4 / 152
و كسانى كه ايمان آوردند به خدا و پيغامبران او و تفرقه نكردهاند در ميان هيچيكى از ايشان آل جماعه خواهد داد خدا ايشان را مزد ايشان و هست خدا آمرزنده مهربان ( 152 )
4 / 153
درخواست مىكنند از تو اهل كتاب كه فرودآرى بر ايشان كتابى از آسمان ( يعنى يكدفعه ) پس سؤال كرده بودند از موسى سختتر ازين گفتند خدا را بنما به ما آشكارا پس گرفت ايشان را صاعقه بسبب گناه ايشان باز معبود گرفتند گوساله را بعد ازان كه آمد به ايشان معجزها پس درگذشتيم ازين جريمه و داديم موسى را غلبهء ظاهر ( 153 )
4 / 154
و برداشتيم بالاى ايشان طور را براى گرفتن عهد ايشان و گفتيم ايشان را درآييد به دروازه سجده كنان و گفتيم ايشان را تجاوز مكنيد در روز شنبه و گرفتيم از ايشان عهد محكم ( 154 )
شرح
وَ الَّذِينَ آمَنُواو آن كسانى كه ايمان آوردهاندبِاللَّهِبه خداوَ رُسُلِهِو به فرستادگان اووَ لَمْ يُفَرِّقُواو جدا نكردندبَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْميان يكى از ايشان در ايمان بلكه به همه گرويدندأُولئِكَآن گروه مؤمنان حقيقىاندسَوْفَ يُؤْتِيهِمْزود باشد كه بدهيم ما و حفص به صيغه غائبه يعنى خدا بدهدأُجُورَهُمْمزدى ايشان را كه وعده داده استوَ كانَ اللَّهُ غَفُوراًو هست خدا آمرزنده سيئات ايشانرَحِيماًمهربان به تضعيف حسنات ايشان در اكثر تفاسير آوردهاند كه احبار يهود چون كعب بن اشرف و فخاص بن عازورا و امثال ايشان بجناب رسالت مآب ص آمده گفتند اگر راست مىگوئى كه پيغمبرى كتابى بهيكبار بيار نوشته به خط سماوى چنانچه توريت موسى ع آورده آيت آمد كهيَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِسؤال مىكنند از تو اهل كتاب يعنى درمىخواهندأَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْآنكه فرود آرى بديشانكِتاباً مِنَ السَّماءِكتابى از آسمان بهيكبار چون توريت يا كتابى نوشته به خط سماوى چون الواح موسى عليه السّلام يا كتابى كه ما معاينه ببينيم كه فرود آيد يا بنام هر يك از ما كتابى بيار كه نوشته باشد كه تو رسول خدائى و چون اين درخواست از روى تعنت بود سمت اجابت نيافت و حق سبحانه تسليه مىفرمايد آن حضرت عليه السلام را كه ازين سؤال ايشان ملول مشوفَقَدْ سَأَلُوا مُوسىپس به درستى كه ايشان يعنى بنى اسرائيل كه اين گروه از ايشاناند درخواستهاند از موسى عليه السّلامأَكْبَرَ مِنْ ذلِكَبزرگتر ازين درخواستى در ان وقت كه كلام حق تعالى شنيدندفَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةًپس گفتند بما بنماى خداى تعالى بعيانفَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُپس فراگرفت ايشان را صاعقه يعنى آتش از آسمان آمد و بسوخت ايشان رابِظُلْمِهِمْبسبب ظلم ايشان يعنى سؤال محال كه طلب رويت است در دنياثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَپس فراگرفتند گوساله را به خدائىمِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُاز پس آنكه آمده بود بديشان معجزهاى موسى عليه السّلامفَعَفَوْنا عَنْ ذلِكَپس عفو كرديم از ايشان اين گناه را بسبب آنكه توبه كردندوَ آتَيْنا مُوسىو بداديم ما موسى راسُلْطاناً مُبِيناًتسلطى ظاهر بر ايشان كه فرمود به كشيد گوسالهپرستان را و ايشان فرمانبردارى نمودندوَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَو برداشتيم بر زبر ايشان طور رابِمِيثاقِهِمْبسبب آنكه پيمان قبول كنند و ايشان آن پيمان را بعد از قبول بشكستندوَ قُلْنا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبابَو گفتيم ايشان را به زبان يوشع ع كه درآييد به دروازه شهر اريحاسُجَّداًدر حالتى كه سجدهكنندگان باشيد و ايشان ازين حكم ابا كردندوَ قُلْنا لَهُمُو گفتيم ايشان را به زبان داود عليه السّلاملا تَعْدُواستم مكنيد و از حد در مگذريدفِي السَّبْتِدر روز شنبه يعنى كسب مكنيد و ماهى مگيريد و ايشان ازين امر نيز تجاوز نمودندوَ أَخَذْنا مِنْهُمْو فراگرفتيم از ايشان در هر يك ازين حكمهامِيثاقاً غَلِيظاًپيمانى استوار .