تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
يا مباشرت زنان كنيد و نيابيد آب را پس قصد بكنيد به زمين پاك پس مسح كنيد به روى خويش و دست‌هاى خويش هر آئينه هست خدا عفوكننده بخشاينده ( 43 ) 4 / 44 آيا نديدى بسوى كسانى كه داده شدند بهرهء از كتاب ( يعنى يهود ) مىستانند گمراهى را و مىخواهند كه شما گم كنيد راه را ( 44 ) 4 / 45 و خدا داناتر است به دشمنان شما و خدا دوست بس‌ست و خدا يارىدهنده بس‌ست ( 45 )
شرح
أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَيا بسوده باشيد زنان را امام شافعى رح بر آنست كه چون بعضى از بدن مرد ملاصق بدن زنى شود از غير محارم و اجنبيه و صغيره و ضوى لامس و ملموس هر دو منتقض گردد و امام مالك و امام احمد رح برانند كه لمس به شهوت وضو را مىشكند و به غير شهوت ناقض نيست و امام اعظم رح مباشرت فاحشه را كه تماس فرجين است بىحائل و انتشار آلت ناقض وضو مىداند و بر هر تقدير چون جنب باشيد يا بيمار يا مسافر يا محدث بلمس و غيرهفَلَمْ تَجِدُوا ماءًپس نيابيد آب رافَتَيَمَّمُواپس قصد كنيدصَعِيداً طَيِّباًخاك پاك را حكم تيمّم در يكى از غزوات نازل شده و اشهر آنست كه غزوه بنى مصطلق است كه شبانه سپاه اسلام در منزل بىآب فرود آمده بودند و پيش از صبح عزيمت رحلت داشتند تا وقت نماز خود را به آب رسانند قضا را عقد عائشه رض گم شد و عزيمت به سبب فقدان آن در توقف افتاد تا روز شد و مردم بعضى محدث و بعضى جنب بودند شكايت آن حكايت به نزديك صديق رض بردند و او به خيمه عائشه رض درآمده ديد كه حضرت رسالت پناه ص سر در كنار وى نهاده در خواب است صديق رض زبان طعن به عايشه بكشاد و سر انگشتان طعنه نيز بر تهيگاه وى زد ناگاه سيّد عالم بيدار شد و بر مضمون حال و ملال صحابه رض اطلاع يافته متوجه عالم غيب گشت و مقارن توجه آن حضرت ص جبرئيل در رسيد و حكم آورد كه چون آب نمىيابيدفَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباًقصد كنيد چيزى را از اجزاى ارض كه خاك پاك باشد و دست بران زنيدفَامْسَحُواپس مسح كنيد دست خود رابِوُجُوهِكُمْبه تمام رويهاى خويشوَ أَيْدِيكُمْو بسائيد دست‌هاى خود را بدان تا مرفقإِنَّ اللَّهَ كانَبه درستى كه خدا هستعَفُوًّادرگذراننده از شما و تخفيف‌كنندهغَفُوراًآمرزنده كسانى كه تيمم كنندأَ لَمْ تَرَ *آيا نمىبينى و يا نمىنگرىإِلَى الَّذِينَ أُوتُوابسوى آنان كه داده‌اند ايشان رانَصِيباً مِنَ الْكِتابِبهره از علم توريتيَشْتَرُونَ الضَّلالَةَمىخرند گمراهى را يعنى بدل مىكنند هدايت را به ضلالت و هدايت ايشان آن بود كه به نعت و صفت حضرت مصطفى ص عارف بودند و ضلالت آن كه بعد از بعث آن حضرت انكار وى نمودندوَ يُرِيدُونَو مىخواهند اين گمراهان از روى حسد و عداوتأَنْ تَضِلُّوا السَّبِيلَآن كه شما نيز اى مؤمنان راه گم كنيدوَ اللَّهُ أَعْلَمُو خدا داناترستبِأَعْدائِكُمْبه دشمنان شما كه يهوداندوَ كَفى بِاللَّهِ وَلِيًّاو بسنده است خدا دوست شما و متولّى امور شماوَ كَفى بِاللَّهِ نَصِيراًو بس‌ست خداى يارىدهنده شما بر دشمنان .