قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 225
بنام خداى بخشاينده مهربان 5 / 1 اى مؤمنان وفا كنيد بعهدها يعنى عهدى كه با خدا بستهايد در التزام احكام او تعالى ، حلال كرده شده است براى شما چهارپايان از قسم انعام مگر آنچه خوانده خواهد شد بر شما نه حلال دارندهء شكار در حالتى كه محرم باشيد هر آئينه خدا حكم مىكند آنچه مىخواهد ( 1 ) 5 / 2 اى مسلمانان هتك حرمت مكنيد مر نشانهاى خدا را و نه ماه حرام را و نه قربانى را و نه آنچه در گردن او قلاده مىاندازند و نه قصدكنندگان بيت الحرام را كه مىطلبند فضلى از پروردگار خويش سورة المائدة مدنيّة و هى مائة و عشرون آية و ستّة عشر ركوعا - بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد أَوْفُوا بِالْعُقُودِ وفا كنيد به عهدهاى كه با يكديگر مىكنيد يا بعقود شرعيه چون عقد شركت و عقد نكاح و عقد بيع و امثال آن أُحِلَّتْ لَكُمْ حلال كرده شده براى شما بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ چهارپايان بستهزبان كه آن ازدواج ثمانيهاند از شتر و گاو و ميش و بز يا جانوران وحشى چون آهو و نخچير و گاو دشتى و كوهى و گورخر يا اجنه كه از بطون انعام بيرون آيد إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ مگر آنكه خوانده خواهد شد بر شما همدرين سورة و هو قوله حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ الآية غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ نه چنانكه حلالدارنده باشيد صيد را وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ و حال آنكه شما محرم باشيد به حج يا عمره يعنى همه انعام بر شما حلال است مگر آنكه وحشى باشد و آن را صيد كنيد كه در حالت احرام بر شما حرام است إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ به درستى كه خدا حكم كند در حلال و حرام ما يُرِيدُ آنچه خواهد يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى گروه مؤمنان لا تُحِلُّوا حلال مداريد و حرمت مشكنيد شَعائِرَ اللَّهِ مناسك حج را يا نشانهاى دين حق را آوردهاند كه حيطم كندى كه نام او شريح بن ضبيعه بود و او به سفاهت و بىباكى و جهالت و ناپاكى در عرب شهرتى داشت به خدمت پيغمبر ص آمد و گفت اى محمد ص امت را بچه چيز دعوت مىكنى آن حضرت ع فرمود كه بهآنكه خدا را يكى دانند و مرا به رسالت تصديق كنند و بر اقامت صلاة و اداى زكات مواظبت نمايند حطيم گفت آنچه فرمودى نيكو است امام را امنا و امرا باشند كه كارها به مشورت ايشان بقطع رسانم بروم و اين سخن با ايشان در ميان نهم اگر دلپذير بود دين تو قبول كنم و حضرت ع پيش از آمدن او فرموده بود كه امروز كسى خواهد آمد كه به زبان شيطان سخن گويد كافر درآيد و غادر بيرون رود پس حطيم بيرون آمد و شتران صدقه و آنچه يافت از مواشى مدينه غارت كرد و در عام القضية كه رسول ص باصحابه رض به عمرهء قضا توجه فرموده بودند چون موضع تنعيم رسيدند آواز تلبيه حجاج يمامه شنيدند و حطيم كندى را ديدند كه شتران به غارت برده را به قلادها آراسته برسم هدى به كعبه مىبرد صحابه رض خواستند تا شتران را باز ستانند حضرت ص فرمود كه او هدى را تقليد كرده است اين عمل از شما لايق نباشد و آيت آمد كه حرمت شعائر اللّه را مشكنيد وَ لَا الشَّهْرَ الْحَرامَ و حلال مكنيد ماه حرام را بقتال در ان وَ لَا الْهَدْيَ و نه هدى را كه نامزد كعبه باشد وَ لَا الْقَلائِدَ و نه خداوند قلادهها را از هدى و قلاده چيزى بود كه در گردن چهارپايان مىكردند از پوست درختهاى خرما و غير آن تا معلوم شود كه هدىست و كسى تعرض نكند وَ لَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ و نه قاصدان خانه محترم را كه عازم زيارت او باشند يَبْتَغُونَ مىطلبند قاصدان حرم فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ اگر مؤمنانند زيادتى ثواب از خدا يا روزى به سبب تجارت و اگر كافرانند نمىطلبند مگر روزى .