تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
3 / 110 هستيد شما بهترين امتى كه بيرون آورده شد براى مردمان مىفرمائيد به كار پسنديده و منع مىكنيد از ناپسنديده و باور مىداريد خدا را و اگر ايمان آوردندى اهل كتاب هر آئينه بهتر بودى ايشان را بعضى از ايشان مسلمانند و اكثر ايشان بدكارانند ( 110 ) 3 / 111 هرگز زيان نرسانند بشما مگر اندك رنجى و اگر كارزار كنند با شما پشت بسوى شما كنند يعنى بگريزند باز نصرت داده نشوند ( 111 ) 3 / 112 زده شد برايشان خوارى هرجا كه يافته شوند مگر به دستاويزى از خدا و دستاويزى از مردمان و بازگشتند به خشمى از خدا و زده شد برايشان نادارى اين بسبب آنست كه ايشان كافر مىبودند بآيات خدا و مىكشتند پيغامبران را به ناحق اين بسبب گناه كردن ايشانست و بسبب آنكه از حد مىگذشتند ( 112 )
شرح
كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍهستيد شما بهترين گروهى كه از خلوتخانه غيبأُخْرِجَتْ لِلنَّاسِبيرون آورده شده است از براى مردمان قولى آنست كه بوديد شما بهترين امتى در سابق علم يا در لوح محفوظ يا در كتب انبياء ع يا در روز ميثاق كه در جواب ا لست بربكم مسارعت نموديد و خيريت اين امت به جهت آنست كه در سلك خدمت حضرت ع منتظم‌اند شعر لما دعا اللّه داعينا لطاعته باكرم الرسل كنا اكرم الامم بيتچون خدا پيغمبر ما را به رحمت خوانده است * افضل پيغمبران او گشته ما خير الاممو گفته‌اند خيريت اين امت درين سه صفتست كه ياد مىكنيدتَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِمىفرمائيد بمعروف و آن چيزيست كه شرع آن را مستحسن داردوَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِو نهى مىكنيد از منكر و آن چيزى بود كه شارع آن را مستقبح شماردوَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِو مىگرويد از روى تحقيق به خدا و ايمان به خدا متضمن آنست كه ايمان داشته باشند بهر چه ايمان بدان لازم است چه ايمان به خدا وقتى متحقق شود كه بهر چه فرموده كه ايمان آريد به او ايمان آورده باشندوَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِو اگر ايمان آرند و تصديق كنند علماء بنى اسرائيل آن را كه به پيغمبر آخر الزمان فرود آمده يعنى قرآنلَكانَ خَيْراً لَهُمْهرآئينه باشد آن ايمان و تصديق بهتر مر ايشان را از كفر و انكارمِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَبعضى از ايشان گرويدگانند يعنى ابن سلام و اصحاب رض اووَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَو بيشتر ايشان بيرون‌رفتگانند از دائره دينلَنْ يَضُرُّوكُمْبشما ضرر نتوانند رسانيدإِلَّا أَذىًمگر اندك رنجى كه شما را بكفر دعوت كنند يا بهتانى بر مسلمانى بندند يا اهل ايمان را بقتال خود بترسانندوَ إِنْ يُقاتِلُوكُمْو اگر كارزار كنند با شمايُوَلُّوكُمُ الْأَدْبارَپشت‌ها بر شما برگردانند و به هزيمت روندثُمَّ لا يُنْصَرُونَو پس از هزيمت يارى كرده نشوند يعنى نه از خلق يارى بينند و نه حق مددكارىضُرِبَتْوضع كرده شدهعَلَيْهِمُ الذِّلَّةُبر جهودان علامت خوارى در نفس ايشان به حيثيتى كه هرگز منفك نگردد و اصح آنست كه ذلت آن جزيه استأَيْنَ ما ثُقِفُواهر كجا كه يافته شوند آن ذل به ايشان باشدإِلَّااستثناى منقطع است يعنى خوارى لازم ذات ايشانست ليكن ايشان ازين مىرهندبِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِبعهدى از خدا كه قبول جزيه استوَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِو عهدى از مؤمنان باذن خداى تعالى بعد از قبض جزيهوَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِو بازگشتند يهود به خشمى از خدا يعنى سزاوار غضب الهى شدندوَ ضُرِبَتْو زده شد يعنى موضوع گشتعَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُبر ايشان علامت درويشى و احتياج يعنى احاطه كرده شده اين نشانه بديشان چون احاطه بيت مضروب بر اهل آنذلِكَاين خوارى و مسكنت و رجوع بغضب حقبِأَنَّهُمْ كانُوابه‌آنست كه ايشان هستند از روى عناديَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِنمىگروند به قرآن يا به احكام توريت يا بمعجزات محمدوَ يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّو مىكشتند پيغمبران را به ناسزا و ناواجب و فى نفس الامر قتل الانبياء ناحق است اما بحسب اعتقاد ايشان نيز به غير حق بود و اين اقبح است از آنكه اعتقاد حقيت داشته باشد در قتل ايشان و گفته‌اند اگرچه قتل از آباى يهود مدينه واقع شده اما چون رضاى ايشان بدان بود در اعداد قاتلان مىآردذلِكَاين كفر و قتلبِما عَصَوْابسبب آن بود كه نافرمانى كردندوَ كانُوا يَعْتَدُونَو بودند كه تجاوز مىكردند از حدود خداى تعالى آورده‌اند كه چون عبد اللّه بن سلام و ياران او چون ثعلبه و اسد و اسيد رض دولت اسلام دريافتند يهود زبان طعن گشاده مىگفتند كه ايشان از اشرار قوم مااند كه خلاف اسلاف كرده با ما مخالفت نمودند حق سبحانه آيت فرستاد .