اين گروه آماده ساختيم براى ايشان عذاب درددهنده ( 18 )
4 / 19
اى مؤمنان حلال نيست شما را آنكه ميراث گيريد زنان را و ايشان ناخوش باشند و منع مكنيد ايشان را ( يعنى از نكاح بهر كه خواهند ) تا بدست آريد بعض آنچه دادهايد ايشان را ليكن وقتى كه بكنند كار بد آشكارا ( مىتوان ايذا داد ) و زندگانى كنيد باز زنان بوجه پسنديده زيرا كه اگر ناپسند كنيد ايشان را پس شايد كه ناپسند كنيد چيزى را و پيدا كند خداى تعالى در ان چيز خير بسيار ( 19 )
شرح
أُولئِكَآن گروه كه منافق باشند و آن گروه كه بر كفر بميرند و حال آنكهأَعْتَدْنا لَهُمْآماده ساختهايم براى ايشان در آخرتعَذاباً أَلِيماًعذابى دردناك كه تخفيف و انقطاع نداشته باشد آوردهاند رسم جاهليت چنان بود كه چون يكى وفات كردى و زوجه ازو باز ماندى پسر متوفى كه از زن ديگر بودى يا كسى از اقربا كه استحقاق ميراث داشتى بوقت مصيبت جامه بر سر آن زن انداختى و او را بدين عمل در تصرف خود آوردى پس اگر خواستى به همان كابين كه متوفى مقرر كرده بود او را بنكاح درآوردى و الا به شوهر دادى و مهر معجل او خود تصرف كردى يا او را از تزويج منع كرده محبوس مىداشتى تا هر ميراث كه از متوفى به دو رسيده بودى بدين كس گذاشتى يا به مردى و ميراث او اين كس ببردى و اگر آن زن قبل از القاى ثوب برد باهل خود پيوستى وارث زوج متوفى را برو دست نبودى و در اوّل اسلام همين قانون رعايت كردندى تا وقتى كه ابو قيس انصارى رض وفات كرد دو زنى كبشه نام ازو بازماند پسر او ابو قيس كه از زن ديگر بود كبشه را به تحت تصرف آورده با او معيشتى بطريق مضاره آغاز نهاد و غرضش آنكه هر چيز دارد به دو دهد كبشه صورت حال در حضرت رسالتپناه ص بموقف عرض رسانيد خواجه عالم ص فرمود كه به خانه بازگردد و پاى اضطرار در دامن اصطبار كش تا از حضرت عزّت چه فرمان رسد كبشه بازگرديد و بعضى ديگر از زنان مدينه كه بدان مبتلا بودند رو بدرگاه نبوّتپناه آوردند و گفتند يا رسول اللّه كلنا كهيئة كبشه ما همه بدستور كبشه جام زهرآلود اين بليت نوشيدهايم و لباس محنت طراز ازين قضيه پوشيده حق سبحانه از روى رافت اين آيت فرستاديا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى گروه مؤمنانلا يَحِلُّ لَكُمْروا نيست مر شما راأَنْ تَرِثُوا النِّساءَآنكه ميراث گيريد زنان راكَرْهاًاز روى نابايست و كراهيت ايشان تقييد ميراث گرفتن به كره دلالت بران نمىكند كه بطوع و رغبت ايشان را ميراث توان گرفت به جهت آنكه تخصيص شىء بذكر ، دلالت بر نفى ما عدا نمىكند كقوله تعالىوَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍچه قتل در وقت عدم خشية املاق هم جائز نيستوَ لا تَعْضُلُوهُنَّو منع مكنيد اين زنان را از تزويج و گفتهاند خطاب با مردانيست كه زنان خود را به تنگ آورده براى آنكه از سر مهر خود درگذرند ايشان را در خانه بازميداشتند حق سبحانه مىفرمايد كه زنان را محبوس مسازيد و بازمداريدلِتَذْهَبُوابراى آنكه ببريدبِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَّبعضى را از آنچه بديشان دادهايد از مهرإِلَّا أَنْ يَأْتِينَمگر آنكه بيايندبِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍبه عمل زشت روشن كرده شده بشهود عدول و حفص بكسر يا خوانده يعنى فاحشه روشنكننده حال ايشان را و فاحشه درين آيت نشوزست يعنى چون سرباز زند از صحبت مرد مرد را روا بود كه از وى خلع طلبد و گفتهاند فاحشه زناست و حد آن در جاهليت يا در بدايت اسلام استرداد صداق زانيه بود حالا اين حكم منسوخستوَ عاشِرُوهُنَّو زندگانى كنيد با زنانى كه مرتكب فاحشه نه شدهاندبِالْمَعْرُوفِبه نيكوئى قول و فعل و نفقه و سكنى يا بياموزيد ايشان را احكام و آداب شريعت كه هيچ نيكوئى بهتر از آن نيستفَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّپس اگر ايشان را نخواهيد صبر كنيد بر آنفَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاًپس شايد آنكه شما كاره باشيد چيزى راوَ يَجْعَلَ اللَّهُو گرداند خدا و پديد آرد براى شمافِيهِدر آن چيز مكروهخَيْراً كَثِيراًنيكوئى فراوان يعنى ثواب عظيم بر تحمل مكاره