3 / 135
و آنان كه چون كار زشت كنند يا ستم كنند بر خود ياد كنند خدا را پس آمرزش خواهند براى گناهان خود و كيست كه بيامرزد گناهان را مگر خدا و پيوسته نباشند بر آنچه كردند دانسته ( 135 )
3 / 136
آن گروه پاداش ايشان آمرزشست از پروردگار ايشان و بوستانها مىرود زير آن جويها جاويدان در آنجا و نيكست اجر طاعتكنندگان ( 136 )
3 / 137
هر آئينه گذشته است پيش از شما واقعها پس سير كنيد در زمين و ببينيد چگونه بود آخر كار دروغ دارندگان ( 137 )
شرح
وَ الَّذِينَمعطوفست برالَّذِينَ يُنْفِقُونَو مضمون كلام آنكه متقيان دو طائفهاند يكى آنها كه به صفت انفاق و حلم و عفو و احسان موصوفاند دوم تائب غير مصر و ايشان آنانند كه از روى متابعت هواى نفسإِذا فَعَلُوا فاحِشَةًچون بكنند كارى ناشايستهأَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْيا ستم كنند بر نفسهاى خود به مباشرت معاصى و نزد بعضى فاحشه كار ناپسنديدهست و ظلم گفتار ناستوده ، يا اوّل كبائر و ثانى صغائر و بقول جمعى فاحشه و ظلم خطا و عمد است يا زنا و آنچه مادون او است از مقدمات آن چون نظر و لمس و معانقه و تقبيل و بر هر تقديرى بعد از ان فاحشه و ظلمذَكَرُوا اللَّهَياد كنند عقوبت خدا را يا عتاب او را با بنده كه چرا چنين كردى يا مذكر شوند وعده مغفرت را كه به استغفار بازبسته استفَاسْتَغْفَرُواپس آمرزش خواهندلِذُنُوبِهِمْبراى گناهان خودوَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَو كيست كه بيامرزد گناهان را استفهام است بمعنى نفى يعنى هيچكس نيامرزد جرائم بندگان راإِلَّا اللَّهُمگر خداوَ لَمْ يُصِرُّواو اصرار نكردند بعد از استغفارعَلى ما فَعَلُوابر آنچه از ايشان صادر شد از معاصى يعنى ديگر بر بار سر آن فعل نرفتندوَ هُمْ يَعْلَمُونَو ايشان كه اصرار نكنند مىدانند كه عقوبت اصرار از عذاب گناه عظيم است نزول آيت در شان بنهان تمار بوده كه زنى صاحب جمال به خرما خريدن نزد وى آمد و بنهان را دل برو كشش كرد و به بهانه خرمائى خوب در گوشه كاشانه برده در كنارش كشيد و بعد از وقوع قبله زن زبان نصيحت بكشاد كه اتق اللّه از خدا بترس و دامان پاك مرا از لوث حرام آلوده مگردان بنهان را خوف الهى دريافت و پشيمان شده فى الحال به حضرت رسالتپناه ص شتافت صورت حال بعرض سيّد عالم رسانيد فرمود كه من در ميان شماام و شما چنين كارها مىكنيد حق سبحانه براى تاكيد اميدوارى تائبان اين آيت فرستاد و بقول بعضى در شان ابو اليسر فرود آمد يا بهلول نباش يا ثعلبه انصارى كه قصد گناه كردند يا مرتكب فاحشه شده پناه به توبه و استغفار آوردندأُولئِكَآن گروه متقيان كه به دو قسم بودندجَزاؤُهُمْپاداش ايشانمَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْآمرزشيست از پروردگار ايشانوَ جَنَّاتٌ تَجْرِيو بوستانها كه مىرودمِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُاز زير ابنيه يا اشجار آن جويهاخالِدِينَ فِيهادر حالتى كه جاويدباشندگانند در آنوَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَو نيكومزديست مزد عملكنندگان يعنى مغفرت و جنتقَدْ خَلَتْبه درستى كه گذشته بودمِنْ قَبْلِكُمْپيش از شماسُنَنٌواقعها ميان جهانيان از غم و شادى و محنت و راحت و دولت و نكبت كه حق تعالى سنت نهاده بحدوث اين واقعها يا اهل سنن مرادست و سنن شرائع باشد يعنى امتان بودهاند بانواع دينها و به جهت تكذيب پيغمبران عليه السلام هلاك شدهاندفَسِيرُوا فِي الْأَرْضِپس برويد و سير بكنيد در زمين و به بينيد بلاد عاد و ديار ثمود و بيابان لوط رافَانْظُرواپس بنگريد به نظر عبرت كه بسبب نافرمانىكَيْفَ كانَچگونه بوده استعاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَآخر كار تكذيبكنندگان .