4 / 164
و چنان كه فرستاديم پيغمبرانى كه قصهء ايشان گفتهايم بر تو پيش ازين و پيغامبرانى كه قصّهء ايشان نه گفتهايم بر تو و گفت خدا با موسى سخن ( 164 )
4 / 165
( فرستاديم ) به پيغامبران مژده دهندگان و بيمكنندگان تا نباشد مردمان را بر خدا الزام بعد فرستادن پيغامبران و هست خدا غالب استواركار ( 165 )
4 / 166
ليكن خدا اظهار مىفرمايد در حق آنچه فروفرستاده است بسوى تو كه فروفرستاده آن را بعلم خود و فرشتگان نيز گواهى مىدهند و بس است خدا گواه ( 166 )
4 / 167
هر آئينه كسانى كه كافر شدند و بازداشتند ( يعنى مردمان را ) از راه خدا بتحقيق گمراه شدند گمراهى دور ( 167 )
شرح
وَ رُسُلًاو ديگر فرستاديم رسولان را كه در قرآنقَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَبتحقيق نام بردهايم و قصّه ايشان بر تو خواندهايممِنْ قَبْلُپيش ازين چون يوسف ع و زكريا ع و يحيى ع و الياس ع و اليسع ع و عزير ع و غير ايشانوَ رُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَو رسولانى كه خبر ايشان بر تو نهفرستاديم و نام ايشان بر تو ظاهر نكرديموَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسىو سخن گفت خدا با موسىتَكْلِيماًسخن گفتنى بىواسطه و اين نهايت مراتب وحى است و اگر اين تكليم با موسى ع به ذروهء طور بود به آن حضرت ع در عرفه نور بودفَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحىاز ان كلام تمامى بنى اسرائيل خبر يافتند و برين وحى هيچ عارف و كامل جز بتعليم محمدى اطلاع نيافت بيت موسى ع بطور اگرچه سخن گفت با خدا . بالاى عرش پايه طور محمدست .
و فرستاديمرُسُلًاپيغمبران رامُبَشِّرِينَمژدهدهندگان مر اهل ايمان راوَ مُنْذِرِينَو بيمكنندگان مر كافران و منافقان رالِئَلَّا يَكُونَتا نباشدلِلنَّاسِمر مردمان راعَلَى اللَّهِ حُجَّةٌبر خدا حجتىبَعْدَ الرُّسُلِبعد از فرستادن رسولان يعنى نگويند كه ما را پيغمبرى نبود كه بايمان دعوت كند و از شرك بازداردوَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاًو هست خداى غالب در آنچه خواست از فرستادن رسلحَكِيماًمحكمكار در آنچه تدبير كرد در امر نبوّت و رعايت حكمت فرمود در اختصاص هر پيغمبرى به نوعى از وحى و اعجاز آوردهاند كه از رؤساى كفار جمعى نزد سيد مختار محمد رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم آمده گفتند اى محمد ص ما احبار يهود را از دين و آئين تو سؤال كرديم و از نبوّت و كتاب تو استفسار نموديم ايشان مىگويند ما او را نمىشناسيم و ذكر او در كتاب ما نيست مقارن اين احوال جمعى از يهود بمجلس آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم درآمدند سيد عالم ص فرمود كه به خداى شما مىدانيد كه من پيغمبر خداام ايشان گفتند نمىدانيم و هيچ گواهى نداريم آيت آمد اگر ايشان از عداوت گواهى نمىدهندلكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُليكن خدا گواهى مىدهد و تبيين نبوت تو مىكندبِما أَنْزَلَ إِلَيْكَبهآنچه فروفرستاده است به تو كه آن قرآن است معجزه روشن و دلالتكننده بر نبوت توأَنْزَلَهُفروفرستاد قرآن رابِعِلْمِهِمتلبس بعلم خاص و مفوض به دو و آن علمى است بانزال قرآن به نظمى كه عاجز آيند از اتيان مثل آن ارباب بلاغتوَ الْمَلائِكَةُ يَشْهَدُونَو فرشتگان نيز گواهى مىدهند به نبوت تووَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداًو بسنده است خداى گواه بر آنإِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوابه درستى كه آنان كه كافر شدند به نبوت تو يعنى يهودوَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِو بازداشتند مردمان را از راه خدا بكتمان نعت محمد ص و تغير آنقَدْ ضَلُّواهر آئينه گمراه شدندضَلالًا بَعِيداًگمراهى به نهايت رسيده زيرا كه ميان ضلال و اضلال جمع كردهاند .