90 / 3
و قسم مىخورم بهزاينده و بهر چه زاده است ( 3 )
90 / 4
هر آئينه آفريديم آدمى را در مشقت ( 4 )
90 / 5
آيا گمان مىكند آدمى كه قادر نشود بر وى هيچكس ( 5 )
90 / 6
مىگويد خرج كردم مال تو بر تو ( 6 )
90 / 7
آيا مىپندارد كه نديده است او را هيچكس ( 7 )
90 / 8
آيا نيافريدهايم براى او دو چشم را ( 8 )
90 / 9
و زبان را و دو لب را ( 9 )
90 / 10
و دلالت كرديم او را بر دو راه ( 10 )
90 / 11
پس در نيامد بگذرگاه سخت ( 11 )
90 / 12
و چه چيز مطلع ساخت ترا كه چيست گذرگاه سخت ( 12 )
90 / 13
خلاص كردن برده ( 13 )
90 / 14
يا طعام دادن بروز گرسنگى ( 14 )
90 / 15
يتيم صاحب قرابت را ( 15 )
90 / 16
يا فقير صاحب خاكسارى را ( 16 )
شرح
وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَو سوگند به پدر يعنى بآدم يا ابراهيم عليهما السلام و آنچه زاده امت يعنى ذريت يعنى محمد صلى اللّه عليه و سلّم و گفتهاند والد محمدست ص و ما ولد امت او حق سبحانه قسم ياد مىكند بحبيب خود و به امّت او جواب قسم اين كهلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍبه درستى كه آفريدهايم آدمى را در سختى و رنج يعنى آنچه بوقت ولادت و رضاع و فطام و معاش و حيات و مودت به دو مىرسد يا خلق كرده ابو الاشدين را در غايت قوّت و قوّت او چنان بودى كه اديمى زير پاى نهادى و ده تناور او را بكشيدندى اويم پاره پاره شدى و از زير پاى او بيرون نيامدى و دعوى كردى كه كسى را بر من دسترس نيست و پيوسته پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم را جفا كردى حق سبحانه تعالى فرمود كهأَ يَحْسَبُ أَنْ لَنْ يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌآيا مىپندارد ابو الاشدين آنكه قادر نشود برو كسى كه ازو انتقام پيغمبر من بكشديَقُولُ أَهْلَكْتُ مالًا لُبَداًمىگويد كه ضائع كردم در عداوت پيغمبر ص مال بسيار چه رشوت به مردم دادى تا پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم را بيازارندأَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌآيا مىپندارد آنكه نديده است او را يكى در وقت نفقه كردن او تا ازو سؤال كند كه چرا چنين مىكنى يعنى خدا وى را ديده و بر ان نفقه مجازات خواهد فرمودأَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِآيا نداديم وى را دو چشم كه بدان بيندوَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِو زبانى كه بدان سخن مىگويد و دو لب كه دهن او را مىپوشد و بر نطق و اكل و شرب معاونت آدمى نمايدوَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِو نموديم وى را راه پستان تا بعد از ولادت در ان چفيده بشير خوردن اشتغال نمود يا او را نموديم راه حق و باطل با نزول كتاب و ارسال رسلفَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَپس نگذشت از عقبه يعنى رنج نكشيد در مخالفت نفس هوا عقبه مثلى است تشبيه كرد مجاهد را با نفس و شيطان به رفتن كسى كه بتعجب و تكليف بر عقبه بالا رود ملخص سخن آنست كه چرا مالى كه در عداوت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم نفقه كرد در اقتحام عقبه نكرد بهآنكه صرف كرد در راه حقوَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُو چه دانى تو كه چيست عقبه يعنى سبب گذشتن بر انفَكُّ رَقَبَةٍرهانيدن گردنى از بند بندگى يعنى مدد كردن در ثمن مكاتبأَوْ إِطْعامٌيا خورانيدن طعامفِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍدر روز كه با گرسنگى بود يعنى در وقتى كه طعام به دشوارى يابند او بخورانديَتِيماً ذا مَقْرَبَةٍيتيمى را كه خداوند قرابت باشد يعنى با مطعم خويشى داردأَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَةٍيا مسكينى را كه خداوند خاك بود يعنى پهلو از فقر بر خاك نهاده باشد و اين كنايت است از احتياج و تنگدستى و درماندگى و اين چنين كس عيالمند است يا وامدار يا بيمارى بىخواست يار يا غريبى دور از ديار .