تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1356

مساهمون:

ص١٣٥٦
88 / 23 ليكن هر كه روى بگرداند و كافر شود ( 23 ) 88 / 24 پس عذاب كندش خدا به عقوبت بزرگ ( 24 ) 88 / 25 هر آئينه بسوى ماست رجوع ايشان ( 25 ) 88 / 26 باز هر آئينه بر ماست حساب ايشان ( 26 )

[ سوره و الفجر ]

بنام خداى بخشاينده مهربان 89 / 1 قسم بصبح ( 1 ) 89 / 2 و به شبهاى ده‌گانه ( 2 ) 89 / 3 و قسم بجفت و طاق ( 3 ) 89 / 4 و قسم بشب چون روان شود ( 4 ) 89 / 5 آيا درين مقدمه سوگند معتبرست صاحب خرد را ( 5 ) 89 / 6 آيا نديدى كه چگونه معامله كرد پروردگار تو با قوم عاد ( 6 ) 89 / 7 كه عاد ارم باشد خداوند قدرهاى بلند ( 7 )
شرح
إِلَّا مَنْ تَوَلَّى وَ كَفَرَليكن هر كه روى بگرداند بعد از تذكر و نگرود و حق را بپوشدفَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذابَ الْأَكْبَرَبس عذاب كند او را خداى به عذاب بزرگتر يعنى عذاب آخرت چه در دنيا بقحط و اسر و قتل معذّب بودندإِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْبه درستى كه بسوى ما است يعنى به جزاى ما بازگشت ايشانستثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْپس بتحقيق بر ما است حساب ايشان در محشر

سورة الفجر

مكّيّة و هى ثلاثون آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - وَ الْفَجْرِسوگند بصبح كه وقت مناجات دوستان است يا به نماز صبح كه آرام جان بيدلان به‌آنست و بقولى مراد از صبح روز اوّل محرم است كه سال ازو منفجر شود يا اوّل ذىحجه كه ليالى عشر مقترن به دو است يا بامداد آدينه كه حج مسكينان است يا صباح روز عرفه كه وظائف دعا و نياز حاجيان در آنست يا سفيده دم روز عيد كه روز قربان است يا اول صبح قيامت كه روز ديوان ديّانست و در تبيان گويد كه اشارت است بانفجار آب از اصابع مبارك حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم و گفته‌اند انفجار مياه از عيون و منابع يا انفجار ناقه از صخره صالح عليه السلام يا انفجار آب از حجر موسى عليه السلام يا انفجار مطر از سحاب يا روان شدن اشك ندامت از ديده عاصيانوَ لَيالٍ عَشْرٍو سوگند بده شب يعنى دهه ذىالحجه كه عرفه در ان است يا دهه اوّل محرم كه عاشورا از ان است يا دهه آخر رمضان كه شب قدر تعبيه درو است يا دهه ميانه شعبان كه شب برات ازوستوَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِو سوگند بجفت و طاق مراد از جفت تضاد اوصاف مخلوق است چون عز و ذل و قدرت و عجز و علم و جهل و قوّت و ضعف و موت و حيات و از وتر انفراد صفات الهى چون عزّ بىذل و قدرت بىعجز و علم بىجهل و قوت بىضعف و حيات بىموت يا شفع خلق‌اند كه من كل شىء خلقنا زوجين و فرد خالق قل هو اللّه احد و بقول بعضى جفت و طاق عناصراند و افلاك يا بروج و سيارات يا نماز صبح و شام يا درجات جنان و دركات نيران يا روز نحر و عرفه يا مسجدين مكه و مدينه زادهما اللّه شرفا و مسجد اقصى يا جبلين صفا و مروه و بيت الحراموَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِو سوگند به شبانگاه كه بگذرد يعنى شب قدر و در عين المعانى گفته كه شب مزدلفه و اصح آنست كه عام گيرندهَلْ فِي ذلِكَآيا هست درين سوگند كه ياد كردمقَسَمٌ لِذِي حِجْرٍسوگند پسنديده مر خداوند عقل را تا اعتبار كند و داند كه سوگندى است محقق و مؤكد و جوابش اينكه عذاب خواهيم كرد مكذبان راأَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَآيا نديدى و ندانستى كه چه كرد پروردگار توبِعادٍبقوم عادإِرَمَيعنى ارم بن سام عاد اولى را و اين را عاد بن ارم مىگفته‌اند و ارم نام جد ايشان است چه عاد پسر عوض بوده و او پسر ارم و ارم پسر سام بن نوح و گفته‌اند ارم نام بلده ايشان است و برين تقدير مراد اهل ارم باشد پس عاديان را صفت مىكند كهذاتِ الْعِمادِخداوند قامتهاى بزرگ يا اهل خيمها و خرگاهها .