تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1364

مساهمون:

ص١٣٦٤
92 / 17 و يكسو داشته خواهد شد ازان آتش پرهيزگارترين مردم ( 17 ) 92 / 18 آنكه مىدهد مال خود را تا پاك نفس گردد ( 18 ) 92 / 19 و نيست هيچ‌كس را نزد او هيچ نعمتى كه جزا داده شود ( 19 ) 92 / 20 ليكن مىدهد بطلب روى پروردگار بزرگوار خود ( 20 ) 92 / 21 و هر آئينه خوشنود خواهد شد ( 21 )

[ سوره ضحى ]

بنام خداى بخشاينده مهربان 93 / 1 قسم بوقت چاشت ( 1 ) 93 / 2 و قسم بشب چون بپوشد ( 2 ) 93 / 3 فرونگذاشت ترا پروردگار تو و دشمن نداشت ( 3 ) 93 / 4 و هر آئينه آخرت بهتر خواهد بود ترا از دنيا ( 4 ) 93 / 5 و البته نعمت خواهد داد ترا پروردگار تو پس خوشنود خواهى شد ( 5 )
شرح
وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَىو زود باشد كه دور كرده شود از ان آتش پرهيزگارتر يعنى ابو بكر صديق رضى اللّه عنهالَّذِي يُؤْتِي مالَهُآنكه مىدهد مال خود رايَتَزَكَّىمىجويد بدان پاكى و نيك‌نامى كافران گفتند كه بلال حقى داشت در ذمه ابو بكر رض كه او را بخريد و آزاد كرد حق سبحانه تعالى ردّ سخن ايشان را فرمودوَ ما لِأَحَدٍو نبود هيچ‌كس راعِنْدَهُنزد ابو بكر رضمِنْ نِعْمَةٍ تُجْزىاز نعمتى و منتى كه مكافات كرده شودإِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلىليكن اين كار كرد براى طلب رضاى پروردگار او كه برتر و بزرگترستوَ لَسَوْفَ يَرْضىو زود باشد كه خوشنود گردد و برسد به ثوابى كه موعود اوست

سورة الضّحى

مكّيّة و هى احدى عشرة آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِآورده‌اند كه چند روز جبرئيل عليه السلام به حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم نيامد و نزول وحى واقع نشد كافران زبان طعن بگشادند كه خداى محمد ص او را فروگذاشت و دشمن گرفت حق سبحانه رد سخن ايشان را فرستادهوَ الضُّحىسوگند به چاشتگاه كه آفتاب در ان وقت ارتفاع يافته و نور وى متزايد گشته و گفته‌اند ضحى وقتى بود كه خداى در ان وقت با موسى على نبينا و عليه السلام سخن گفت و سحره فرعون در ان وقت خداى را سجده كردند و بقولى مراد رب الضحى است يا صلاة ضحىوَ اللَّيْلِ إِذا سَجىو سوگند به شب آنگاه كه تاريك شود و اشياء را به ظلمت بپوشد امام قشيرى فرمود كه قسم به شب معراج است صاحب كشف الاسرار قدس سره گفته كه مراد از روز و شب كشف و حجاب است كه نشانه نسيم لطف و سموم قهر بود و علامت انوار جمال و آثار جلال يا اشارت است به روشنى روى محمد صلى اللّه عليه و سلّم و كنايت است از سياهى موى وى بيتو الضحى رمزى ز روى هم چو ماه مصطفى است * معنى و اللّيل گيسوئى سياه مصطفى استحق سبحانه بدينها كه مذكور شد قسم ياد مىكند كهما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلىفرونگذاشته است ترا پروردگار تو و دشمن نگرفته ابن عباس رضى اللّه عنه فرمود كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلّم را بشارت داد كه به فتحى كه امت او را در دنيا خواهد بود و اكثر بلاد به حوزه تسخير ايشان خواهد آمد آن حضرت صلى اللّه عليه و سلم بدان مژده مسرور گشت آيت آمد كهوَ لَلْآخِرَةُو سراى ديگر يعنى كرامتى كه حق سبحانه در سراى عقبى به تو ارزانى خواهد داشت و آن هزار قصر است در بهشت از مرواريد تر و خاك آن از مشك از فرو در هر كوشكى از خدم و حور و نعم و امتعه آنچه لائق آن بودخَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولىبهتر است مر ترا از كرامت نخستين كه فتح بلاد است يا نهايت امر تو بهترست از بدايت چه ساعت به ساعت بر درجه رفعت متصاعد و بر ذروه كمال مترقى استوَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَو زود باشد كه عطا دهد آفريدگار تو يعنى مرتبه شفاعت درباره گنهكاران امتفَتَرْضىپس تو خوشنود شوى يعنى چه زان عطا ارزانى دارد كه گوئى بس‌ست و من راضى شدم امام محمد باقر رض مىفرمايد كه اى اهل عراق شما مىگوئيد كه اميدوارترين آيت قرآن اينست كه لا تقنطوا من رحمة اللّه و ما اهل بيت برانيم كه اميد به آيت و لسوف يعطيك ربك فترضى بيشتر است چه حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم راضى نشود كه يكى از امت وى در دوزخ باشد نظمنماند به دوزخ كسى در گرو * كه دارد چنين سيد پيش روعطاى شفاعت چنانش دهند * كه امت تمامى ز دوزخ رهند- در معالم از ابن عباس رضى اللّه عنهما نقل كرده كه حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم فرموده كه بپرسيدم پروردگار خود را به پرسيدنى و دوست مىدارم آن را كه نپرسيد مىگفتم الهى سليمان را ملك عظيم دادى و فلان فلان را اين و آن عطا دادى حق سبحانه گفت اى محمد ص .