تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1354

مساهمون:

ص١٣٥٤
87 / 15 و ياد كرد نام پروردگار خود را پس نماز گذارد ( 15 ) 87 / 16 بلكه اختيار مىكنيد زندگانى اين جهانى را ( 16 ) 87 / 17 و آخرت بهترست و پاينده‌تر است ( 17 ) 87 / 18 هر آئينه اين مقدمه مذكور بود در صحيفه‌هاى نخستين ( 18 ) 87 / 19 صحيفه‌هاى ابراهيم و موسى ( 19 )

[ سوره غاشيه ]

بنام خداى بخشاينده مهربان 88 / 1 آيا آمده است به تو خبر قيامت ( 1 ) 88 / 2 يك‌پاره رويهاى آن‌روز خوار باشند ( 2 ) 88 / 3 كاركننده محنت كشنده باشند ( 3 ) 88 / 4 درآيند به آتش افروخته شده ( 4 ) 88 / 5 آب نوشانيده شوند از چشمهء نهايت گرم ( 5 ) 88 / 6 نباشد ايشان را هيچ طعامى مگر از ضريع ( 6 ) 88 / 7 كه فربه نكند و رفع گرسنگى نه نمايد ( 7 ) 88 / 8 يك‌پاره رويهاى آن روز تازه باشد ( 8 )
شرح
وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّىو ياد كرد نام پروردگار خود را بدل و زبان خويش پس نماز گزارد كه نشانه اسلام است يا رستگار شد كسى كه طهارت كرد و تكبير احرام گفت و نماز پنجگانه ادا كرد يا زكات فطر داد و تكبير عيد گفت و نماز عيد گزاردبَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيابلكه شما گزينيد زندگانى دنيا را خطاب با اهل شقاوت است كه به دنيا مشغول شده كار آخرت نمىسازندوَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقىو آخرت بهتر است از دنيا و پاينده‌ترإِنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولىبه درستى كه اين در صحيفه‌هاى پيشينيان است يعنى كتب نخستين كه قبل از قرآن نازل شدهصُحُفِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسىدر صحيفه‌هاى ابراهيم عليه السلام كه بيست است و در صحف موسى عليه السلام يعنى الواح توريت

سورة الغاشية

مكّيّة و هى ست و عشرون آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْغاشِيَةِ- به درستى كه آمد به تو خبر پوشنده كه قيامت است و او بپوشد خلائق را باهوال يعنى هيبت او همه كس را فروگيردوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌرويهاى آن روز ترسناك بوند و خوار يعنى اهل آن رويهاى ذليل باشند و بىمقدارعامِلَةٌ ناصِبَةٌعمل‌كننده رنج‌كشنده در عمل يعنى دوزخيان عملى كنند كه از ان رنج بديشان رسد مثل كشيدن سلسلهاى آتشين و خوض نمودن در آتش و صعود و هبوط بر عقبات دوزختَصْلى ناراً حامِيَةًدرآورده شوند در آتش به نهايت گرمى رسيده و حفص بفتح تا خواند يعنى درآيند بدان آتشتُسْقى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍآشاميده شوند يعنى بوقت غلبه عطش بياشاماند ايشان را از چشمه آبى به‌غايت گرم و گفته‌اند از ان روز كه آتش آفريده شده اين آب را مىجوشانندلَيْسَ لَهُمْ طَعامٌنيست مر دوزخيان را خوردنىإِلَّا مِنْ ضَرِيعٍمگر از ضريح و آن گياهى است خارناك چون تر باشد عرب آن را شبرق گويند و شتران و چهارپايان خورند و چون خشك شود ضريع خوانند و هيچ دابه گرد آن نگردد و در آخرت شجره ناريه بود به شكل آن آورده‌اند كه ابو جهل چون اين آيت شنيد گفت چه شد ضريع ما را فربه خواهد كرد چنانچه شتران ما را آيت آمدلا يُسْمِنُ وَ لا يُغْنِي مِنْ جُوعٍفربه نمىكند ضريع دوزخ كسى را و دفع نمىكند گرسنگى را يعنى مقصود از طعام يكى ازين دو امرست و هيچ‌كدام دست نمىدهدوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناعِمَةٌرويها در ان روز تازه باشند اثر نعمت برو پيدا يعنى ارباب وجوه متنعم و فربه باشند .