تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
انداخت آن را بسوى مريم و روحى است از جانب خدا پس ايمان آريد به خدا و پيغامبران او و مگوئيد خدايان سراند بازمانيد ( ازين قسم گفتار تا اين ) بازماندن بهتر باشد شما را جز اين نيست كه خدا معبود يگانه است پاك است از آنكه باشد او را فرزندى مر او راست آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمين‌ست و بس‌ست خدا كار سازنده ( 171 ) 4 / 172 ننگ ندارد عيسى از آنكه باشد بندهء خدا و نه فرشتگان مقرب ننگ دارند و هر كه ننگ كند از بندگى او و سركشى كند پس خواهد برانگيخت ايشان را نزديك خويش همه يك‌جا ( 172 ) 4 / 173 پس امّا كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند پس تمام دهد ايشان را مزد ايشان و زياده دهد ايشان را از فضل خود و اما كسانى كه ننگ داشتند و سركشى كردند پس عذاب كند ايشان را عذاب درددهنده ( 173 )
شرح
أَلْقاهابرسانيد آن كلمه را خداإِلى مَرْيَمَبسوى مريم يعنى بشارت داد او راوَ رُوحٌ مِنْهُو ديگر عيسى خداوند روحست صادر شده از حق سبحانه بىتوسط اسبابفَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِپس ايمان آريد به خدا و فرستادگان او خطاب با ترسايان است خاصةوَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌو مگوئيد كه خدايان ما سه‌اند اعتقاد بعضى از نصارى آن بود كه آلهه سه‌اند اللّه و عيسى ع و مريم ع و برخى بران بودند كه اللّه عبارت از سه چيز است اقنوم الاب يعنى ذات پدر و اقنوم الابن يعنى علم و اقنوم الحياة يعنى روح القدس و اين را اقانيم ثلثه مىگفتند حق سبحانه فرمودانْتَهُوابازايستيد از تثليثخَيْراً لَكُمْبازايستادنى كه آن خير باشد شما راإِنَّمَا اللَّهُجز اين نيست كه خداإِلهٌ واحِدٌخداوندى است يگانه بذات خود كه تعداد را به‌هيچ‌وجه از وجوه درو راه نيستسُبْحانَهُبه پاكى ياد مىكنم او را به پاكى يادكردنىأَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌاز آنكه او را فرزند باشدلَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِمر او راست آنچه در آسمان‌ها و زمين‌هاست و همه مخلوق اويند و مخلوق مانند خالق نباشد و فرزند مماثل پدر بايد پس از اهل آسمان و زمين او را فرزند نبودوَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًاو بسنده است خدا كافى مهمات بندگان يعنى نگاهدار بندگان و سازنده كار ايشان تنبيه‌ست بر استغناى حق سبحانه از اتخاذ ولد چه ولد براى كفايت مهمات والد بايد و خداى تعالى خود قائمست بحفظ اشيا و كافى امور و مستغنى از يار و مددگار و در خبرست كه نصارى نجران گفتند اى محمد ص چرا عيسى ع را عيب مىكنى حضرت ص فرمود كه چه چيز مىگويم در شان او كه شما آن را بعيب مىداريد گفتند كه تو مىگوئى كه او بنده خداست و بندگى عيب باشد حضرت فرمود كه بندگى خدا عار نباشد و هيچ‌كس آن را عيب نمىشمرد و موافق قول آن حضرت ص آيت آمد كهلَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُننگ ندارد عيسى ع و تعظم نورزدأَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِاز آنكه بنده باشد مر خداى را و چون عبدهء ملائكه كه نيز ايشان را فرزندان خدا مىدانستند اثبات بندگى ايشان نيز مىكنندوَ لَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَو نه از بندگى او عار دارند فرشتگان كه مقربان بارگاه ربوبيت‌اند و در معالم آورده كه اين‌ها حمله عرش‌اند كه ايشان را فرزندان خدا مىدانستند و در انوار گفته كه اين‌ها كروبيان‌اند در حوالى عرشوَ مَنْ يَسْتَنْكِفْو هر كه ننگ داردعَنْ عِبادَتِهِاز پرستش خداوَ يَسْتَكْبِرْو سركشى كند از انفَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِپس زود باشد كه حشر كند ايشان را يعنى مستنكفان را بسوى خودجَمِيعاًهمه ايشان را تا جزا و مكافات بديشان برساندفَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِفاما آنها كه ايمان آورده‌اند و عمل صالح كردندفَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْپس تمام بدهد خدا مژده‌هاى موعود ايشان راوَ يَزِيدُهُمْو بيفزايد نيز بر جزاى ايشانمِنْ فَضْلِهِاز افزونى كرم خودوَ أَمَّا الَّذِينَ اسْتَنْكَفُوا وَ اسْتَكْبَرُواو اما كسانى كه از پرستش حق استنكاف و استكبار كرده‌اندفَيُعَذِّبُهُمْپس عذاب كند ايشان را وقف لازمعَذاباً أَلِيماًعذابى دردناك .