تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
3 / 99 بگو اى اهل كتاب چرا بازميداريد از راه خدا كسى را كه ايمان آورد ، مىطلبيد براى آن راه كجى و شما باخبرايد و نيست خدا بىخبر از آنچه مىكنيد ( 99 ) 3 / 100 اى مسلمانان اگر فرمان بريد گروهى را از اهل كتاب كافر گردانند شما را بعد از اسلام شما ( 100 ) 3 / 101 و چگونه كافر شويد و خوانده مىشود بر شما آيات خدا و در ميان شماست پيغامبر خدا و هر كه چنگ استوار كرد به خدا پس هر آئينه راه نموده شد بسوى راه راست ( 101 )
شرح
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِبگو اى اهل توريتلِمَ تَصُدُّونَچرا باز مىداريدعَنْ سَبِيلِ اللَّهِاز راه خداى كه دين اسلام است و منع مىكنيدمَنْ آمَنَكسى را كه بگرويده به خدا و دين حق را قبول كرده مراد عمار ياسرست رض و رفقاى او كه يهود ايشان را بكيش خويش مىخواندندتَبْغُونَهامىطلبيد براى آن راه راستعِوَجاًكجى و انحراف يهود مسلمانان را مىگفتند كه در دين شما كجى هست يعنى اين شخصى كه متابعت او مىكنيد آن پيغمبر موعود نيست و نعت و صفت او را بر وجهى كه تحريف داده بودند با اهل اسلام مىگفتند حق سبحانه تعالى فرمود كه كجى مىطلبيد در دين اسلاموَ أَنْتُمْ شُهَداءُو حال آنكه شما گواهانيد بر آنكه راه راست و دين پسنديده اسلام است و از وصيت ابراهيم ع و يعقوب ع دانسته‌ايدوَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍو خدا بىخبر نيستعَمَّا تَعْمَلُونَاز آنچه شما مىكنيديا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى آن كسانى كه ايمان آورده‌ايد خطاب با جماعت انصار رض است مىگويدإِنْ تُطِيعُوا فَرِيقاًاگر شما فرمان بريد گروهى رامِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَاز يهود كه شاس بن قيس و اصحاب اوينديَرُدُّوكُمْبازگردانند شما رابَعْدَ إِيمانِكُمْپس از ايمان شماكافِرِينَناگرويدگان يعنى اگر متابعت شاش و متابعان او كنيد شما را مرتد سازند و اين شاس جهود حقود و حسود بود پيوسته عيب‌جوئى و بدگوئى مسلمانان كردى و خواستى كه سنگ تفرقه در مجمع يك‌جهتيان انصار اندازد و ايشان دو قبيله بودند اوس و خزرج و در جاهليت ميان ايشان حرب و قتال دائم و قائم بودى چون مسلمان شدند آن خصومت به و داد و اتحاد مبدل شد شاس از روى حسد تدبيرى انگيخت كه همان عداوت ميان آن دو فريق تازه گردد شخصى را فرمود تا در ميان جوانان اوس و خزرج بنشيند و از واقعه بعاث كه حربى عظيم بوده بين القبيلتين سخنى در ميان افكند و قصيده كه در آن ايام مشتمل بر مذمت خزرج گفته بودند بخواند القصه چون ذكر آن محاربه در ميان آمد و ابيات قصيده بمسامع خزرجيان رسيد از غايت آشفتگى ايشان نيز زبان به هجاى اوسيان گشودند تحمل ناكرده آغاز بسبّ خزرجيان كردند و كار از مجادله به مقاتله كشيد و دليران طرفين مضمار مقاتله و ميدان محاربه بياراستند و آغاز به تيرانداختن و تيغ زدن كرده غبار از معركه هيجا برانگيختند مثنوىز يك جانب گروهى رزم‌پرداز * ز ديگر سوى جمعى در تگ و تازدر افتادند همچون شير غران * به گرز و نيزه و شمشير برانفى الحال جبرئيل عليه السلام بدين آيتها نازل شد و خواجه عالم به معركه ايشان درآمده در ميان دو صف قرار گرفت و فرمود كه با وجود آنكه من در ميان شماام داعيه رسوم جاهليت داريد ؟ و پس از آن كه خداى تعالى شما را باسلام گرامى ساخته طريق ديندارى فرومىگذاريد ؟ بشنويد كه خدا چه مىفرمايد پس اين آيتها بر ايشان خواند فى الحال استغفاركنان سلاحها بريختند و اشك‌ريزان يكديگر را در كنار گرفتند و دانستند كه اگر فرمان يهود مىبرند از ايمان بكفر بازميگردند و حق تعالى با ايشان برين وجه خطاب مىكندوَ كَيْفَ تَكْفُرُونَو چگونه كافر مىشويدوَ أَنْتُمْ تُتْلىو حال آنست كه شمائيد كه خوانده مىشودعَلَيْكُمْ آياتُ اللَّهِبر شما قرآن اووَ فِيكُمْ رَسُولُهُو در ميان شما هست رسول اووَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِو هر كه چنگ درزند بدين خدايا بكتاب اوفَقَدْ هُدِيَپس به درستى كه راه نموده شدإِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍبسوى راه راست .