و خوشنودى از وى و چون احرام كشاييد پس شكار بكنيد و حمل نه كند شما را دشمنى گروهى بسبب آنكه بازداشتند شما را از مسجد الحرام بر تجاوز كردن از حد و با يكديگر مدد كنيد بر نيكوكارى و پرهيزگارى و با يكديگر مدد نه كنيد بر گناه و ستم و بترسيد از خدا هر آئينه خدا سخت است عقوبت او ( 2 )
5 / 3
حرام كرده شد بر شما مردار و خون يعنى خون مسفوح و گوشت خوك و آنچه نام غير خدا بوقت ذبح او ياد كرده شود و آنچه به خفه كردن مرده باشد و آنچه به سنگ يا بعصا زدن مرده باشد و آنچه از جاى بلند افتاده بميرد و آنچه به شاخ زدن مرده باشد و آنچه درنده خورده باشد الا آنچه بعد ازين آفتها ذبح كرده باشيد و حرام است آنچه ذبح كرده شده باشد بر نشانهاى معبود باطل و حرام كرده شده آنكه طلب كنيد معرفت قسمت خود به تيرهاى فال
شرح
وَ رِضْواناًو مىطلبند مؤمنان خشنودى خدا و كافران اصلاح معيشت دنيا ، در تبيان آورده كه رضوان حج استوَ إِذا حَلَلْتُمْو چون از احرام بيرون آئيد و حلال شويدفَاصْطادُواپس شكار كنيد اگر خواهيدوَ لا يَجْرِمَنَّكُمْو بر ان ندارد شما راشَنَآنُ قَوْمٍدشمنى گروهى از كفّار قريشأَنْ صَدُّوكُمْبراى آنكه بازداشتند شما را در سال حديبيهعَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِاز طواف مسجد حرامأَنْ تَعْتَدُوابهآنكه از حد درگذريد و انتقام آن خواهيد كه اخذ اموال قاصدان حرم كنيد و حكم اين آيت تا بدين محل منسوخ است مگر صيد كردن در حالتى كه از احرام بيرون آيند و كافران را بهدى و قلاده امان نيستوَ تَعاوَنُواو يارى كنيد يكديگر راعَلَى الْبِرِّبر نيكوئى كه متابعت امرست و امتناع بدعت يا پيروى سنتوَ التَّقْوىو بر پرهيزگارى و مخالفت هواوَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِو يارى مكنيد بر بدى كه ترك فرمانست يا حبّ دنياست يا كفروَ الْعُدْوانِو بر ستمكارى يا اتباع بدعتوَ اتَّقُوا اللَّهَو بترسيد از نافرمانى خداإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِبه درستى كه خدا سخت عقوبتكننده است بر نافرمانانحُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُحرام كرده شده بر شما مردار و آن جانوريست كه روح او بىذبح از بدن او رفته باشدوَ الدَّمُو خون روانوَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِو گوشت خوك با همه اجزاى او از شحم و عظم و غير آنوَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِو آنچه آواز برداشته باشند يعنى ياد كرده باشند مر غير خدا را نزديك ذبح و مراد ذبيحه كفّار است كه بنام لات و عزى و غير آن مىكشتندوَ الْمُنْخَنِقَةُو ديگر حرام كردهاند بر شما آنچه بفشردن گلو مرده باشد كافران گوسفند را خناق مىكردند تا مىمرد پس مىخوردندوَ الْمَوْقُوذَةُو آنچه به چوب و سنگ زده باشند تا مرده باشدوَ الْمُتَرَدِّيَةُو آنچه از بلندى افتاده باشد و مرده يا در چاهى افتد و بميردوَ النَّطِيحَةُو آنچه شاخ زده باشد ديگرى او را و مرده بودوَ ما أَكَلَ السَّبُعُو باقى آنچه او را خورده باشد درنده و مرده بودإِلَّا ما ذَكَّيْتُمْمگر آنچه دريابيد شما ازينها ذبح او را و درو زندگانى باشد بر ان مقدارى كه چشم خود را حركت دهد يا دم خود را بجنباندوَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِو ديگر حرام است آنچه ذبح كرده باشند بر سنگها كه منصوبست در حوالى بيت الحرام و آن سى صد و شصت سنگ بوده پيرامون بيت الحرام كه اهل جاهليّت تعظيم آن بجاى آوردهاند و بران قربانى مىكرده و گفتهاند مراد از نصب اصناماند و برين تقدير على بمعنى لام باشد يعنى حرام است آنچه براى بت بكشندوَ أَنْ تَسْتَقْسِمُواو آن نيز حرامست كه طلب قسمت كنيدبِالْأَزْلامِبه تيرهاى اقداح ببايد دانست كه عرب را سه تير بوده بىپر و پيكان كه آن را ازلام و اقداح مىگفتند چون ايشان را مهمى افتادى رجوع بدانها كردندى و اين سه تير در خريطه كرده به كسى كه مجاور هبل مىبوده مىسپردندى بر يكى نوشته كه امرنى ربى و بر ديگرى نهانى ربى و بر سوم كه آن را منيح گفتندى از كتابت خالى بودى پس كسى چون عزم كارى كردى نزد مجاور هبل آمدى و هديه آوردى و دست در آن خريطه كردى و سهمى بيرون آوردى اگر نوشته بودى كه امرنى ربى فى الحال بدان مهم اشتغال نمودى و اگر نهانى ربى بودى يك سال ترك آن عمل كردى و اگر آن منيح بيرون آمدى باز رجوع بدان خريطه نمودى و گفتهاند مراد از استقسام جزور است بر انصباء معلومه يعنى شتران كشتندى و به ازلام قسمت كردندى و ايشان را ازلام بسيار بوده براى هر كارى از نكاح دختان و اختلاف در نسب و غير آن .