2 / 57
و سايبان ساختيم بر شما ابر را و فرودآورديم بر شما منّ و سلوى را گفتيم بخوريد از پاكيزههاى آنچه داديم شما را و ايشان ستم نه كردند بر ما و ليكن بر خويشتن ستم مىكردند ( 57 )
2 / 58
و آن وقت كه گفتيم درآئيد درين ده پس بخوريد از آنجا با فزونى ، بر جا كه خواهيد خوردنى گوارنده و درآئيد به دروازه سجدهكنان و بگوئيد سؤال ما آمرزشست تا بيامرزيم شما را گناهان شما و زياده خواهيم داد نكوكاران را ( 58 )
2 / 59
پس بدل كردند كسانى كه ستمكار بودند سخنى بجز آنچه فرموده شد ايشان را ( يعنى بجاى حطة حنطة گفتند ) پس فرودآورديم بر آن ستمكاران عذابى از آسمان بسبب بدكار بودن ايشان ( 59 )
شرح
وَ ظَلَّلْناو ياد كنيد كه چون سايبان ساختيمعَلَيْكُمُبر سر شماالْغَمامَابر را تا از حرارت آفتاب متضرر نشويد و اين وقتى بود كه بنى اسرائيل « در تيه » مانده بودند و با ايشان خيمه و سايبان نبودوَ أَنْزَلْناو فروفرستاديمعَلَيْكُمُبر شما در تيهالْمَنَّترنجبينوَ السَّلْوىو مرغى بر شكل سمانى و آن طائريست در طرف يمن از گنجشك بزرگتر و از كبوتر خردتر و در تفسير منير گويد كه آن مرغان بر شاخهاى گياه نشستندى و انواع نغمات خوش و اصوات دلكش از ايشان بظهور رسيدى پس بادى بر ايشان وزيده پرهاى ايشان بريختى مرغى بوده پاكيزه و بريان بىرگ و بىخون و استخوان پس بنى اسرائيل برمىداشتندى و با ترنجبين مىآميختندىكُلُواگفتيم كه بخوريدمِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْاز پاكيزههاى آن چيز كه روزى كرديم شما را يعنى هر چه هر روز مىرسد بخوريد از براى فردا ذخيره منهيد پس ايشان خلاف كرده ذخيره مىنهادند و همه متعفن و متغير مىشدوَ ما ظَلَمُوناو ستم نكردند بر ما بدين نافرمانىوَ لكِنْ كانُواو ليكن بودند كه از روى نافرمانىأَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَبر نفسهاى خود ستم مىكردند و به رزاقى حق اعتماد نانموده به ادّخارى مىكوشيدندوَ إِذْ قُلْنَاو ياد آوريد چون گفتيم شما را كهادْخُلُوادرآييدهذِهِ الْقَرْيَةَدرين ديه ايليا يا اريحا كه قريهء جبّاران استفَكُلُواپس بخوريدمِنْهاازين ديه يعنى از ميوهها و طعامهاى وىحَيْثُ شِئْتُمْهرجا كه خواهيد و هر چه خواهيدرَغَداًخوردنى گوارندهوَ ادْخُلُوا الْبابَو درآييد بدرى از درهاى اين ديهسُجَّداًسجدهكنان شكرانه خلاص يافتن را از تيهوَ قُولُواو بگوئيدحِطَّةٌدرخواست ما حطّه است اين لفظ كلمه استغفار ايشان بود معنى آنكه بيفگن از ما گناهان ما رانَغْفِرْ لَكُمْتا بيامرزيم مر شما راخَطاياكُمْگناهان شما را بسجود و دعاوَ سَنَزِيدُو زود باشد كه زياده كنيمالْمُحْسِنِينَنيكوكاران را در ثواب ايشانفَبَدَّلَ الَّذِينَپس بگردانيدند از روى استهزاء آنان كه ايشانظَلَمُواستم كردند بر خودقَوْلًاآن سخن را كه مأمور بودند به گفتن آنغَيْرَ الَّذِيبجز آنچهقِيلَ لَهُمْگفته شده بود مر ايشان را حق سبحانه فرموده بود كه بگوئيد حطّة ايشان گفتند حنطا سمقاتا يعنى گندم سرخ ، بدل كردند توبه را بمطلوب خود از خوردنىفَأَنْزَلْناپس ما فروفرستاديمعَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوابر ايشان كه ستمكارى كردند بتغير قولرِجْزاًعذابى و عقوبتىمِنَ السَّماءِاز آسمانبِما كانُوابدان چيزى كه بودند بدان چيزيَفْسُقُونَبيرون رفتند از حد فرمان و آن عذاب آتشى بود كه از آسمان فرود آمد و همه را بسوخت يا طاعون بر ايشان گماشته شد كه به يك ساعت بيست و چهار هزار كس مردند و بقولى هفتاد هزار -