تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
4 / 50 ببين چگونه مىبندند بر خدا دروغ را و اين گناه آشكارا بس‌ست ( 50 ) 4 / 51 آيا نديدى بسوى كسانى كه بهرهء از كتاب داده شد معتقد مىشوند جبت را و معبود باطل را و مىگويند در حق كافران كه ايشان راه‌يابنده‌تراند از مسلمانان ( 51 ) 4 / 52 ايشان آن گروه‌اند كه لعنت كرد ايشان را خدا و هر كه خدا لعنت كندش پس نخواهى يافت مر او را يارىدهنده ( 52 ) 4 / 53 آيا ايشان را هست بهره از بادشاهى پس آن هنگام نه دهند به مردمان مقدار فقيرى ( 53 )
شرح
انْظُرْبنگر درين جهودان كه از روى عنادكَيْفَ يَفْتَرُونَچگونه افترا مىكنند و مىبندندعَلَى اللَّهِ الْكَذِبَبر خدا دروغ را يعنى گناه روز و شب ما را مىآمرزدوَ كَفى بِهِو بسنده است آن افتراى و دروغ ايشانإِثْماً مُبِيناًگناه ظاهر كه بر هيچ‌كس پوشيده نماند آورده‌اند كه چون حكم الهى به اجلاى بنى نضير صادر شد جمعى از ايشان چون حيّى بن اخطب و سلام بن مشكم و كنانه بن ابى الحقيق در خيبر متوطن شدند و بعد مدتى با بيست تن از اشراف قوم به مكه رفتند و ابو سفيان و اتباع او را بر محاربه با حضرت پيغمبر ص و اصحاب او تحريض كردند و با پنجاه كس از بطون قريش بر بيت الحرام درآمده و در پس استار حرم سينها بر ديوار خانه بازچسپانيده بايمان غلاظ و شداد بر حرب و جدال اهل اسلام سوگند ياد كردند و خاطر ازين ممر فارغ ساخته به معاشرت نشستند درين مجلس بعضى از قريش از رؤساى اهل كتاب پرسيدند كه طريقه ما آنست كه زائران حرم را مهمانى مىكنيم و كعبه را معمور مىداريم و صله رحم بجا مىآريم و به عبادت اصنام بطريق آبائى كرام خود مشغول مىباشيم بهدايت اقرب است يا دين محمد كه درين وقت احداث كرده و بدعت را سنت نام نهاده و دين پدران ما را بد مىداند و ما را كافر و جاهل مىخواند يهود بعد از استماع اين سخنان گفتند كه دين شما حق‌ترست و آئين شما باسق‌تر ابو سفيان گفت ما بر اعتقاد شما وقتى اعتماد خواهيم كرد كه بتان ما را سجده كنيد جهودان جبت و طاغوت را كه بتان قريش بودند سجده كردند حق سبحانه از معانده و مكابره و كفر و زندقه ايشان خبر مىدهد و مىفرمايدأَ لَمْ تَرَآيا نمىدانى و نمىنگرىإِلَى الَّذِينَ أُوتُوابسوى آنان كه داده‌اند ايشان رانَصِيباً مِنَ الْكِتابِبهره از توريت كه به‌واسطه عداوت مسلمانانيُؤْمِنُونَمىگروندبِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِبدين دو بت كه قريش را هست و گفته‌اند جبت سحرست و يهود آن را معتقد بودند و طاغوت شيطان و ايشان متابعت وى مىنمودند و نزد محققان جبت نفس اماره است و طاغوت آرزوهاى اووَ يَقُولُونَو مىگويند اين جهودانلِلَّذِينَ كَفَرُوادر حق كافران و براى ايشان كه از روى اجتهاد ماهؤُلاءِاين گروه كفار قريشأَهْدىهادىتراندمِنَ الَّذِينَ آمَنُوااز آنها كه ايمان آورده‌اند يعنى به پيغمبر عليه السلام و اصحاب اوسَبِيلًااز جهت راه يعنى راه‌يافته‌تراندأُولئِكَآن گروه متعنت و متعصب و خود راىالَّذِينَآن‌كسانند كه به خوارىلَعَنَهُمُ اللَّهُدور كرده است خداى ايشان را از رحمت خودوَ مَنْ يَلْعَنِ اللَّهُو هر كرا خداى براند و دور سازدفَلَنْ تَجِدَ لَهُپس هرگز نيابى تو مر او رانَصِيراًيارى كه دفع كند عذاب از وىأَمْ لَهُمْآيا مر ايشان راست يعنى جهودان رانَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِبهره از بادشاهى دنيا استفهام است بر سبيل انكار ، زعم يهود آن بود كه ايشان بملك و نبوت از غير خود احق و سزاوارتراند و بدين سبب از متابعت عرب ننگ مىداشتند و مىگفتند آخر منصب نبوت و ملك دارى و حكم‌گزارى بما خواهد رسيد حق تعالى فرمود كه ايشان را از ملك دنيا و آخرت بهره نيست فرددولت هر كه تو بينى بسر آمد روزى * دولت آل نبى تا به قيامت باشدو اگر بالفرض از ملك و مال بهره‌مند شوندفَإِذاًپس آن هنگام ايشانلا يُؤْتُونَ النَّاسَندهند مردمان را يا پيغمبر و اصحاب او رانَقِيراًبه آن مقدار گوى كه بر پشت دانه خرماست و اين غايت مبالغه است در بخل ايشان كه در وقت پادشاهى با فقيرى به نقيرى مضايقه دارند بهنگام تنگدستى و درويشى پيداست كه چه چيز به كسى دهند .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 184 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )