تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
و راهى و اگر خواستى خدا گردانيدى شما را يك امت و ليكن خواست كه بيازمايد شما را در آنچه بشما داده است پس شتابى كنيد بسوى نيكوكارى بسوى خدا رجوع شماست همه يك‌جا پس خبر دهد شما را به آنچه دران اختلاف مىكرديد ( 48 ) 5 / 49 و فرموديم كه حكم كن ميان ايشان به آنچه فرودآورده است خدا و پيروى مكن خواهش ايشان را و بترس از ايشان از آنكه گمراه كنند ترا از بعض آنچه فروفرستاده است خدا بسوى تو پس اگر اعراض كنند پس بدانكه مىخواهد خدا كه عذاب كند ايشان را بسبب بعضى گناهان ايشان و هر آئينه بسيارى از مردمان بدكارانند ( 49 ) 5 / 50 آيا حكم جاهليت مىخواهند و كيست خوب‌تر از خدا باعتبار حكم براى قومى كه يقين دارند ( 50 )
شرح
وَ مِنْهاجاًو راهى روشن شريعت آنست كه منصوص عليه باشد در كتاب و منهاج آنكه ثابت شود بحديث پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّموَ لَوْ شاءَ اللَّهُو اگر خواستى خدالَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةًهر آئينه مىساخت شما را يك امت متفق بر يك ملّتوَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْو ليكن مىآزمايد شما رافِي ما آتاكُمْدر آنچه شما را داده است از شرائع مختلفه مناسب هر عصرى و زمانى تا مطيع از عاصى متميز شودفَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِپس بشتابيد و پيشى گيريد بسوى خيرات كه اتباع شريعت استإِلَى اللَّهِبسوى خداستمَرْجِعُكُمْ جَمِيعاًبازگشت همه شمافَيُنَبِّئُكُمْپس خبر خواهد كرد شما را در وقت جزا دادنبِما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَبه‌آنچه هستيد كه درو اختلاف مىكنيد از امور دين و شريعتوَ أَنِ احْكُمْو ديگر فرستاديم به تو آنكه حكم كنبَيْنَهُمْميان اهل كتاببِما أَنْزَلَ اللَّهُبه‌آنچه خدا فروفرستاده به تو سبب نزول آيت آن بود كه بعضى از احبار يهود با يكديگر از روى مكر و تزوير تدبير كردند كه بيائيد تا برويم نزد محمد مصطفى شايد كه او را از راه ببريم و به شعبده و نيرنگ فريب دهيم پس بيامدند و گفتند اى محمد ص دانسته كه ما از اشراف قوم و دانايان ايشانيم و چون ما متابعت تو كنيم اراذل و افاضل يهود در تصديق ما به تو اقتدا كنند اكنون ميان ما و قوم ما در دماء انواع خصومتهاست و ترا حكم مىسازيم اگر در قصاص چنان حكم كنى كه رضاى ماست دين ترا مسلم داريم حق سبحانه و تعالى رسول ص خود را خبر داد و از قبول ملتمس ايشان تحذير فرمود و گفت حكم كن بفرستاده خداوَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْو پيروى آرزوهاى ايشان مكنوَ احْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَو حذر كن از ايشان از آنكه ترا بگردانندعَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَاز بعضى آنچه خدا بسوى تو فرستاده استفَإِنْ تَوَلَّوْاپس اگر برگردند و اعراض كنند از حكم منزلفَاعْلَمْ أَنَّما يُرِيدُ اللَّهُپس بدانكه اعراض ايشان از ان جهتست كه مىخواهد خداأَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْآنكه برساند بديشان عقوبتهاى به برخى از گناهان ايشان در دنيا و به باقى در عقبىوَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ لَفاسِقُونَبه درستى كه بسيارى از يهود فاسقانند بعد از نزول اين آيت جهودان گفتند لا نرضى بحكمك آيت آمد كهأَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِآيا حكم جاهليت رايَبْغُونَمىطلبند در حدّ زنا و قصاص چون به حكم توريت و قرآن راضى نمىشوندوَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِو كيست نيكوتر از خداحُكْماًاز جهت حكملِقَوْمٍ يُوقِنُونَبراى قومى كه تدبّر مىكنند از روى يقين و مىدانند كه احسن احكام حكم اوست آورده‌اند كه عبادة بن صامت رض با ابن ابىّ در مجلس حضرت رسالت‌پناه ص مخاصمه كردند عباده رض گفت مرا از طوايف . يهود دوستانند كه در نوائب بمدد زن و مرد ايشان مستظهر توانم بود امروز به دوستى خدا و رسول از همه تبرا كردم و مرا دوستى خدا و رسول بس است عبد اللّه بن ابى گفت كه من از دوائر روزگار و حوادث ليل و نهار مىترسم و از مظاهرت و معاونت يهود كه حلفاء من‌اند گزير ندارم آيت آمد كه .