تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
5 / 15 اى اهل كتاب هر آئينه آمد بشما پيغامبر ما بيان مىكند براى شما بسيار از آنچه پنهان مىداشتيد از كتاب يعنى از كتاب الهى و درگذر مىكند از تقصيرات بسيار ، اى اهل كتاب هر آئينه آمد بشما از جانب خدا نورى و كتابى روشن ( 15 ) 5 / 16 يعنى قرآن بسبب آن دلالت مىنمايد خدا كسى را كه طلب رضا كرد بسوى راههاى نجات و بيرون مىآرد ايشان را از تاريكى بسوى روشنى به ارادهء خود و دلالت مىكند ايشان را بسوى راه راست ( 16 ) 5 / 17 هر آئينه كافر شدند كسانى كه گفتند كه خدا همون مسيح پسر مريم است بگو كه مىتواند
شرح
يا أَهْلَ الْكِتابِاى جهودان و ترسايانقَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنابه درستى كه آمد بشما فرستاده مايُبَيِّنُ لَكُمْروشن مىگرداند براى شماكَثِيراًبسيارىمِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَاز آنچه هستيد كه آن را پنهان مىداريدمِنَ الْكِتابِاز توريت چون نعت محمد مصطفى ص و آيه رجم و از انجيل چون بشارت عيسى به احمد صوَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍو درمىگذرد از بسيار مخفيات شما و خبر نمىدهد به‌آنچه هيچ مهم دنيا وابسته به آن نيست نقل است كه يهودى به آن حضرت ص گفت كه كدام است آن كثير كه ازو عفو كردى حضرت ازو اعراض كرد دوم و سوم نوبت مبالغه كرد و حضرت روى ازو مىگردانيد و قصد يهودى آن بود كه مناقضه از وى ظاهر شود به ترك عفو چون در جواب خود سه كرت جز از اعراض چيزى نديد و مشاهده نكرد بصدق آن حضرت ص متيقن شده فى الحال ايمان آوردقَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِبه درستى كه آمد بشما از نزديك خدانُورٌروشنائى كه دفع‌كننده ظلمت ضلالت استوَ كِتابٌ مُبِينٌو كتابى روشن‌كننده و به خود روشن گفته‌اند نور حضرت رسالت‌پناه ص است و كتاب مبين قرآن است و در بحر الحقائق آورده كه وجه تسميه آن حضرت ص بنور آنست كه اوّل چيزى كه حق سبحانه و تعالى بنور كرم از ظلمتكده عدم بيرون آورده نور وى بود صلى اللّه عليه و سلم كه اوّل ما خلق اللّه نورى بعد از ان عالم را براى ظهور نور و نور ظهور او موجود گردانيد و در نقد النصوص فى شرح الفصوص مذكور است كه اصل منشا و معاد جمله خلايق حضرت حقيقةالحقايقست و آن حقيقت محمدى و نور احمدى ص است كه صورت حضرت واحدى احدى است جامع جمله كمالات الهى و كيانى و واضع ميزان همه مراتب اعتدالات ملكى و حيوانى و انسانى آن حضرت ص است عالم و عالميان صور و اجزاى تفصيل او و آدم و آدميان مسخر براى تكميل او و اليه الاشارة بقوله انا سيد ولد آدم و بقوله آدم ع و من دونه تحت لوائى نظمآنچه اوّل شد پديد از حبيب غيب * بود نور جان او بىهيچ ريببعد از آن آن نور مطلق زد علم * گشت عرش و كرسى و لوح و قلميك علم از نور پاكش عالم است * يك علم ذريتست و آدم‌ستنور او چون اصل موجودات بود * ذات او چون معطى هر ذات بودواجب آمد دعوت هر دو جهانش * دعوت ذرات پيدا و نهانشيَهْدِي بِهِ اللَّهُراه مىنمايد خدا بدين نور يا كتابمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُآن را كه پيروى خشنودى او مىكندسُبُلَ السَّلامِبطلب راههاى سلامت از عذاب كه آن راه حق است يا سبل دارالسّلام كه طريق بهشت‌ستوَ يُخْرِجُهُمْو بيرون مىآرد ايشان رامِنَ الظُّلُماتِاز تاريكى كفر يا شك يا جهلإِلَى النُّورِبه روشنائى ايمان يا يقين يا علمبِإِذْنِهِبه ارادت و توفيق خودوَ يَهْدِيهِمْو راه مىنمايد ايشان راإِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍبسوى راه راست كه نزديكترين راههاست به حقلَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَبه درستى كه كافر شدند آنان كهقالُوا إِنَّ اللَّهَگفتند به درستى كه اللّههُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَاو مسيحست ع پسر مريم قائل بدين قول از فرق نصارى يعقوبيه‌اند و بطلان قول ايشان به همين كه مىگويند پسر مريم خدا است ظاهر است چه مادر اقدم است بر ولد پس ولد حادث باشد و حادث الوهيت را نشايد و ديگر آنكه مادر اكبرست و ولد اصغر و چه دورست كه اصغر إله اكبر باشدقُلْ فَمَنْ يَمْلِكُبگو اى محمد پس كيست كه مالك باشد و منع كند .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 233 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )