تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
و اگر باشد كافران را نصيبى گويند ( يعنى به كافران ) آيا غالب نه شديم بر شما و آيا بازنداشتيم شما را از ضرر مسلمانان پس خدا حكم خواهد كرد در ميان شما روز قيامت و هرگز گشاده نه گرداند خدا كافران را بر مسلمانان راهى ( 141 ) 4 / 142 هر آئينه منافقان فريب مىكنند با خدا و خدا نيز فريب مىكند با ايشان و چون منافقان به‌سوى نماز برخيزند كاهلى كنان ( برخيزند ) مىنمايند به مردمان و ياد نمىكنند خدا را مگر اندكى ( 142 ) 4 / 143 متروّدند در ميان اين و آن نه بسوى اينانند و نه بسوى آنان و هركرا گمراه كند خدا پس نيابى او را هيچ راهى ( 143 )
شرح
وَ إِنْ كانَو اگر بودلِلْكافِرِينَ نَصِيبٌمر كافران را بهره از حرب يعنى غلبه كردن بر مؤمنانقالُواگفتند مر كافران راأَ لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْآيا نه غالب و مستولى بوديم بر شما و مىتوانستيم كه شما را بكشيم اما دست بازكشيديموَ نَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَو بازداشتيم شما را يعنى ممنوع ساختيم از مؤمنان به‌آنكه سستى كرديم در مددگارى ايشان و سخنان گفتيم كه شكسته‌دل شدند تا شما غالب شديد پس ما را در غنايم خود شريك سازيدفَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْپس خدا حكم مىكند اى مؤمنان ميان شما و منافقانيَوْمَ الْقِيامَةِروز رستخيز كه غير ازو كسى را دعوى حكومت نباشدوَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُو هرگز نه گرداند خداى و ندهدلِلْكافِرِينَمر كافران راعَلَى الْمُؤْمِنِينَبر مؤمنان در روز قيامتسَبِيلًاحجتى كه بدان ايشان را ملزم سازند يا در دنيا نه‌دهد ايشان را بر مؤمنان دستىإِنَّ الْمُنافِقِينَبه درستى كه منافقانيُخادِعُونَ اللَّهَمكر مىكنند با دوستان خدا در اظهار اسلام و اخفاى كفروَ هُوَ خادِعُهُمْو خدا جزادهنده است ايشان را بر مكر و فريب ايشان و آن‌چنانست كه روز قيامت ايشان را نيز نورى دهند چنانچه مؤمنان را داده‌اند چون قدم بر صراط نهند نور مؤمنان باقى ماند و بنور خود از صراط بگذرند و نور منافقان منطفى گردد تا در ظلمت مانده بلغزند و در دوزخ افتندوَ إِذا قامُواو چون برخيزند منافقانإِلَى الصَّلاةِبسوى نمازقامُوا كُسالىبرخيزند كاهلان و گران‌جانان چون كسى كه از كارى كراهت دارد اگر كسى از اصحاب پيغمبر ايشان را ديد نماز مىگذارند و اگر نه ترك مىكننديُراؤُنَ النَّاسَمىنمايند خود را به مردمان و ريا مىكنند تا پندارند كه ايشان مؤمنانندوَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَو ياد نمىكنند خدا راإِلَّا قَلِيلًامگر اندكى و آن نيز در حضور مردم نه در خلوت يا ذكر به زبان دارند و بس و آن نسبت با ذكر دل اندكست و در قوت القلوب آورده كه ذكر ايشان را اندك باعتبار آن گفت كه غير خالصست بلكه آميخته ساخته‌اند بطمع دنيا و دنيا و هر چه دروست به‌غايت اندك و مختصرست و ذكر خدا از همه بزرگترست و لذكر اللّه اكبر و منافقان زيان مىكنندمُذَبْذَبِينَدر حالتى كه متحير و متردداندبَيْنَ ذلِكَميان كفر و ايمانلا إِلى هؤُلاءِنه با گروه مؤمنان‌اند تا ايشان را باشد هر چه آنان را هستوَ لا إِلى هؤُلاءِو نه با كافرانند كه تا بر ايشان باشد هر چه بر آنهاستوَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُو هر كرا كه خدا گمراه سازدفَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًاپس تو نيابى مر او را راهى به حق و صواب .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 214 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )