تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
4 / 16 و آن دو كس كه زنا مىكنند از شما پس آزار دهيد ايشان را پس اگر توبه كردند و نيكوكارى پيش گرفتند پس اعراض كنيد از تعذيب ايشان هر آئينه خدا هست بازگردنده مهربان ( 16 ) 4 / 17 جز اين نيست كه وعدهء قبول توبه لازم بر خداست براى آن كسان كه مىكنند معصيت به نادانى بعد از ان توبه كنند در نزديكى ( يعنى پيش از حضور مرگ ) پس آن گروه برحمت بازمىگردد خدا بر ايشان و هست خدا دانا استواركار ( 17 ) 4 / 18 و نيست وعده قبول توبه آن كسان را كه مىكنند معاصى تا آنگاه كه پيش آيد كسى را از ايشان مرگ گفت هر آئينه من توبه كردم الحال و نه آن كسان راست كه كافر بميرند
شرح
وَ الَّذانِو آن دو كس يعنى مرد و زن كه غير محصن باشنديَأْتِيانِها مِنْكُمْبيايند به فاحشه از شما كه مسلمان آزاديدفَآذُوهُماپس برنجانيد ايشان را به زبان و سرزنش و ملامت كنيد و ابن عباس رض فرمود كه ايشان را بدست نيز ايذا بايد كردفَإِنْ تاباپس اگر توبه كنند از آن فاحشهوَ أَصْلَحاو كار خود بصلاح آرندفَأَعْرِضُوا عَنْهُماپس روى بگردانيد يعنى دست بازداريد از ايشان اين حكم نيز به حكم جلد و نفى منسوخ شدهإِنَّ اللَّهَ كانَ تَوَّاباًبه درستى كه خدا هست توبه پذيرنده از بندگانرَحِيماًمهربان بر توبه بندگانإِنَّمَا التَّوْبَةُجز اين نيست كه قبول توبهعَلَى اللَّهِبر خداست نه بطريق وجوب بلكه از روى وعده كه خلاف در ان متصور نيست و وعده قبول توبهلِلَّذِينَبراى كسانيست كهيَعْمَلُونَ السُّوءَبدى مىكنندبِجَهالَةٍبه نادانى دمياطى فرموده كه گناه مؤمن به جهلست نه از روى شك و عناد و جهود و استكبار و مىشايد كه جهل باشد به عقوبت آن و ايشان بجهل عملهاى بد مىكنندثُمَّ يَتُوبُونَپس بازگشت مىنمايند به حق سبحانهمِنْ قَرِيبٍاز زمان نزديك يعنى پيش از حضور موت يا نظر بملك الموت يا در زمان صحت يا پيش از آنكه دوستى آن گناه در دل متمكن گردد و اصح اقوال آنست كه زمان قريب پيش از مرگ است و اگرچه به مقدار فواق ناقه باشد و در تفسير عين المعانى آورده كه تائبى را كه به يك‌نفس پيش از مرگ توبه كند ملائكه بطريق استحسان مىگويند كه چه زود آمدى و چه خوش مسارعت نمودى و مؤيد اين قول آنكه حضرت رسالت‌پناه ص فرمود كه ان اللّه يقبل توبة عبد ما لم يغرغر بزرگان گفته‌اند كه چون وقت حلول اجل و زمان نزول موت معلوم نيست پس هر نفسى را دم آخر تصوّر بايد كرد و از رجوع به حضرت او غافل نبايد بود بيتغافل مشو اى عاصى با درد و ندم باش * هر دم دم آخر شمرد حاضر دم باشفَأُولئِكَپس آن گروه كه مدد توفيق يافته بعد از گناه توبه كننديَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْتوبه دهد خدا و بازگردد به مغفرت بر ايشانوَ كانَ اللَّهُ عَلِيماًو هست خدا دانا به توبه تائبانحَكِيماًحكم‌كننده به‌آنچه تائب را عقوبت نباشدوَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُو نيست قبول توبهلِلَّذِينَمر آن كسان را كه بطريق اصراريَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِبديها مىكنندحَتَّى إِذا حَضَرَتا چون حاضر شود يعنى دررسدأَحَدَهُمُ الْمَوْتُيكى از ايشان را مرگقالَ إِنِّيگويد به درستى كه منتُبْتُ الْآنَتوبه مىكنم اكنون اين سخن در شان توبهء منافقانست و توبهء ايشان قبول اسلام باشد بحسب باطن و اين صورت در وقت معاينه مرگ از ايشان مقبول نيستوَ لَا الَّذِينَ يَمُوتُونَو نه توبه مقبولست مر آنها را كه بميرندوَ هُمْ كُفَّارٌو حال آنكه ايشان كافران باشند يعنى در وقت سوق روح از هيچ كافر و منافق ايمان مقبول نيست زيرا كه ايمان بأسست و آن سود نمىدارد قوله تعالى فلم يك ينفعهم ايمانهم لما راوا بأسنا -