تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
و زده شد برايشان خوارى و بىنوائى و بازگشتند به خشمى از خدا اين بسبب آنست كه باور نمىداشتند آيت‌هاى خدا را و مىكشتند پيغمبران را ناحق اين بسبب گناه كردن ايشانست و آنكه از حد در مىگذشتند ( 61 ) 2 / 62 و هر آئينه آنان كه مسلمان شدند و آنان كه يهود شدند و ترسايان و بىدينان هر كه از ايشان ايمان آورد به خدا و بروز بازپسين و كرد كار شايسته پس ايشان راست مزد ايشان نزديك پروردگار ايشان و نه ترس بود بر ايشان و نه ايشان اندوهگين شوند ( 62 ) 2 / 63 و آن وقت كه گرفتيم پيمان شما را و برداشتيم بالاى شما طور را گفتيم بگيريد آنچه داده‌ايم شما را به استوارى و ياد داريد آنچه در آنست تا بود كه در پناه شويد ( 63 )
شرح
وَ ضُرِبَتْو زده شد يعنى لازم گشتعَلَيْهِمُبر ايشان به جزاى كفران نعمت و عدم رضا به قسمتالذِّلَّةُخوارى و فرومايگى به جزيه دادنوَ الْمَسْكَنَةُو ديگر بر ايشان وضع كرده شد درويشى و بيچارگى كه هر چند توانگر باشند در روزى خود محتاجى و بىنوائى بخلق نمايندوَ باؤُو بازگشتندبِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِبه خشمى از خدا يعنى سزاوار خشم خداى شدندذلِكَاين خوارى و بيچارگى و خشم خداى مر ايشان رابِأَنَّهُمْبه آن بود كه ايشانكانُوا يَكْفُرُونَبودند كه كافر مىشدندبِآياتِ اللَّهِبه آيتهاى توريتوَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَو مىكشتند پيغمبران را چون زكريا ع و يحيى ع و شعيب عبِغَيْرِ الْحَقِّبه ناحق و ناواجب يعنى بزعم ايشان نيز چيزى كه موجب قتل باشد از انبياء صادر نشده بودذلِكَآن كفر و قتل ايشانبِما عَصَوْابر آن بود كه عاصى شدند در فرمان خداى تعالىوَ كانُوا يَعْتَدُونَو بودند كه از حد و رمى گذشتند و تجاوز از حد فرمان او مىكردند به كثرت عصيان يعنى هر چند معصيت بيشتر كنند زنگ بر آئينه دل بيشتر مىنشيند مثنوىهر گناه زنگيست بر مرآة دل * دل شود زين زنگها خوار و خجلچون زيادت گشت دل را تيرگى * نفس دون را بيش گرد و خيرگىإِنَّ الَّذِينَبه درستى كه آنان كه از روى نفاقآمَنُواگرويدند يعنى همين به زبان اقرار كردندوَ الَّذِينَ هادُواو آنان كه به يهوديت درآمدندوَ النَّصارىو ترسايانوَ الصَّابِئِينَو آنها كه از دينى بدينى گرايندگانند يعنى از هر دينى چيزى كه خوش مىآمد اخذ مىكردند يا ملائكه مىپرستيدند و زبور مىخواندند و روى به كعبه آورده نماز مىگذاردند - و گفته‌اند صابيان زنادقه‌اند يا ستاره‌پرستانمَنْ آمَنَهر كه ايمان آرد باخلاص تمام ازين طوائفبِاللَّهِبه خدا و صفات سلبى و ثبوتى اووَ الْيَوْمِ الْآخِرِو بروز قيامت و متعلقات آنوَ عَمِلَ صالِحاًو بكند عملى شايستهفَلَهُمْ أَجْرُهُمْپس مر ايشان راست مزد كار ايشانعِنْدَ رَبِّهِمْنزد پروردگار ايشانوَ لا خَوْفٌو ترسى نه‌باشدعَلَيْهِمْبر ايشان در روز حشروَ لا هُمْ يَحْزَنُونَو نه‌باشد كه اندوهگين شوند در وقت مجازاتوَ إِذْ أَخَذْنا *و ياد كنيد آن را كه فرا گرفتيم از شمامِيثاقَكُمْپيمان شما را بمتابعت موسى و عمل به احكام توريتوَ رَفَعْناو برداشتيمفَوْقَكُمُ الطُّورَبر زبر سر شما كوه را تا پيمان بستيد - بنى اسرائيل بعد از نزول توريت آغاز تمرّد نهادند و گفتند احكام اين كلام به‌غايت دشوارست ما گردن نمىنهيم حق تعالى كوهى را از كوههاى فلسطين كه آن را طور گفتندى و در تفسير قرطبى آمده كه آن كوه منسوب بود بطور بن اسماعيل حق تعالى فرمان داد ص تا بر زبر سر ايشان بايستاد و در پيش روى ايشان آتشى افروخت و در عقب درياى زخار پديد آمد و چون گريزگاهى نديدند به روى درافتاده متحير شدند و حق تعالى گفتخُذُوا ما آتَيْناكُمْفرا گيريد از آنچه عطا داديم شما را از احكام شرعىبِقُوَّةٍبجد تمام و جهدى قوىوَ اذْكُرُواياد گيريد و يا پيوسته ياد كنيدما فِيهِآنچه درو است از ثواب و عقابلَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَباشد كه شما بپرهيزيد از ناشايستها