تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
3 / 20 و اگر خواهيد بدل كردن زن بجاى زنى و داده باشيد يكى را از ايشان قنطار ( يعنى مال بسيار در مهر داده باشيد ) پس بازمگيريد از ان مال چيزىرا آيا مىگيريد آن را بستم و تعدى آشكارا ( 20 ) 3 / 21 و چگونه گيريد آن را حال آنكه رسيده است بعض شما به بعض ( يعنى مباشرت كرديد ) و گرفتند زنان از شما عهد محكم را ( 21 ) 4 / 22 و نكاح مكنيد كسى را كه نكاح با او كرده باشند پدران شما از زنان ليكن آنچه گذشت عفوست هر آئينه اين هست كار بد و مبغوض و اين بد راهى است ( 22 ) 4 / 23 حرام كرده شدند بر شما مادران شما و دختران شما و خواهران شما و خواهران پدران شما و خواهران مادران شما و دختران برادر و دختران خواهر
شرح
وَ إِنْ أَرَدْتُمُو اگر خواهيد شما به‌واسطه كراهيت از صحبت زوجات بىوقوع نشوز و فاحشه از ايشاناسْتِبْدالَ زَوْجٍطلب بدل‌كردنى زنىمَكانَ زَوْجٍبجاى زن ديگروَ آتَيْتُمْو داده باشيدإِحْداهُنَّيكى از ايشان را كه داعيه طلاق او داريدقِنْطاراًمال بسيار به جهت كابينفَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاًپس فرا مگيريد از آنچه به دو داده‌ايد چيزى نه اندك و نه بسيارأَ تَأْخُذُونَهُآيا مىگيريد چيزى از آن زنبُهْتاناًبباطل و ستموَ إِثْماً مُبِيناًو جرمى ظاهر و گناهى هويدا ، بهتان را در قول باطل نيز استعمال مىكنند و معنى بهتان درين آيت آنست كه شوهر مهرى از براى زن فرض كرده و بران گواه گرفته پس چون استرداد آن مىكند گويا مدعاى او آنست كه آن مهر فرض نكرده و اين بهتان صريحستوَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُو چگونه و بكدام وجه و بچه جهت فرامىستانيد مال را از زنان خودوَ قَدْ أَفْضىو حال آنكه رسيده استبَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍبرخى از شما به برخى ديگر افضى كنايت از مباشرت استوَ أَخَذْنَ مِنْكُمْو فراگرفته‌اند آن زنان از شما در وقت عقدمِيثاقاً غَلِيظاًپيمان محكم و عهد استوار كه آن كلمه نكاحست يعنى ايجاب و قبول در حديث آمده كه استحللتم فروجهن بكلمة اللّه آورده‌اند كه جمعى از جاهلان در زمان جاهليت ازواج آباى خود را نكاح مىكردند حق سبحانه ازين عمل نهى فرمود و گفت -وَ لا تَنْكِحُواو بزنى مخواهيد و بنكاح درمياريدما نَكَحَ آباؤُكُمْآن را كه بخواسته‌اند پدران شمامِنَ النِّساءِاز زنان و بنكاح درآوردهإِلَّا ما قَدْ سَلَفَمگر آنچه گذشته است قبل از تحريم كه آن معفو عنه استإِنَّهُ كانَبه درستى كه نكاح زن پدر بود قبل از نهى و هست بعد از تحريمفاحِشَةًعمل زشت و ناپسنديدهوَ مَقْتاًو مبغوض خداى و مؤمنان ، اين عمل نزد اشراف عرب مكروه و مبغوض مىبوده و فرزندى را كه از زن پدر متولد شدى مقيت مىگفته‌اند يعنى دشمن داشته شدهوَ ساءَ سَبِيلًاو بدراهى كه اين راه است گفته‌اند مراتب قبح سه است يكى قبح عقلى كه فاحشه اشارت بدان است دوم قبح شرعى كه مقت عبارت از آنست سوم قبح عرفى و ساء سبيلا مشتمل بر آنستحُرِّمَتْ عَلَيْكُمْحرام كرده شد بر شماأُمَّهاتُكُمْنكاح مادران شما و اين امومت عمومى دارد هر زنى كه نسب مرد به دو راجع شود به ولادت خواه از جهت ذكور چون مادر پدر و پدر پدر هر چند بالا رود و خواه از طرف اناث چون مادر و مادر مادر و هر چند بالا باشد حكم مادر دارد در تحريموَ بَناتُكُمْو دختران شما و اين نيز عام است هر زنى كه نسب او بمرد بازگردد از جهت اولاد ذكور و يا اناث به يك درجه يا زيادت در بنات داخلستوَ أَخَواتُكُمْو خواهران شما هر زنى كه با مردى در صلبى بوده باشد يا برحمى گذاشته او خواهر اوست پس خواهر عام باشد بعضى پدرى و مادرى و يا پدرى و يا مادرىوَ عَمَّاتُكُمْو خواهران پدران شما هر زنى را كه با پدر كسى يا پدر پدر او هر چند بالا رود در صلبى بوده باشد يا برحمى مرور نموده عمه آن‌كسست و اينجا نيز طريق ثلثه متصورست يعنى پدرى و مادرى و يا پدرى و يا مادرىخالاتُكُمْو خواهران مادران شما هر زنى كه با مادر كسى يا مادر مادر تا آنجا كه برسد در صلبى استقرار داشته يا برحمى گذشته خاله آن‌كسست و وقوع آن بوجوه مذكوره امكان داردوَ بَناتُ الْأَخِو دختران برادر بر وجهى كه اخوت ثابت شود از وجوه ثلثه و بنات اولاد ايشان و اولاد اولاد ايشان چندان چه دور شوند همان حكم دارندوَ بَناتُ الْأُخْتِو دختران خواهران از هر وجه كه اختيت تحقق يابد و اين نيز متناول بنات اولاد اخت و بنات اولاد اولاد ايشانست هر چند پايان روند همه داخل بنات اخت‌اند