79 / 12
گفتند آن رجوع آنگاه رجوع زياندهنده باشد ( 12 )
79 / 13
پس جز اين نيست كه آن واقعه يك آواز تند است ( 13 )
79 / 14
پس ناگهان ايشان به روى زمين آمده باشد ( 14 )
79 / 15
آيا آماده است پيش تو خبر موسى ( 15 )
79 / 16
چون آواز دادش پروردگار او بوادى پاك طوى نام ( 16 )
79 / 17
كه برو بسوى فرعون هر آئينه وى از حد گذاشته است ( 17 )
79 / 18
پس بگو كه هيچ ميلست ترا به آنكه پاكيزه شوى ( 18 )
79 / 19
و راه بنمايم ترا بسوى پروردگار تو پس بترسى ( 19 )
79 / 20
پس بنمود فرعون آن معجزه بزرگ را ( 20 )
79 / 21
پس دروغ داشت و نافرمانى كرد ( 21 )
79 / 22
پس ازان مجلس بازگشت تدبيركنان ( 22 )
79 / 23
پس جمع كرد قوم خود را پس آواز داد ( 23 )
79 / 24
پس گفت من پروردگار بزرگوارتر شماام ( 24 )
شرح
قالُواپس گفتند از روى استهزاء كه اگر چنين باشدتِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌآن بازگشتن آنگاه بازگشتنى باشد با زيان يعنى اگر ما را رجوع باشد بحشر پس با زيانكاران باشيم چه پيوسته تكذيب آن كردهايم حق سبحانه مىفرمايد كه دشوار مگيريد امر قيامت رافَإِنَّما هِيَپس جزين نيست كه آنزَجْرَةٌ واحِدَةٌيك فرياد است يعنى يك دميدن اسرافيل عليه السلام كه همه خلائق بدان زنده شوندفَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِپس آنگاه ايشان در زبر زمين بوده باشند و گفتهاند كه ساهره نام زمين است نزديك بيت المقدس در حوالى جبل اريحا كه محشر آنجا بود و خداى تعالى آن را گشاده گرداند چندانكه خواهد و گويند زمين ساهره را خدا بيافريند از نقره خام و طول و عرض آن جبل برابر زمين دنيا باشدهَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسىآيا نيامد به تو يعنى آمد سخن موسى كليم اللّه تا تسلّى دهى دل خود را بر تكذيب قوم و خبر فرمائى از وعده مؤمنان و وعيد كافرانإِذْ ناداهُياد كن چون بخواند موسى ع را پروردگار اورَبُّهُ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىًبوادى پاكيزه يعنى طوى و آن نام واديست يا بمعنى مرتين است يعنى دو بار پاكيزه شد يا دو بار ندا كرده شده كهاذْهَبْبرو به رسالتإِلى فِرْعَوْنَبسوى فرعونإِنَّهُ طَغىبه درستى كه او از حد درگذشته است در تكبّرفَقُلْ هَلْ لَكَپس بگو مر او را كه اى طاغى هيچ است مر ترا ميلى و رغبتىإِلى أَنْ تَزَكَّىبسوى آنكه پاك شوى از كفر و عصيانوَ أَهْدِيَكَو هيچ مىخواهى كه راه نمايم تراإِلى رَبِّكَبشناخت آفريدگار توفَتَخْشىپس بترسى از عذاب او و حذر نمائى از سركشى و نافرمانى موسى عليه السلام به حكم خدا نزد فرعون رفت و تبليغ رسالت كرد و او معجزه طلبيدفَأَراهُ الْآيَةَ الْكُبْرىپس بنمود او را موسى عليه السلام معجزه بزرگتر كه قلب عصا بود به حيّهفَكَذَّبَ وَ عَصىپس تكذيب كرد فرعون موسى عليه السلام را و عاصى شد در فرمان خداى يعنى چون ديد كه عصا اژدها شد گفت اين از نزديك خدا نيست بلكه سحر موسى ع استثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعىپس پشت بر موسى ع كرد يعنى روى ازو بگردانيد مىشتافت بابطال امر او و گفتهاند بترسيد از اژدها و پشت گردانيده مىشتافت در گريختنفَحَشَرَ فَنادىپس جمع كرد قوم خود را پس ندا كرد مر ايشان را بنفس خودفَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلىپس گفت منم پروردگار بزرگتر شما يعنى اصنام كه بر صورت مناند همه خدايانند و من از همه بزرگترم امام قشيرى قدس سره در لطائف آورده كه ابليس اين سخن مىشنيد گفت مرا طاقت اين كلام نيست من دعوى انا خير منه كردم بر آدم اين بلا به من رسيد او كه چنين لافى مىزند تا كار او به كجا رسد .