88 / 9
بسعى خود رضامند شده باشند ( 9 )
88 / 10
در بهشت عالى ( 10 )
88 / 11
نشنوى آنجا هيچ سخن بيهوده ( 11 )
88 / 12
در آنجا چشمه جارى باشد ( 12 )
88 / 13
در آنجا تختهاى بلند باشد ( 13 )
88 / 14
و كوزههاى نهادهشده ( 14 )
88 / 15
وسادهاى برابر يكديگر گذاشته ( 15 )
88 / 16
و بساطهاى نفس پراگنده كرده ( 16 )
88 / 17
آيا نمىنگرند بسوى شتران چگونه آفريده شده ( 17 )
88 / 18
و بسوى آسمان چگونه برداشته شد ( 18 )
88 / 19
و بسوى كوهها چگونه برافراشته شد ( 19 )
88 / 20
و بسوى زمين چگونه پهن كرده شد ( 20 )
88 / 21
پس پند ده جز اين نيست كه تو پنددهندهء ( 21 )
88 / 22
نيستى بر ايشان گماشته شده ( 22 )
شرح
لِسَعْيِها راضِيَةٌمر عمل خود را پسندكننده يعنى پسندند كارى را كه كرده باشند و راضى شوند از عمل خود چون ثواب آن را بينندفِي جَنَّةٍ عالِيَةٍدر بهشت بلند قدر باشندلا تَسْمَعُنشنوند خداوند وجوه يا تو نشنوى اى مخاطبفِيها لاغِيَةًدر ان بهشت عالى سخن بيهوده كلام بهشتيان همه ذكر و حكمت باشدفِيها عَيْنٌ جارِيَةٌدر ان بهشت چشمه روان بود كه آب آن منقطع نگرددفِيها سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌدر آن بهشت تختهاى بلند برداشته بود اصل آن از زر مكلل بزبرجد و درو ياقوت در معالم گفته كه مرفوع باشد در هوا چون صاحبش خواهد كه بر وى نشيند بر زمين فرود آيد و چون بر ان قرار گيرد باز مرتفع گشته بموضع خود رودوَ أَكْوابٌ مَوْضُوعَةٌو در ان جنّت كوزها بود بىدسته ولوله نهاده پيش بهشتيانوَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌو بالشها نهاده بر همديگروَ زَرابِيُّ مَبْثُوثَةٌو فرشهاى گسترده امام زاهد رح آورده كه چون كفّار لفظ سرر مرفوعه شنيدند يا يكديگر گفتند اين خود نشايد و اگر واقع است پس بلال و خباب و امثال ايشان را كار افتاده بسى وقت بايد تا بر بالاى آن تخت بلند روند و بسى فرصت بايد تا از ان بلندى فرود آيند آيت آمدأَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْآيا نمىنگرند ايشان بسوى شتر كه بقدرت ما چگونه آفريده شده است يعنى به آن همه بلندى و بزرگى برشته مسخر كودكى مىشود تا برو برآيد و فرود آيد پس چرا از تخت بهشت متعجب مىشوند كه در فرمان بهشتى باشد و گفتهاند كه خلقت شتران دال است بر كمال قدرت و حسن تدبير و علم و حكمت خالق جل جلاله ، چه بزرگ است بار گران برتابد و منقاد است همه را فرمان برد و قانع است از همه گياهها بچرد و متحمل است در تشنگى شكيبائى ورزد بدين جهت است كه بيابانى بىآب قطع كند و هر چه مطلوب است از حيوان مثل نسل و حمل و شير و لحم و ركوب همه ازو حاصل است پير رومى قدس فرموده رباعىبرخوان ا فلا ينظر تا قدرت ما بينى * يكره به شتر بنگر تا صنع خدا بينىدر خارخورى قانع در باركشى راضى * اين وصف اگر جوئى در اهل صفا بينىدر تبيان آورده كه مخاطب عرباند اكثر ايشان اهل باديه باشند و مال ايشان شتر است و هر طرف كه مىنگرند جز آسمان و زمين و كوه نمىبينند لا جرم بعد از ذكر شتر مىفرمايدوَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْو آيا نمىنگرند به آسمان كه به حكمت ما چگونه برداشته شده است بىستونىوَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْو آيا نظر نمىكنند به كوهها كه بقدرت ما چگونه نهاده شده است به زمين و مستحكم گشتهوَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْو آيا نمىنگرند به زمين كه چگونه پهن شده است تا جاى آرام خلق باشدفَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌپس پندگو ايشان را بعد از نظر در دلائل قدرت جز اين نيست كه تو پنددهنده هر كس رالَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍنيستى تو بر ايشان مسلط تا اكراه كنى بر ايمان و آيت قتال اين آيت را نسخ كرده .