تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
2 / 64 باز رو گردانيديد بعد ازين پس اگر نبودى بخشائش خدا بر شما و مهربانى او هر آئينه مىشديد از زيان‌كاران ( 64 ) 2 / 65 و هر آئينه دانسته آيد آن كسان را كه از حد در گذشتند از شما در شنبه پس گفتيم ايشان را بوزنه شويد خوار شده ( 65 ) 2 / 66 پس ساختيم اين قصّه را عبرتى براى آن قوم كه پيش اين‌ها بودند و آن قوم كه پس از ايشان آيند و پندى پرهيزگاران ( 66 ) 2 / 67 و آن وقت كه گفت موسى بقوم خود هر آئينه خدا مىفرمايد شما را بكشتن گاوى گفتند آيا ما را مسخره مىگيرى گفت پناه مىگيرم به خدا ازان كه باشم از نادانان ( 67 )
شرح
ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْپس روى برگردانيديد شما از فرمان منمِنْ بَعْدِ ذلِكَاز پس عهدى كه كرديدفَلَوْ لا فَضْلُ اللَّهِپس اگر نبودى فضل و بخشايش خداى تعالىعَلَيْكُمْبر شماوَ رَحْمَتُهُو بخشش او به نسبت شمالَكُنْتُمْهر آئينه مىبوديد شمامِنَ الْخاسِرِينَاز جمله زيان‌زدگانوَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَو هر آئينه نيكو دانسته‌ايد شما آنان را كه در زمان داود عاعْتَدَوْااز حد فرمان درگذشتندمِنْكُمْاز قوم شما در شهر ايليافِي السَّبْتِدر حكم روز شنبه كه منع كرده بوديم ايشان را از صيد ماهى و ايشان مخالفت نموده دران روز به حيله ماهى را مىگرفتندفَقُلْنا لَهُمْپس گفتيم ما مر ايشان را كه چون خلاف امر كرديدكُونُوابباشيدقِرَدَةًبوزينگانخاسِئِينَخوارشدگان و تمامى اين قصّه در سورهء اعراف مذكور خواهد شد ان‌شاءالله تعالىفَجَعَلْناهاپس ما گردانيديم آن عقوبت رانَكالًاعذابى و عقوبتى كه پندكننده و پنددهنده باشدلِما بَيْنَ يَدَيْهامر آن كسانى را كه پيش ايشان حاضر بودند و مىديدندوَ ما خَلْفَهاو آنها را كه از پس ايشان آيند و قصّهء ايشان شنوندوَ مَوْعِظَةًو گردانيديم آن را پندىلِلْمُتَّقِينَاز براى پرهيزگاران از قوم ايشان يا از امت محمد صلى اللّه عليه و على آله و اصحابه و سلموَ إِذْ قالَ مُوسىو ياد كنيد آن را كه گفت موسىلِقَوْمِهِمر گروه خود را به‌وقتى كه در ميان خود كشته يافته بودند عاميل نام را و مىخواستند كه قاتل او معلوم گرددإِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْبه درستى كه خداى تعالى مىفرمايد شما را كهأَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةًآنكه بسمل كنيد گاوى را تا بعضى از ان بر مرده زنيد و مرده زنده شود بگويد كه قاتل او كيستقالُواگفتند قوم موسى عأَ تَتَّخِذُنا هُزُواًآيا فرا مىگيرى ما را اهل فسوس يعنى با ما سخريه مىكنى ما مىپرسيم كه عاميل را كه كشته است و تو مىگوئى گاوى بكشيدقالَ أَعُوذُ بِاللَّهِموسى گفت پناه مىگيرم به خداأَنْ أَكُونَاز آنكه باشم منمِنَ الْجاهِلِينَاز نادانان و فسوس‌كنندگان