تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1359

مساهمون:

ص١٣٥٩
89 / 23 و آورده شود آن روز دوزخ را آن روز ياد كند آدمى و كجا باشد او را نفع آن ياد كردن ( 23 ) 89 / 24 گويد اى كاش من فرستادمى عمل نيك براى زندگانى و جاودانى خويش ( 24 ) 89 / 25 پس آن روز عقوبت نكند مانند عقوبت خدا هيچ‌كس ( 25 ) 89 / 26 و به زنجير نه بندد مانند بستن او هيچ‌كس گفته شود ( 26 ) 89 / 27 روح مؤمن را وقت مرگ اى نفس آرام‌گيرنده ( 27 ) 89 / 28 بازگرد بسوى پروردگار خويش تو خوشنود شده و از تو نيز خوشنود گشته ( 28 ) 89 / 29 پس درآ به زمرهء بندگان خاص من ( 29 ) 89 / 30 و در آيه بهشت من ( 30 )

[ سوره بلد ]

بنام خداى بخشاينده مهربان 90 / 1 قسم مىخورم به اين شهر يعنى مكه مباركه ( 1 ) 90 / 2 و تو حلال خواهى شد به اين شهر يعنى ترا قتال در مكه حلال خواهد شد ( 2 )
شرح
وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَو آورده شود آن روز جهنّم را در خبرست كه هفتاد هزار زمام باشد مر دوزخ را و هفتاد هزار فرشته بر هر زمامى جمع شده مىكشند و دوزخ از خشم كافران مىجوشد و مىخروشد تا بعرصات آرند و بر چپ عرش بدارند و در ان محل هيچ ملك مقرب و پيغمبر مرسل نماند الا كه از هول و هيبت به زانو درآيد و مىگويد يا رب نفسى نفسى و حضرت ما عليه الصلاة و السّلام مىفرمايد كه يا رب امتى امتى و جهنّم مىگويد ما لى و ما لك يا محمد ص ترا با من و مرا با تو چه كار حق سبحانه مرا بر تو حرام گردانيده است -يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسانُآن روز ياد كند انسان گناهان خود را يا پند گيرد و آگاه شود از قباحت اعمال خويشوَ أَنَّى لَهُ الذِّكْرىو كجا باشد مر او را منفعت ياد كردن يا پند گرفتن چه محل تذكر دنيا باشد نه عقبى و چون بنده بيند كه پند گرفتن سود نمىدارد از روى حسرتيَقُولُ يا لَيْتَنِيگويد اى كاش كهقَدَّمْتُ لِحَياتِيپيش مىفرستادم عمل خيرى را براى زندگى من درين عالمفَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُپس آن روز عذاب نكند كسىعَذابَهُ أَحَدٌمثل عذاب خداى هيچ يكى از مردمانوَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌو بند نكند بسلاسل و اغلال هيچ‌كس مانند بند كردن خداى يعنى كسى قادر نبود بر عذاب كردن و مقيد ساختن كسى را در ان روز زيرا كه فرمان مر خداى را باشد و گويد خداى در دنيا نزديك مرگ با مؤمنيا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُاى نفس آرام گرفته بذكر من كه شاكر بودى در نعمت و صابر بودى در محنتارْجِعِي إِلى رَبِّكِبازگرد از دنيا بسوى موعد پروردگار خود راراضِيَةً مَرْضِيَّةًدر حالتى كه پسندكننده آنچه به تو داده‌اند پسنديده نزديك خداى و چون روز قيامت شود گويدفَادْخُلِي فِي عِبادِيپس درآيى در زمره بندگان شايسته منوَ ادْخُلِي جَنَّتِيو درآيى به بهشت من مقصود ازو جنتها است با زمره مقربان و نزديكان و خاصان حضرت من

سورة البلد

مكّيّة و هى عشرون آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِسوگند مىخورم بدين شهر يعنى مكّه معظمهوَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِو حال آنكه تو فرود آمده بدين شهر با آنكه مكه موضع امن و مثابه خلق و محل حج و مكان بيت الحرام است قسم را بوى مقيد ساخت بحلول حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم درو تا معلوم شود كه شرف مكان بمكين است قطعهاى كعبه را ز يمن قدوم تو صد شرف * وى مرده را از مقدّم پاك تو صد صفا بطحاز نور طلعت تو يافته فروغ * يثرب ز خاكپاى تو با رونق و بهاو گفته‌اند تو حلالى شهر مكه يعنى هر چه خواهى از قتال و آنچه بر ديگران حرام است يك ساعت بر تو حلال خواهد بود و اين وعده است بفتح مكّه و قتل بعضى در اين از قبيل سبق نزول حكم است بر فعل .