تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
4 / 155 پس بسبب شكستن ايشان عهد خود را و بسبب كفر ايشان بآيات خدا و كشتن ايشان انبيا را بنا حق و گفتن ايشان كه دل ما در پرده است ( نه ) بلكه مهر نهاده است خداى تعالى بر دل ايشان بسبب كفر ايشان پس ايمان نيارند مگر اندكى ( 155 ) 4 / 156 و بسبب كفر ايشان و گفتن ايشان بر مريم بهتانى بزرگ ( يعنى قذف بزنا ) ( 156 ) 4 / 157 و بسبب گفتن ايشان كه ما كشتيم مسيح عيسى پسر مريم را كه ( فىالواقع ) پيغامبر خدا بود و نكشته‌اند او را و بردار نه كرده‌اند او را و ليكن مشتبه شد بر ايشان و هر آئينه كسانى كه اختلاف كردند در باب عيسى در شك‌اند از حال او و نيست ايشان را به آن يقينى ليكن پيروى ظن مىكنند و به يقين نه كشته‌اند او را ( 157 )
شرح
فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْپس بسبب شكستن ايشان پيمان خود را كرديم به ايشان آنچه كرديم از لعن و مسخ و انواع عقوبتهاوَ كُفْرِهِمْ بِآياتِ اللَّهِو ديگر به جهت كفر ايشان به توريت يا به قرآنوَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِياءَو ديگر بسبب كشتن ايشان پيغمبران رابِغَيْرِ حَقٍّبه ناحقوَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌو ديگر به گفتار ايشان كه دلهاى ما اوعيه علوم است يعنى از دانش پر شده محتاج بعلم كسى نيستيم يا قلوب ما در پوششى است و فهم آنچه محمد ص مىگويد ندارد و نه چنان است كه مىگويندبَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهابلكه مهر نهاده است خدا بر دلهاى ايشانبِكُفْرِهِمْبسبب كفر و جحود ايشان از دانش محجوب گردانيده و مدد توفيق تدبر در آيات و تذكر در مواعظ از ايشان منقطع ساختهفَلا يُؤْمِنُونَپس ايمان نمىآرندإِلَّا قَلِيلًامگر اندكى چون عبد اللّه بن سلام رض و ياران او يا ايمان اندك كه غير معتبر استوَ بِكُفْرِهِمْو ديگر عقوبت ايشان بسبب كفر ايشان است بعيسى عوَ قَوْلِهِمْ عَلى مَرْيَمَو به گفتن ايشان نسبت مريم عبُهْتاناً عَظِيماًبهتانى عظيم را كه انتساب بزنا نمودهوَ قَوْلِهِمْو ديگر به گفتن ايشان كهإِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَما كشتيم مسيح راعِيسَى ابْنَ مَرْيَمَعيسى پسر مريم رارَسُولَ اللَّهِفرستاده خدا اين وصف خداست مر عيسى ع را نه قول يهودوَ ما قَتَلُوهُو نكشتند او راوَ ما صَلَبُوهُو بردار نكردند او راوَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْو ليكن مشتبه شده بر ايشان وقتى كه شبه و مانند عيسى ع بر مهتر ايشان افتاد و اين قصّه در سوره آل عمران گذشتوَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِو به درستى آنان كه اختلاف كردند در شان عيسىلَفِي شَكٍّ مِنْهُهر آئينه در گمان و تردد بودند از قتل وى چه در وقتى كه مهتر خود را بردار آويختند كه اين عيسى ع هست و در طلب وى مشغول شدند و چون از مهتر خود خبرى نيافتند آغاز اضطراب و تردد كردند كه اگر اين عيسى ع هست پس يار ما كجا هست و بعضى گفته‌اند شبهه عيسى ع همين بر روى يهودا بيش نبود و روزى ديگر به‌پاى دار آمدند و مقتول را درآوردند گفتند الوجه وجه عيسى ع و البدن بدن صاحبناما لَهُمْ بِهِنيست مر جهودان را بعيسى ع و قتل اومِنْ عِلْمٍاز دانشىإِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّمگر آنكه پيروى گمان مىكنندوَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناًو نه‌كشته‌اند عيسى را بيقين .