89 / 14
هر آئينه پروردگار تو به كمينگاه است ( 14 )
89 / 15
اما آدمى پس چون امتحان كندش پروردگار او پس گرامى كندش و نعمت دهدش پس گويد پروردگار من گرامى ساخت مرا ( 15 )
89 / 16
و امّا چون امتحان كندش پس تنگ سازد بر وى رزق ويرا گويد پروردگار من حقارت كرد مرا ( 16 )
89 / 17
نى نى بلكه گرامى نمىداريد يتيم را ( 17 )
89 / 18
و يكديگر را رغبت نمىدهد بر طعام دادن فقير ( 18 )
89 / 19
و مىخوريد مال ميراث را خوردن بسيار ( 19 )
89 / 20
و دوست مىداريد مال را دوست داشتن بسيار ( 20 )
89 / 21
نى نى چون پست كرده شود بلندى زمين را پست كردن بعد پست كردن ( 21 )
89 / 22
و بيايد پروردگار تو و بيايند فرشتگان صفصفشده ( 22 )
شرح
إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِبه درستى كه پروردگار تو هر آئينه خداوند گذرگاه است چنانچه فوت نشود چيزى از ان كس كه در مرصاد نشسته و مترصد گذرندگان است همچنان هيچ چيز فوت نمىشود از حق سبحانه چه همان را مىبيند و مىشنود و هيچ برو پوشيده نيست بيت هم نهان داند و هم آنچه نهانتر باشد .
يعلم السر و اخفى صفت حضرت اوستفَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُپس اما آدمى را يعنى ابى بن خلف چون مبتلا كند مر او را پروردگار او يعنى آزمايش كند به توانگرى و نيكوحالىفَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُپس گرامى كندش بجاه اقتدار و نعمت دهدش و معيشت برو فراخ گرداند و بهآسانى كار وى بسازدفَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِپس گويد پروردگار من مرا بزرگ داشت و با من كرامتها فرمودوَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُو اما چون او را بيازمايد به درويشى و سختىفَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُپس تنگ سازد برو روزى او رافَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِپس گويد آفريدگار من خوار كرد مرا كافر كرامت خود را به توانگرى داند و اهانت خود را به درويشى و اين از قصور نظر و قلّت فهم است چه آسايش درويشى بىحد و آرام درويشان فزون از عدست بيتاى دل اگر بديده تحقيق بنگرى * درويشى اختيار كنى بر توانگرىكَلَّانه آن چنانست كه گمان بردهاند كافران بلكه كرامت به طاعت است و ذلّت به معصيت ان اكرمكم عند اللّه أتقاكم و بدانيد كه من نه شما را به فقر و تنگدستى اهانت مىكنمبَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَبل اهانت شما بدان است كه گرامى نمىداريد يتيم را و نفقه نمىدهيد ايشان راوَ لا تَحَاضُّونَ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِو تحريض نمىكنيد يكديگر را بر دادن طعام به درويشىوَ تَأْكُلُونَ التُّراثَو مىخوريد مال ميراث راأَكْلًا لَمًّاو مىخوريد مال ميراث را خوردن سخت و بسيار يعنى جمع مىكنيد ميان حلال و حرام و زنان و كودكان را ميراث نمىدهيد و بهرهاى ايشان را خود مىخوريدوَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّاو دوست مىداريد مال را دوستى فراوان با حرص و شراهكَلَّا إِذا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّاحقا كه چون شكسته شود زمين شكستنى يعنى پاره پاره گرددوَ جاءَ رَبُّكَو بيايد آيات قدرت و آثار هيبت پروردگار تو يعنى ظاهر شودوَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّاو بيايند فرشتگان به عرصه محشر صفى پس از صفى بحسب منازل و مراتب خود و در تفسير امام ابو الليث رحمه اللّه مذكورست كه اهل هر آسمان على حده صفى باشند .