تو يعنى قرآنطُغْياناً وَ كُفْراًنافرمانى و كفر يعنى ايشان طاغى و كافراند با آنكه قرآن سبب دفع كفر و طغيانست باستماع آن ايشان را اين دو صفت زياده مىشود چنانچه از تناول غذاى كه صالح است مر اصحا را ، مرض مريض روى بافزونى مىدهدوَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُو افگنديم ما در ميان طوائف يهود چون قريظه و نضيرالْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَدشمنى و خصومتإِلى يَوْمِ الْقِيامَةِتا روز قيامت كه قلوب ايشان موافق و اقوال ايشان مطابق نباشندكُلَّما أَوْقَدُواهرگاه كه برافروختندناراً لِلْحَرْبِآتشى براى حرب كردن با رسول اللّه صأَطْفَأَهَا اللَّهُفرونشانيد آن آتش را خدا به‌آنكه منازعتى در ميان ايشان افگند كه به ديگرى نتوانستند پرداختوَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِو مىشتابند در زمينفَساداًبراى تباه‌كارى كه فتنه انگيزندوَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَو خدا دوست نمىدارد تباه‌كاران را .