تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
3 / 138 اين واضح كردن است براى مردمان و راه نمودن و پند دادن براى پرهيزگاران ( 138 ) 3 / 139 و سست مشويد و اندوهناك مباشيد و شمائيد غالب اگر مسلمان هستيد ( 139 ) 3 / 140 اگر برسد شما را زخمى پس رسيده است جماعة كافران را زخمى مانند آن يعنى در بدر و اين حادثه‌ها مىگردانيم آن را در ميان مردمان براى فوائد بسيار و تا متميز سازد خدا مؤمنان را و شهيد گرداند بعضى را از شما و خدا دوست نمىدارد ستمكاران را ( 140 ) 3 / 141 و تا كامل عيار كند خدا مسلمانان را يعنى ذنوب ايشان را محو كند و نابود سازد كافران را ( 141 ) 3 / 142 آيا گمان كرديد كه درآئيد به بهشت و هنوز متميز نساخته است خدا مجاهدان را از شما و پيش آنكه جدا كند صابران را ( 142 )
شرح
هذااين كلام كه در قصّه احد و بدر گذشت يا اين شرح كه از امم گذشته و وقائع روزگار داديمبَيانٌسبب هويداى سخن حق استلِلنَّاسِبراى عامه مردمانوَ هُدىًو زيادتى بصيرتوَ مَوْعِظَةٌو پندى مشتمل بر ، رهبت و رغبتلِلْمُتَّقِينَخاصه پرهيزگاران راوَ لا تَهِنُواو سست مشويد و ضعف مورزيد ، چون در حرب احد خواجه عالم عليه السّلام بشعب كوه درآمد ابو سفيان علم تجلد بر تيغ كوه برده خواست كه بر اهل شعب مطلع گردد اصحاب رض را دغدغه بخاطر رسيد و حضرت عزّت جلّ و على جهت تسليه ايشان اين آيت فرستاد كه سستى مكنيدوَ لا تَحْزَنُواو اندوهناك مشويد از جراحات و مصيبات يا فوت غنائموَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَو حال آنكه شما برترانيد از ايشان بحسب مكان يا از روى محاربه بر ايشان پيشى داريد يعنى در جنگ بدر يا برترى شما آنست كه كشتگان شما در صدر نعيم‌اند و از ايشان در قعر جحيم يا مقام شما در درجات عاليه خواهد بود و از ايشان در درك الاسفل و حقيقت آنست كه اين بشارت بود مر مؤمنان را بعلو و غلبه يعنى شما منصور و غالب خواهيد شد و ايشان مقهور و مغلوب خواهند گشتإِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَاگر هستيد گرويدگان بوعده حق كه فرمود و ان جندنا لهم الغالبونإِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌاگر بشما رسيد جراحتى و زحمتىفَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌپس به درستى كه رسيده است گروه كفّار را در روز حرب بدرمِثْلُهُزخمى و المى مثل قرح و جرح شماوَ تِلْكَ الْأَيَّامُو اين روزها كه مدار زندگانى بر آنستنُداوِلُهامىگردانيم آن رابَيْنَ النَّاسِميان مردمان كه روزى به دولت و عشرت گذرد و روزى به نكبت و عسرت فيوما علينا و يوما لنا و اين مداولت براى آنست كه تا پند گيرندوَ لِيَعْلَمَ اللَّهُو براى آنكه به بيند خدا يا بدانند اولياى اوالَّذِينَ آمَنُواصبر آنان را كه به دو گرويده‌اندوَ يَتَّخِذَو براى آنكه فرا گيردمِنْكُمْ شُهَداءَاز شما گواهان يعنى گواه يكديگر باشيد كه در معركه جهاد كدام جان فدا كرده بود و كه رو بگريز نهادهوَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَو خدا دوست نمىدارد ستمكاران را كه مشركانندوَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُو فائده ديگر در مداوله آنست كه پاك گرداند خداالَّذِينَ آمَنُوامر مؤمنان را از گناه چه بلاها كه با اهل ايمان مىرسد كفر ذنوب ايشانستوَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَو ديگر آنكه در نقصان افگند و هلاك سازد كافران راأَمْ حَسِبْتُمْآيا مىپنداريدأَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَآنكه درآييد به بهشتوَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُو نديد خداالَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْآنها را كه جهاد كرده‌اند از شماوَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَو نديد شكيبايان را بر فرمان رسول يا صابران را بر هجوم مصائب و وقوع نوائب ملخص سخن آنست كه بىمحنت مجاهده براحت مشاهده نتوان رسيد بيت بلبلى كو رستم خار تحمل نكند * بهتر آنست كه ديگر سخن گل نكند