4 / 67
و آنگاه البته مىداديم ايشان را از نزد خويش مزد بزرگ ( 67 )
4 / 68
و دلالت مىكرديم ايشان را به راه راست ( 68 )
4 / 69
و هر كه فرمان برد خدا و رسول را پس آن جماعت همراه آن كسانند كه انعام كرده است خدا بر ايشان از پيغامبران و صديقان و شهيدان و صالحان و نيكورفيقاند ايشان ( 69 )
4 / 70
اين بخشايش از خداست و بسست خدا دانا ( 70 )
4 / 71
اى مسلمانان بگيريد سلاح خود را پس بيرون رويد ( يعنى به غزا ) گروه گروه شده يا بيرون رويد همه جمع آمده ( 71 )
شرح
وَ إِذاًو آن وقت كه تثبيت حاصل شدى مر ايشان را در دين ايشانلَآتَيْناهُمْهرآئينه ما مىداديممِنْ لَدُنَّااز نزديك خويشأَجْراً عَظِيماًمزدى بزرگ و ثواب وافر كه نعيم جنّتستوَ لَهَدَيْناهُمْو هرآئينه راه مىنموديم ايشان راصِراطاً مُسْتَقِيماًبه راه راست كه از ان به مقصد رسند يا به بهشت روند آوردهاند كه ثوبان رض كه مولاى رسول خدا بود روزى بجناب مستطاب نبوتمآب حاضر شد زار و ضعيف شده و نزار و نحيف گشته حضرت رسالتپناه ص فرمودند كه اى ثوبان ما غيّر لونك يعنى چه چيز رنگ ترا تغيّر كرده و روى سرخ تو بكدام محنت زرد گشته گفت يا رسول اللّه من زمانى كه در جمالت نمىنگرم آن زمان را از حساب زندگانى نمىشمرم بيتبىتو اى آرام جانم زندگانى مشكلست * بىتماشائى جمالت كامرانى مشكلستحالا در انديشهء آنم كه چون پيك اجل دررسد و مفارقت ضرورى اتفاق افتد چه چاره سازم و چه حيله پردازم فرداز مرگ غمى نيست از ان مىترسم * كز پرتو ديدار تو مىمانم دورو سختتر محنتى آنكه در آن جهان از اهل نيران باشم ترا كى بينم و اگر به بهشت روم بدانجا كه درجه رفيع تست چگونه رسم و بعضى بجاى ثوبان عبد اللّه انصارى رض كه صاحب اذان و مستجاب الدعوات بود آوردهاند كه نزديك حضرت رسالتپناه ص گريان آمد بعد از استفسار موجب گريه گفت يا رسول اللّه تو از نزديك من از نفس و مال و ولد من به من دوستترى و من امروز از مشاهده جمال تو شكيبائى ندارم مىترسم از آنكه تو فردا در بهشت به درجه بلند باشى و من در صف نعال با امثال خويش نشسته از ديدار پرانوار تو محروم مانم حق سبحانه شكسته دلان فراق را به مژده وصال شادمان ساخته آيت فرستاد كهوَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَو هر كه فرمان خدا برد در اوامر و نواهىوَ الرَّسُولَو فرمانبردارى رسول كند در احكام و حدود دينفَأُولئِكَپس آن گروه فرمانبرداران باشند روز قيامتمَعَ الَّذِينَبا آن كسانى كهأَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْانعام كرده است خدا بر ايشانمِنَ النَّبِيِّينَاز پيغمبران و رسل و اولوالأمر نيز داخلاندوَ الصِّدِّيقِينَو راستگويان كه پيش از همه كس تصديق انبياء كردهاندوَ الشُّهَداءِو كشتگان راه خدا مراد شهداى احداند و نزد جمهور عام است و شامل جميع شهيدان راوَ الصَّالِحِينَو ستودگان در اعمال و احوال و اينها نيز عاماندوَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاًو چه نيكواند اين جماعت همنشينان لفظ رفيق بر واحد و جمع اطلاق مىكنند يا آنكه هر يك از اينها نيكو رفيقىاند در معالم فرموده كه مراد از نبيين حضرت پيغمبر ماست و صديقين اشارت بابى بكر صديق است و شهداء عمر و عثمان و علىاند رض و صالحين سائر صحابه و ملخص آيت آنست كه هر كه امروز كسى را دوست مىدارد فردا به او خواهد بود المرء مع من احب ابياتهمچون بلبل دوستى گل گزين * تا شوى با خرمن گل همنشينزاغ چون مردار را شد همنفس * يار او مردار خواهد بود و بسذلِكَآن بودن با جماعت مذكورهالْفَضْلُ مِنَ اللَّهِافزونى كرامت است از خداوَ كَفى بِاللَّهِو بسنده است خداعَلِيماًدانا بمقاصد و نياتيا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى آن كسانى كه ايمان آوردهايد بقتال دشمنانخُذُوا حِذْرَكُمْفراگيريد سلاح خود را يعنى آماده شويد براى حربفَانْفِرُواپس بيرون رويد بقتال دشمنانثُباتٍگروه گروه بجهات مختلفهأَوِ انْفِرُوا جَمِيعاًيا سير كنيد براى جهاد مجتمع شده با يك ديگر در جهت واحده .