تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
4 / 148 دوست نمىدارد خدا بلند گفتن سخن بد مگر سخت گفتن مظلوم ( كه عفو هست ) و هست خدا شنوا دانا ( 148 ) 4 / 149 اگر آشكارا كنيد كار نيك را يا پنهان كنيد آن را يا عفو كنيد از ظلمى پس هر آئينه هست خدا عفوكنندهء توانا ( 149 ) 4 / 150 هر آئينه كسانى كه كافر مىشوند به خدا و پيغمبران او و كسانى كه مىخواهند كه تفرقه كنند در ميان خدا و پيغامبران او و كسانى كه مىگويند ايمان مىآريم ببعض پيغمبران و نامعتقد مىشويم بعض را و مىخواهند كه راهى گيرند در ميان اين و آن ( 150 ) 4 / 151 آن جماعه ايشانند كافران بتحقيق و آماده ساخته‌ايم براى كافران عذاب رسواكننده ( 151 )
شرح
لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَدوست نمىدارد خدا آشكارا كردنبِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِسخن بدإِلَّا مَنْ ظُلِمَمگر آشكارا كردن كسى كه برو ستم كرده‌اند چه او را رواست كه نكوهش ظالم كند يا ازو تظلم نمايد و گفته‌اند كه مردى از قومى ضيافت خواست و او را طعام ندادند آن‌كس زبان شكايت گشوده هرجا كه مىرسيد از بىمروتى آن قوم حكايت مىكرد صحابه رض او را بدان شكايت عتاب كردند اين آيت در عذر او نازل شد كه مظلوم را شكايت آن ظلم جائز استوَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاًو هست خدا شنوا مر سخن مظلوم راعَلِيماًدانا به ستمكارى ظالمإِنْ تُبْدُوا خَيْراًاگر آشكارا كنيد نيكوئى و طاعت راأَوْ تُخْفُوهُيا پنهانى بجاى آريد او راأَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍيا عفو كنيد از بدى كه شما را بدان مؤاخذه رسدفَإِنَّ اللَّهَ كانَپس به درستى كه خدا هستعَفُوًّاعفوكننده از عاصيان با وجود كمال قدرت بر انتقام ايشانقَدِيراًتوانا بر عذاب ظالمان و ثواب عفوكنندگان درين آيت تحريض مظلومان است بر عفو تا متخلق شوند باخلاق ربانى و يا آنكه رخصت تظلم دارند و از سر آن درگذرندإِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِبتحقيق و يقين آنها كه كافر مىشوند به خداوَ رُسُلِهِو به پيغمبران اووَ يُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُواو مىخواهند آنكه جدائى افگنندبَيْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِميان خدا و رسولان او به‌آنكه ايمان آرند به خدا و كافر شوند به پيغمبرانوَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍو گويند كه ايمان مىآريم به بعضى از پيغمبرانوَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍو كافر مىشويم ببعض ديگر مراد يهوداند كه مىگفتند ايمان داريم بموسى ع و عزير ع و كافريم بعيسى ع و محمد صوَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُواو مىخواهند آنكه فراگيرندبَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًاميان ايمان و كفر راهى و حال آنكه ايمان به خدا تمام نمىشود مگر بتصديق رسل وىأُولئِكَآن گروه كه ميان كفر و ايمان طريقى مىطلبندهُمُ الْكافِرُونَايشان كافرانندحَقًّابه كفرى محقق شده يعنى كاملانند در كفر خود و ايشان را مؤمن نتوان گفت بوجهى زيرا كه آن ايمان كه ايشان راهست معتبر و معتد به نيستوَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَو آماده كرديم براى كافرانعَذاباً مُهِيناًعذابى خواركننده .