4 / 54
آيا حسد مىكنند بر مردمان بر آنچه ايشان را اللّه تعالى داده است از فضل خود پس هر آئينه ما داديم كسان ابراهيم را كتاب و دانش و داديم ايشان را بادشاهى بزرگ ( 54 )
4 / 55
پس از كفار كسى هست كه ايمان آورد به آن كتاب و از ايشان كسى هست كه بازايستاد از وى و كفايتست دوزخ آتش افروخته ( 55 )
4 / 56
هر آئينه كسانى كه كافر شدند بآيات ما زود درآريم ايشان را به آتش هرگاه كه پخته گردد پوستهاى ايشان بعوض پيدا كنيم براى ايشان پوستهاى ديگر بجز آن تا بچشند عذاب را هر آئينه خدا هست غالب استواركار ( 56 )
شرح
أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَبلكه حسد مىبرند بر مردمان يعنى قبائل عربعَلى ما آتاهُمُ اللَّهُبر آنچه خدا بديشان داده استمِنْ فَضْلِهِاز فضل خود كه آن بعث حضرت رسالتپناه ص از ايشانست و نه از بنى اسرائيل بلكه از بنى اسماعيلست يا مردم عرب حسد بر محمد ص مىبردند كه پايه چنين عالى از يتيم ابو طالب باشد ؟ بايستى كه جبرئيل ع بر ما فرود آمدى اما مصرعتا يار كرا خواهد و ميلش به كه باشدگفتهاند كه مراد از ناس حضرت رسالتپناهست ص و عرب جمع را بر واحدى اطلاق مىكنند كه جامع باشد آن مقدار خصال خير را كه جمع نشود الا در بسيارى از مردمان كقوله تعالى ان ابراهيم كان امة و مراد از فضل نبوّت باشد و كتاب و اعزاز دين و بعضى گفتهاند فضل آنست كه حق سبحانه مباح گردانيد او را جمع ميان بيشتر از چهار زن و يهود و برين حال حسد مىبردند و طعنه مىزدند كه اگر او پيغمبر بودى اينهمه زن نخواستى و به كار ايشان نپرداختى حضرت عزت تعالى فرمود كه اگر حسد ايشان بر پيغمبر بهواسطه نبوت و كتابست بس بايد كه بر پيغمبران صاحب كتاب نيز حسد بردندى چه اين صورت مختص بدان حضرت ص نيست و اگر بهواسطه زنست اين مخصوص آن حضرتست ص و كسى ديگر را نرسد كه چنين كند و اين فضل خداوندست بيتحسد چه مىبرى اى سست نظم بر حافظ * قبول خاطر و لطف سخن خدادادستفَقَدْ آتَيْناپس به درستى كه ما عطا كرديمآلَ إِبْراهِيمَاولاد ابراهيم را كه موسى ع و داود ع و عيسىاند عالْكِتابَيعنى توريت و انجيل و زبوروَ الْحِكْمَةَو علم حلال و حراموَ آتَيْناهُمْو داديم ايشان را باجود نبوتمُلْكاً عَظِيماًپادشاهى بزرگ چنانچه يوسف و داود و سليمان ع داشتند و گويند ملك عظيم كثرت ازواجست چنانچه به صحت رسيده كه داود ع صد زن داشته و سليمان ع هزار و درين سخن تعريض يهودست كه اگر حسد شما بر محمد ص بهواسطه كثرت ازواجست پس داود و سليمان ع بحسد سزاوارتراند و در تيسير آورده كه مراد از آل ابراهيم محمدست و از كتاب قرآن و از حكمت شرائع و از ملك عظيم دوام شريعت تا قيامت يا تأييد به ملائكهفَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِپس از يهود كسى بود كه ايمان آورد بحديث آل ابراهيم ع يا محمدوَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُو از ايشان كسى هست كه اعراض كند از خبر انبياء در باب نساء و تصديق نكرد آن را يا روى از متابعت پيغمبران بگردانيدوَ كَفى بِجَهَنَّمَو بسنده است دوزخسَعِيراًآتشى افروخته براى عذاب كافرانإِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوابه درستى آنكسانى كه حق را بپوشيدند و نگرويدندبِآياتِنابدلائل وحدت يا آيات قرآن يا معجزات پيغمبر صسَوْفَ نُصْلِيهِمْ ناراًزود باشد كه درآريم ايشان را در آتشى و چه آتشىكُلَّما نَضِجَتْهرگاه پخته شود يا بسوزدجُلُودُهُمْپوستهاى ايشان به آتشبَدَّلْناهُمْبدل كنيم براى ايشانجُلُوداً غَيْرَهاپوستهاى غير آنكه پخته و سوخته شده و اين تبديل در هر ساعتى صد بار باشد و از حسن بصرى رح منقولست كه در شباروزى هفتاد هزار بار تبديل جلود يابد و تبديل جلود بر سبيل تحقيق آنست كه احتراق از آن ببرند و به حال اوّل بازآرند پس اين تبديل صفت نه تبديل عين و تجديد اين حالت به جهت تعذيب و احساس عذابست يعنى هر زمان پوست ايشان را تازه مىسازندلِيَذُوقُوا الْعَذابَتا بچشند عذاب را و آن چشيدن دايم باشدإِنَّ اللَّهَ كانَ عَزِيزاًبه درستى كه خدا هست غالب كه كسى او را از تعذيب كفار منع نتواند كردحَكِيماًدانا به عقوبت دوزخيان بر وفق حكمت .