93 / 6
آيا يتيم نيافت ترا پس جاى داد ( 6 )
93 / 7
و يافت ترا راهگمكرده يعنى شريعت نمىدانستى پس راه نمود ( 7 )
93 / 8
و يافت ترا تنگدست پس توانگر ساخت ( 8 )
93 / 9
اما يتيم را پس ستم مكن ( 9 )
93 / 10
و اما سائل را پس بانگ مزن ( 10 )
93 / 11
و اما بنعمت پروردگار خود خبر ده ( 11 )
[ سوره انشراح ]
بنام خداى بخشاينده مهربان
94 / 1
آيا گشاده نكردهايم براى تو سينه ترا ( 1 )
94 / 2
و دور كرديم از تو بار ترا ( 2 )
شرح
أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوىآيا نيافت پروردگار تو ترا كودك بىپدر پس جاى داد ترا در كنف كفالت جد و عم تو در بحر الحقائق آورده كه ترا درّ يتيم يافت در صدف ختم نبوت جاى داد بيتبس كه غواص كرم در تگ درياى قديم * غوطه زد تا به كف آور چنين درّ يتيميا ديد ترا گوهر يگانه كه بكمال قابليت از همه كائنات متفرد بودى و بقطع علاقه از ما سوى اللّه متوحد ترا متمكن ساخت در حضرت احديت جمع كه مقام خاص تستوَ وَجَدَكَ ضَالًّاو يافت ترا خداى تو راه گم كرده بر دروازه مكه وقتى كه حليمه دايه تو ترا آورده بود تا بجد و مادر تو سپاردفَهَدىپس راه نمود ترا بهآنكه جدّت را بر سر وقت رسانيده يا در راه شام وقتى كه با ميسره به تجارت رفته بودى و شتر تو از راه منحرف شد جبرائيل عليه السلام را فرستادم تا زمام شتر تو گرفته به راه آورد يا راه نيافته بودى بعلم احكام ترا به آن راه نمود در حقايق سلمى رح مذكورست كه ترا يافت در دوستى مستغرق در بحر معرفت و محبّت بر تو منّت نهاد و بمقام قرب رسانيدوَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنىو يافت ترا درويش عيالدار پس توانگر ساخت ترا بمال خديجه رض يا بهآنكه تجارت كردى يا به غنايم كه از كفار گرفتى و در حقايق القرآن فرموده كه فقير بودى بمشاهده خلق ترا غنى گردانيديم به مكاشفه انوار جمال خودفَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْپس اما يتيم را قهر مكن و قدر ايشان بشناس كه تو شربت يتيمى چشيدهوَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْو اما سائل را بانگ مزن و محروم مساز كه درو بىنوائى و تنگدستى كشيدهوَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْو اما بنعمت پروردگار خود كه نبوتست حديث كن يعنى احكام آن را بخلق رسان كه تحدّث بنعم شكر منعم است صاحب فتوحات قدس سره فرموده است كه نعمت چيزيست محبوب بالذات و منعم در اغلب مشكور مىباشد پس حق سبحانه و تعالى حبيب خود را صلى اللّه عليه و سلّم فرمود كه از نعمت من سخن گوئى كه خلق محتاجند و محتاج چون ذكر منعم شنود به دو ميل كند و او را دوست دارد پس به جهت تحدّث بنعمت من خلق را دوست من مىگردانى و من ايشان را دوست مىدارم