تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
عدل كنيد عدل نزديك‌ترست به پرهيزگارى و بترسيد از خدا هر آئينه خدا آگاه است به آنچه مىكنيد ( 8 ) 5 / 9 وعده كرده است خدا به كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند به اين مضمون كه ايشان‌راست آمرزش و مزد بزرگ ( 9 ) 5 / 10 و كسانى كه كافر شدند و به دروغ نسبت كردند آيات ما را ايشانند اهل دوزخ ( 10 ) 5 / 11 اى مؤمنان ياد كنيد نعمت خدا را بر خويشتن آنگاه كه قصد كردند قومى كه دراز كنند دست خود را بسوى شما پس بازداشت دستهاى ايشان را از شما و بترسيد از خدا و بر خدا بايد كه توكل كنند مؤمنان ( 11 )
شرح
اعْدِلُواعدل كنيدهُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوىكه عدل نزديك‌ترست به پرهيزگارى و چون عدل با كفار بمرتب تقوى اقربست قياس بايد كرد كه عدل با مؤمنان در چه مقامى خواهد بود مثنوىعدل كن زان كه در ولايت دل * در پيغمبرى زند عادل عدلمشاطه البيت ملك‌آراى * دين و دولت ز عدل ماند بجاىوَ اتَّقُوا اللَّهَو بترسيد از خدا در ظلم و ستمكارىإِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌبه درستى كه خدا داناستبِما تَعْمَلُونَبه‌آنچه مىكنيد از ظلم و عدلوَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواوعده كرده است خدا آنكسان را كه ايمان آورده‌اندوَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِو عملهائى ستوده كرده‌اند وعده اينستلَهُمْ مَغْفِرَةٌمر ايشان راست آمرزش گناهوَ أَجْرٌ عَظِيمٌو مزدى بزرگ از فضل إلهوَ الَّذِينَ كَفَرُواو آنان كه كافر شدندوَ كَذَّبُوا بِآياتِناو تكذيب كردند به آيتهاى ما يعنى قرآن راأُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِآن گروه اصحاب دوزخ‌اند يعنى مجاوران آورده‌اند كه حضرت رسالت‌پناه عليه السلام در غزوة غطفان بحرب جمعى از محارب بنى ثعلبه توجه نمود و ايشان خبر يافته با مهتر خود كه در عثور يا غورث نام داشت به كوه‌ها متحصن شدند و لشكر اسلام را مىديدند در وقتى كه باران باريده بود و حضرت عليه السلام از لشكريان دور تر و پاى درختى تكيه فرموده و جامهاى تر بر درخت افگنده اعراب مشاهده كرده مهتر خود را گفتند درياب كه محمّد تنها در پاى آن درخت تكيه فرموده و يارانش ازو دورترند و درين مل بىمشقت بر دوست مىتوان يافت غورث با شمشيرى كشيده بيابد و گفت من يمنعك اليوم منى كيست كه ترا حمايت كند و شر مرا امروز از تو كفايت كند حضرت فرمود كه يمنعك ربى كه اللّه ترا منع كند كه مانع و كافى اوست فى الحال جبرئيل را فرمان رسيد كه درياب حبيب مرا جبرئيل دست بر سينه غورث زد چنانچه شمشير از دست وى بيفتاد و سيد عالم عليه السلام آن را برداشته بر سر وى رفت و گفت من يمنعك منى آن مرد گفت لا أحد يمنعك منى هيچ‌كس ترا از من منع نتواند كرد پس كلمه شهادت گفت و به ميان قوم خود باز رفت و ايشان را با سلام دعوت كرد و اين آيت آمديا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى گروه گرويدگاناذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْياد كنيد نعمتهاى خدا را كه بشمار ارزانى فرمودهإِذْ هَمَّ قَوْمٌچون قصد كردند قومى يعنى غورث و تابعان اوأَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْآنكه بگشايند بسوى شماأَيْدِيَهُمْدستها خودفَكَفَّ أَيْدِيَهُمْپس خدا بازداشت دستهاى ايشان راعَنْكُمْاز شما و مضرت ايشان از شما بگردانيد و بعضى برآنند كه نزول آيت در قصّه بنى نضيرست كه قصدا آن حضرت كردند وقتى كه بحصار ايشان رفته بود به جهت ويت عامريان و شرح اين قصّه در سوره حشر خواهد آمد ان‌شاءالله تعالىوَ اتَّقُوا اللَّهَو بترسد از خدا از كفر اين نعمتهاوَ عَلَى اللَّهِو بر خدافَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَبايد توكل كنند مؤمنان كه رساننده خير و رهاننده از شر اوست .