79 / 35
روزى كه ياد كند آدمى آنچه عمل كرده بود ( 35 )
79 / 36
و ظاهر كرده شود دوزخ براى هر كه ديدنش خواهد ثواب و عقاب متحقق گردد ( 36 )
79 / 37
اما كسى كه از حد درگذشته باشد ( 37 )
79 / 38
و برگزيده باشد زندگانى اين جهانى را ( 38 )
79 / 39
پس هر آئينه دوزخ همانست جاى او ( 39 )
79 / 40
و اما كسى كه ترسيده باشد از ايستادن بحضور پروردگار خويش و بازداشته باشد نفس را از شهوت ( 40 )
79 / 41
پس هر آئينه بهشت همانست جاى او ( 41 )
79 / 42
مىپرسند ترا از قيامت كى باشد تحقيق آن درجه ( 42 )
79 / 43
در چه منزلتى تو از علم آن ( 43 )
79 / 44
بسوى پروردگار تست منتهاى علم آن ( 44 )
79 / 45
جز اين نيست كه تو ترساننده كسى را كه بترسد از وى ( 45 )
79 / 46
روز كه ببينند آن را چنانستى كه ايشان درنگ نكرده بودند به دنيا مگر بيك وقت شام يا يك وقت ضحى كه پيش ازان بود ( 46 )
شرح
يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسانُروز كه ياد آرد انسانما سَعىآنچه سعى كرده باشد در عمل آن يعنى همه را نوشته بدست او دهند تا بخواندوَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُو ظاهر گردانيده شود دوزخلِمَنْ يَرىمر كسى را كه بيند يعنى آشكارا شود وجهى كه هر كه اهل رويت باشد بيندفَأَمَّا مَنْ طَغىپس هر كه از حد برده باشد و نگرويدهوَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْياو برگزيده زندگانى دنيا را يعنى سلوك سبيل آخرت فراموش كرده و كار او نساختهفَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوىپس به درستى كه دوزخ همين جاى آرام او استوَ أَمَّا مَنْ خافَو اما هر كس كه ترسيده باشدمَقامَ رَبِّهِاز ايستادن خود نزد پروردگار خود يعنى در موقف عتاب و عرضوَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوىو بازداشته نفس خود را از آرزوى او يعنى از متمناى حرام و ناشايستهفَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوىپس به درستى كه بهشت همان آرامجاى اوست در فصول آورده كه اين آيت در شان كسى است كه قصد معصيتى كند در خلوت و بر ان قادر بود و خلاف نفس نموده از خداى تعالى بترسد و از ان عمل دست بازدارد نظمگر نفسى نفس بفرمان تست * در كفش آور كه بهشت آن تستنفس كشد هر نفسى سوى پست * هر كه خلافش نفسى زد برستيَسْئَلُونَكَمىپرسند ترا اى محمد صلى اللّه عليه و سلّمعَنِ السَّاعَةِاز روز رستخيز و مىگويندأَيَّانَ مُرْساهاكى باشد اقامت آن روز و در چه زمان بيايدفِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْراهادر چه چيزى تو از ياد كردن آن عائشه رضى اللّه عنها فرمود كه حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم كه وقت آن از خداى بپرسد حق سبحانه فرمود كه تو از دانستن قيامت بر چه چيزى يعنى علم آن حق تو نيست زينهار تا نپرسىإِلى رَبِّكَ مُنْتَهاهابسوى پروردگار تست منتهاى علم قيامت يعنى كس را خبر ندهد چه اطلاع بر آن خاصه حضرت او است -إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشاهاجز اين نيست كه تو بيمكننده هرك را بترسد از قيامتكَأَنَّهُمْگويا كه كفّار مكّهيَوْمَ يَرَوْنَهاروز كه ببينند قيامت را كه از آمدن آن مىپرسندلَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةًدرنگ نكردهاند در دنيا يا در قبر مگر شبانگاه روزىأَوْ ضُحاهايا چاشت آن روز كه عشيه آن مذكور شد يعنى از هول آن روز مدّت زندگانى خود را فراموش كنند و چنان پندارند كه نبودهاند در دنيا مگر چاشتگاهى يا شبانگاهى .