2 / 54
و آن وقت كه گفت موسى قوم خود را اى قوم من هر آئينه شما ستم كرديد بر خويشتن بفراگرفتن گوساله پس بازآئيد بسوى آفريدگار خود پس بكشيد خويشتن را اين بهترست شما را نزديك آفريدگار شما ، پس خدا بازگشت به مهربانى بر شما هر آئينه اوست بازگردنده مهربان ( 54 )
2 / 55
و آن وقت كه گفتيد اى موسى هرگز باور نداريم كر تا آنكه ببينيم خدا را آشكارا پس گرفت شما را صاعقه و شما مىديديد ( 55 )
2 / 56
باز زنده گردانيديم شما را پس از مردن شما تا شكرگزارى كنيد ( 56 )
شرح
وَ إِذْ قالَ مُوسىو ياد آوريد آن را كه گفت موسىلِقَوْمِهِمرقوم خود را يعنى آنها كه عبادت عجل كرده بودنديا قَوْمِاى گروه منإِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْبه درستى كه شما ستم كرديد بر نفسهاى خويشبِاتِّخاذِكُمُ الْعِجْلَبه فرا گرفتن شما گوساله را به خداىفَتُوبُوا إِلى بارِئِكُمْپس بازگرديد بتضرع و زارى بسوى پروردگار خويشفَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْپس بكشيد نفسهاى خود را يعنى آن كسانى كه گوساله را پرستيدهايد بكشيد كسان خود را از گوسالهپرستانذلِكُمْاين كشته شدن شماخَيْرٌ لَكُمْبهترست مر شما را از زندگانى دنياعِنْدَ بارِئِكُمْنزد آفرينندهء شما و بعد ازين حكم ، عبدهء عجل بصحرا رفتند و به زانو درآمده سرها در پيش افگندند و هارون با دوازده هزار مرد شمشيرزن شمشيرها كشيده بيامدند و از اوّل روز تا وقت استوا هفتاد هزار مرد از ايشان بكشتند پس رب العزّة مىفرمايد كه چون فرمان حق قبول كرديدفَتابَ عَلَيْكُمْپس توبهء شما پذيرفتإِنَّهُ هُوَبه درستى كه اوست نه غير اوالتَّوَّابُپذيرندهء توبه از عاصيانالرَّحِيمُمهربان بر توبهكاران در لطائف امام قشيرى رح فرموده كه توبه بقتل نفس درين امّت منسوخ نيست اما توبه بنى اسرائيل آن بود كه قتل نفس كنند به آشكارا و توبه خواص اين امت قتل نفس است در نهانخانهء رياضت صاحب بحر الحقائق آورده كه قتل نفس خود در ظاهر هم مؤمن تواند كرد و هم كافر اما قتل نفس در باطن جز مؤمن خالص را ميسر نشود و آن قتل بقطع آرزوها و مرادها باشد مثنوىنفس خود را كش جهانى زنده كن * خواجه را كشته است او را بنده كنتو طمع دارى كه او را بىجفا * بسته دارى در وقار و در وفاهر خسى را اين تمنا كى رسد * موسى بايد كه اژدرها كشدوَ إِذْ قُلْتُمْو ياد كنيد آن را كه گفتيد يعنى ميثاق بستيد هفتاد تن از اخيار قوم شما كه موسى به كوه طور رفته بودند تا كلام حق سبحانه و تعالى بشنوند و بعد از شنيدن آن گفتنديا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَاى موسى ما تصديق نهكنيم مر ترا درين كه اين سخن كه از وراى حجاب شنيديم سخن حق استحَتَّىتا اين كه به ديدهء سرنَرَى اللَّهَ جَهْرَةًببينيم خداى را آشكارا و روبروىفَأَخَذَتْكُمُپس فرا گرفت اخيار شما را بدين گستاخى كه كردندالصَّاعِقَةُآتشى كه از آسمان فرود آمدوَ أَنْتُمْو شما يعنى آن مردم شماتَنْظُرُونَمىنگريستيد بدان آتش و گويند صاعقه آواز مهيبى بود كه از آسمان بيامد و چون آن قوم شنيدند بهيكبار بمردند و موسى متحير در ايشان مىنگريست و مىگفت خداوندا من با بنى اسرائيل چه گويم كه بزرگان قوم ايشان كجا شدند حق سبحانه ايشان را زنده گردانيد چنانچه فرمودثُمَّ بَعَثْناكُمْپس برانگيختيم و زنده گردانيديم شما رامِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْاز پس مرگ اخيار شما يعنى بعد از آنكه ميرانيده بوديم شما را به صاعقهلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَتا باشد كه شما سپاسدارى كنيد مر حق را از زنده كردن شما كه حيات از اصول نعمتست -