تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1363

مساهمون:

ص١٣٦٣
92 / 6 و باور داشت ملت نيك را ( 6 ) 92 / 7 پس توفيق دهيم او را براى رسيدن براى آسايش ( 7 ) 92 / 8 و اما هر كه بخل كرد و خود را بىنياز شمر ( 8 ) 92 / 9 و به دروغ نسبت كرد ملت نيك را ( 9 ) 92 / 10 پس توفيق دهيم او را براى رسيدن براى دشوارى ( 10 ) 92 / 11 و هيچ دفع نكند از وى مال او وقتى كه نگوسار افتد ( 11 ) 92 / 12 هر آئينه بر ما لازمست راه نمودن او ( 12 ) 92 / 13 و هر آئينه ازان ما است آن جهان و اين جهان ( 13 ) 92 / 14 پس ترسانيديم شما را از آتشى كه شعله مىزند ( 14 ) 92 / 15 در نيايد به آن آتش مگر بدبخت‌ترين مردم ( 15 ) 92 / 16 آنكه دروغ شمرد و روىگردان شد ( 16 )
شرح
وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنىو تصديق نمود كلمه نيكوتر را كه لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه است يا وعده عوض را كه و ما انفقتم من شىء فهو يخلفه اغلب مفسران برانند كه اين سوره بعضى در شان سيرت ابو بكر رض نازل شد و برخى گفته‌اند صفت اميه بن خلف يا ابو جهل فرود آمد در كشف الاسرار آورده كه درباره دو كس است يكى اتقى كه پيش رو صديقان است ازين امت يعنى ابو بكر صديق رضى اللّه عنه و يكى اشقى كه پيشواى زنديقان است از اهل ضلالت يعنى ابو جهل و در فاتحه سوره كه به شب و روز قسم ياد مىكند اشارت است به ظلمت يكى و نورانيت ديگرى يعنى در شب ضلالت كسى را آن گمراهى نبود كه ابو جهل شقى را در روز دعوت هيچ‌كس را آن نور هدايت ظاهر نشد كه ابو بكر صديق را رضى اللّه عنه مثنوىسر روشن دلان صديق اعظم * كه شد اقليم تصديقش مسلمز مهرش روز دين را روشنائى * به دو اهل يقين را آشنائىسيه‌دل كى كند اين قول باور * تفاوتهاى دوران بين ز واورآورده‌اند كه اميه بن خلف بلال رض را كه بنده او بود بانواع آزارها عذاب مىكرد تا از دين برگردد و هر زمان آتش ربّانى در باطن او افروخته‌تر بود بيتآنجا كه منتهاى كمال ارادت است * هر چغد جور بيش محبّت زيادت استروزى صديق رضى اللّه عنه ديد كه اميه او را بر خاك گرم افگنده بود و سنگهاى تفسيده بر سينه وى نهاده و او درين حال احد احد مىگفت ابو بكر صديق رضى اللّه عنه دل برو سوخت و گفت اى اميه واى بر تو اين دوست خداى را چند عذاب مىكنى اميه گفت يا ابا بكر اگر دلت برو مىسوزد او را از من بخر گفت به چند مىفروشى گفت عوض مىكنم او را به نسطاس رومى و او غلامى بود از آن صديق رضى اللّه عنه و ده هزار دينار از روى قيمت استعداد داشت و صديق رضى اللّه عنه او را گفته بود كه اگر ايمان آرى آن مال كه تو دارى و در ان تجارت مىكنى به تو بخشم نسطاس مسلمان نمىشد و دل صديق رضى اللّه عنه ازو ملول بود چون اين كلمه از اميه شنيد غنيمت شمرده نسطاس را با تمام استعداد او را بداد و بلال رض را بستد و فى الحال به اميد ثواب اخروى آزاد كرد و حق سبحانه تعالى اين سوره فرستاد و از سيرت صديق رض خبر داد و فرمود كه هر كه مال را نفقه كرد و پاداش آن را تصديق نمودفَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرىپس زود باشد كه آسانى دهيم وى را براى طريقه نيكو كه سبب آسانى و راحت باشد يعنى عملى كه او را به بهشت رساند كه يسرد روح درو استوَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنىو اما كسى كه بخل كرد بمال خود يا به گفتن كلمه توحيد و بىنياز ديد خود را از ثواب خداى و بدين سبب بموجبات آن رغبت ننمودوَ كَذَّبَ بِالْحُسْنىو تكذيب كرد خصلت نيكوتر را كه تدين است بدين اسلام يا وعده حق را باور نداشتفَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرىپس مهيّا گردانيم مر او را براى صفتى كه مؤدى به دشوارى و محنت بود يعنى كردارى كه او را به دوزخ بردوَ ما يُغْنِي عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدَّىو دفع نمىكند ازو عذاب را مال او كه بدان بخل كرد چون بميرد يا بسر درآيد يعنى بيفتد در قبر يا در قعر دوزخإِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدىبه درستى كه بر ماست بيان كردن حق و باطل و وعد وعيدوَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولىو به درستى كه ما راست آن سراى عقبه و اين سراى پيشين كه دنيا است چون مالك هر دو ملك مائيم هر چه خواهيم عطا فرمائيمفَأَنْذَرْتُكُمْ ناراً تَلَظَّىبس بيم مىكنيم شما را اى اهل مكه به آتشى كه زبانه زندلا يَصْلاها إِلَّا الْأَشْقَىنيايد درو و بطريق لزوم و دوام مگر بدبخت ترا يعنى اميه يا ابو جهلالَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّىآن كسى كه تكذيب كرد پيغمبر را در وى بگردانيد از ايمان و طاعت .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1363 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )