تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
3 / 102 اى مسلمانان بترسيد از خدا حق ترسيدن از وى و نميريد مگر مسلمان شده ( 102 ) 3 / 103 و چنگ زنيد به رسن خدا جمع آمده و پراگنده مشويد و ياد كنيد نعمت خدا را كه بر شماست چون بوديد دشمن يكديگر پس الفت داد ميان دلهاى شما پس شديد به نعمت خدا برادر يكديگر و بوديد به كنارهء مغاكى از آتش پس رهانيد شما را از ان همچنين بيان مىكند خدا براى شما نشانهاى خود را تا باشد كه راه يابيد ( 103 ) 3 / 104 و بايد كه باشد از شما گروهى كه بخوانند بسوى نيكوكارى و بفرمايند به كار پسنديده و منع كنند از ناپسنديده و آن گروه ايشانند رستگاران ( 104 )
شرح
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى گروه گرويدگاناتَّقُوا اللَّهَبترسيد از خداحَقَّ تُقاتِهِچنانچه سزاى ترسيدنست نزد اكثر علما اين آيت منسوخست چه تقوى بر آن وجه كه حق آن باشد هيچ‌كس را نمىتواند بود پس عنايت الهى بار اين مشقت ازين امت رفع فرموده ناسخ اين آيت فرستاد كهفَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْپرهيزگارى كنيد بدان مقدار كه مقدور شماستوَ لا تَمُوتُنَّو مميريدإِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَمگر آنكه شما مسلمانان باشيد لفظ نهى بر موت واقع شده اما فى الحقيقة امرست به اقامت اسلام تا بر مسلمانى بميرندوَ اعْتَصِمُواو چنگ ورزنيد اى انصاربِحَبْلِ اللَّهِبدين خدا كه حبل المتين استجَمِيعاًهمه شما و بقول بعض علما حبل اللّه اينجا قرآن است يا موافقت حضرت پيغمبر ص امر مىكند كه همه مجتمع باشيد در اعتصام بذيل متابعت سيّد انام عليه السلام چه بىآنكه به ظاهر و باطن چنگ در اتباع آن حضرت ص زنيد نه راه به مقصد اصلى توان برد و نه بمطلوب حقيقى توان رسيد رباعىخفا كه بىمتابعت سيد رسل ص * هرگز كسى به منزل مقصود ره نيافتاز هيچ رو به هيچ درى راه نه مىدهندآن را كه ز آستانه او روى دل بتافتوَ لا تَفَرَّقُواو پراگنده مشويد از خدمت وىوَ اذْكُرُواو ياد كنيدنِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْنعمتهاى خدا را كه بر شما افاضت كرده و آن اسلام است و قرآن و هجرت پيغمبر ص به بلده ايشانإِذْ كُنْتُمْ أَعْداءًآن را ياد داريد كه بوديد شما با يكديگر دشمنان كه پيوسته حرب مىكرديدفَأَلَّفَپس خدا پيوند دادبَيْنَ قُلُوبِكُمْميان دلهاى شما به بركت اسلام و ميمنت خواجه انامفَأَصْبَحْتُمْپس گشتيد شمابِنِعْمَتِهِ إِخْواناًبه رحمت خدا برادران يكديگروَ كُنْتُمْو بوديد شما به‌واسطه ضلالت و جهالتعَلى شَفا حُفْرَةٍبر كنارهء مغاكىمِنَ النَّارِاز آتش دوزخ يعنى مشرف بوديد بر وقوع در آن و اگر مرگ شما را بر آن حال دريافتى هرآئينه به دوزخ مىرفتيدفَأَنْقَذَكُمْ مِنْهاپس شما را باز رهانيد خدا از آن حفره يا از آن آتشكَذلِكَهمچنان‌كه كه بيان كرد حال شما را از نفرت قديمى و الفت مجدّديُبَيِّنُ اللَّهُبيان مىكند خدا و روشن مىگرداندلَكُمْ آياتِهِبراى شما دلائل وحدانيت خود رالَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَتا باشد كه شما ثابت مانيد بر طريق هدايتوَ لْتَكُنْ مِنْكُمْو هرآئينه بايد كه باشد از شماأُمَّةٌگروهى كه ايشانيَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِبخوانند مردمان را به نيكوئى يعنى بدين اسلام يا به ايتلاف مؤمنان با يكديگر و جمعى برآنند كه اين داعيان مؤذّنانند كه خلق را به عبادت خدا مىخوانندوَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِو مىفرمايند به نيكوئىوَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِو بازدارند از منكر و معروف آنست كه موافق كتاب و سنت باشد و منكر آنكه مخالف قرآن و حديث بود و نزد محققان معروف خدمت حقست و منكر صحبت نفسوَ أُولئِكَو آن گروهى كه داعى خير و امر معروف و ناهى منكراندهُمُ الْمُفْلِحُونَايشان رستگارانند .