تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
2 / 72 و آن وقت كه كشتيد شخصى را پس نزاع كرديد در وى و خدا بيرون‌آرنده است چيزى را كه پنهان مىكرديد ( 72 ) 2 / 73 پس فرموديم بزنيد اين شخص را به عضوى از گاو اين طور زنده مىكند خدا مردگان را و مىنمايد شما را نشانهاى خود تا بود كه دريابيد ( 73 ) 2 / 74 باز سخت شد دلهاى شما بعد ازين پس آنها مانند سنگ‌اند بلكه زياده‌تر در سختى و هر آئينه از سنگها آنست كه روان مىشود از وى جوىها و هر آئينه از سنگها آنست كه مىشكافد پس بيرون مىآيد از وى آب و هر آئينه از سنگها آن است كه فرومىافتد از ترس خدا و نيست خدا بىخبر ازان چه مىكنيد ( 74 )
شرح
وَ إِذْ قَتَلْتُمْاوّل قصّه است ، مىفرمايد كه ياد كنيد آن را كه بكشتيدنَفْساًيكى را كه نام آن عاميل بودفَادَّارَأْتُمْپس اختلاف كرديدفِيهادر ان نفس مقتول يعنى در كشتن اووَ اللَّهُ مُخْرِجٌو خداى تعالى بيرون‌آورنده است و ظاهركنندهما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَآن چيزى را كه هستيد شما كه آن را بپوشيد از قتل به ناحقفَقُلْنا اضْرِبُوهُپس گفتيم ما كه بزنيد شما آن كشته شده رابِبَعْضِهابه پاره از ان گاو كه بيخ دم بود يا زبان يا گوش و بر هر تقديرى چون بر وى زدند زنده شد و خون از گردن او مىريخت و نام قاتلان خود را بگفت و آن دو برادرزادهء او بودند كه بواسطهء مال او را بصحرا برده بقتل رسانيده بودند و بعد از تسميهء ايشان در حال بيفتاد و بمردكَذلِكَهمچنان‌كه اين مرده را زنده گردانيديُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتىزنده مىگرداند خداى تعالى همه مردگان راوَ يُرِيكُمْو مىنمايد بشما خطاب با آن جماعت است كه در مجلس احياى عاميل حاضر بودند و مىشايد كه منكران زمان حضرت رسالت را صلى اللّه عليه و آله و سلّم مىگويد كه انكار حشر مكنيد كه آخر خدا بشما نمايدآياتِهِدلائل قدرت خود را در احياءلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَمگر باشد كه شما فكر كنيد و دريابيد كه كسى كه قدرت دارد بر زنده كردن نفسى هرآئينه بر احياء همه نفوس قادر خواهد بودثُمَّ قَسَتْپس سخت گشتقُلُوبُكُمْدلهاى شما اى يهودمِنْ بَعْدِ ذلِكَاز پس زنده شدن عاميلفَهِيَپس آن دلهاى كه شما را استكَالْحِجارَةِهمچون سنگ است در سختى و درشتىأَوْ أَشَدُّ قَسْوَةًبلكه سخت‌تر است در قساوت و غلظت از سنگوَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِو به درستى كه بعضى از ان سنگ‌هاستلَما يَتَفَجَّرُآنچه هرآئينه روان مىگرددمِنْهُ الْأَنْهارُاز ان جوىهاى بزرگوَ إِنَّ مِنْهاو بعضى ديگر هست كه از انلَما يَشَّقَّقُآنچه هرآئينه بشگافدفَيَخْرُجُپس بيرون آيدمِنْهُ الْماءُازو آب خورد چون چشمهاوَ إِنَّ مِنْهاو بتحقيق هست كه از حجارةلَما يَهْبِطُآنچه فرود آيد و از بلندى به پستى گرايدمِنْ خَشْيَةِ اللَّهِاز ترس خداوَ مَا اللَّهُو نيست خدابِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَغافل از آنچه شما اى يهود مىكنيد